مطلبی خواندنی که در یک نشریه معتبر غیر دینی چاپ شده است !
شایان ذکر است که هنوز مشخص نکرده اند که فرد مورد نظر پس از گذشت دوره 7روزه اغماء، چگونه از عوارض ناشی از حمله باکتری «ای کولی» نجات یافته و نه تنها آن بیماری متوقف شده، بلکه عوارض ایجادشده هم ترمیم شده اند؟!!!
اما.....مجله آمریکایی «نیوزویک» در شماره جدید خود مطلبی را به پزشک متخصص مغز و اعصاب اختصاص داده است که به گفته خودش، هفت روز «زندگیای با هوش غیرانسان» را تجربه کرده است، تجربه ای که وی آن را حسی شیرین و «آن جهانی» می داند!
وی از دنیایی سخن می گوید که اتحاد اساس آن است و آن قدر زیباست که «پنج ثانیه اش" ارزش عمری انتظار را دارد !
دکتر «ایبِن الکساندر» که تجربه خود از مرگ و نیستی را در مطلب ویژه مجله «نیوزویک» به رشته تحریر در آورده، مینویسد به عنوان یک جراح مغزهیچگاه به پدیده تجربههای جهان پس از مرگ و چنین مقولاتی باور نداشتم. پدرم هم مانند خود من جراح مغز و اعصاب بود و من نیز به تبعیت از او راه خود را در دنیای علم پی گرفتم و جراح مغز شدم و در دانشگاه های زیادی از جمله «دانشگاه هاروارد» به تدریس این شاخه از علم پزشکی پرداختم. بنابراین، کاملاً می دانم در مغز آدمهایی که ادعا می کنند آن جهان را تجربه کردهاند چه میگذرد.
مغز ? بهبود& به چندانی امید که بود بد آنقدر اوضاعم رفتم، اورژانس اتاق وقتی صبح، روز میخوردآن را مغزم ذره و نخاعم مغزی مایع جان افتاده کولی» «ای باکتری میشود. دیده نوزادان در بیشتر شدهام نادر مننژیت نوعی دچار رسیدند نتیجه این میکردم، کار اعصاب مغز جراح عنوان آنجا هم خودم برقضا دست ویرجینیا، ایالت «لینچبرگ» عمومی بیمارستان پزشکان است; جانداران دیگر از ما تمایز باعث دارد برعهده احساسات ها اندیشه کنترل است بخشی کورتکس افتاد. کاملا ساعت، چند فاصله تنها شدم. بیدار خواب شدید سردرد یک با پیش سال چهار حدود زود، خیلی صبح اوایل هستم? چیزی همان یعنی کرد، خواهم بازگو دانشمند» «یک علمی زبان منطق داستانم دارند، حرفهایی چنین راجع نظری چه شکاکیون میدانم چون بگویم همینجا دارد. وجود دلیل مرگ پس هوشیاری برای کنم باور شد موجب کردم تجربه فعال، نئوکورتکس غیبت بردم. سر اغما حالت روزی هفت بود، «نئوکورتکس» بخش حالی رسید ۲۰۰۸ اینکه تا منوال بدین اوضاع باشم: داشته باورهایی نباید میدانستم دانشمند همه، آورده. ارمغان برایشان آرامشی شبهه بدون ایمان میخوردم غبطه بهشان دلم هست خدایی دنیا جایی بالاخره کنند داشتند دوست میفهمیدم آنهایی حرف نداشتم. دل کینهای آورند حساب معمولی خوب آدم فراتر موجودی مسیح عیسی بودند علاقهمند کسانی نیست. دینی فرائض عامل چندان معتقد مسیحی داشتم تعریفی اینها، میشداین ثبت پیوسته داشت قرار دقیق نظارت تحت من حیاتی نشانههای مدت تمام دوم کامل طور اول بود؛ متفاوت بیماران همه جهت دو نیز مورد باشند. کرده سفر واقعی دنیای بیمارانی نبود معنا بدان هرگز میگفتند هرچه اما کنند. افسانهسراییها شگفتشان تجربههای خود، بازیابی جدی آسیبهای درمانی دوره گذران بعد ببینم آدمهایی نداشت تعجب جای برایم اوصافی، دهد. نشان واکنش بکاهید دریافتی اکسیژن اندکی است،کافیست برخوردار ظریفی العاده فوق حال عین آور اعجاب مکانیسم آدمی>من سالهای سال به عنوان جراح مغز و اعصاب در معتبرترین مؤسسات جهانی خدمت کردهام. میدانم که بسیاری از همکارانم بر این باور پافشاری میکنند که مغز، و به ويژه کورتکس، این عضو کلیدی، سر منشأ هوشیاری خاص نوع آدمی است. خود من هم همین طور فکر میکردم.
اما این باور، این نظریه امروز در برابر من رنگ باخته و آنچه بر من گذشت در پهنه باورهایم جایی برای آن باقی نگذاشت. از همین رو قصد دارم باقیمانده عمرم را به بررسی ذات راستین ">هوشیاری بپردازم و به همکارانم در عرصه علم و نیز به جهانیان نشان بدهم که ما پدیدههایی بسیار بسیار فراتر از مغزهای فیزیکی خود هستیم.
در دنیای امروز بسیاری بر این عقیدهاند که واقعیت معنوی دین در دنیای مدرن قدرت خود را از دست داده و علم، در برابر (ایمان) ، راه رسیدن بشر به واقعیت وجود است. پیش از این تجربه، من نیز تا حد زیادی در صف طرفداران این مکتب بودم،
اما امروز متوجه شدهام که این دیدگاه به شدت سادهانگارانه است. تصویر مادیگرا از کالبد و مغز به عنوان مولدان هوشیاری، و نه ظرف آن ! محکوم به شکست است.
در مقابل، تلقی نوینی از کالبد و ذهن ظهور خواهد کرد که هم اکنون هم نشانههایش را میتوان مشاهده کرد. این دیدگاه نو به همان میزان مبتنی بر دین است که بر دانش استوار و غایتش را چیزی قرار خواهد داد که بزرگترین دانشمندان بیش و پیش از هر چیزی در طول تاریخ بشری همواره در جستجوی آن بوده اند؛
چیزی به نام حقیقت....