درس هايي  از جنس فن بيان

بی‌تردید یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که هر سخنرانی لازم است به آن مجهز باشد، مدیریت استرساست.

به همین علت، معمولاً در آموزش فن بیان، بخشی از تمرین‌ها و تکنیک‌ها به مدیریت استرس اختصاص پیدا می‌کند.

بسیاری از کسانی که ما احساس می‌کنیم فن بیان قوی ندارند، صرفاً به علت ضعف در مدیریت استرس این‌گونه به‌نظر می‌رسند.

با توجه به اینکه ما درس مدیریت استرس را به صورت مستقل ارائه کرده‌ایم، قاعدتاً لازم نیست در اینجا دوباره به تکرار آن بحث‌ها بپردازیم.

 

اما اجازه بدهید بر یک نکته تاکید کنیم:

هنگام مطالعه درس‌های مدیریت استرس توجه داشته باشید که بخش قابل توجهی از تنش‌ها و استرس‌های سخنرانی، از جنس فشار روانی (Pressure) هستند و نه استرس (Stress).

به عبارت دیگر، چالش سخنران تنش‌های جاری زندگی که سلامت ما را تهدید می‌کنند نیست. بلکه تنش‌های مقطعی است که ممکن است عملکرد او را کاهش دهند.

مطالعه‌ی درس کاهش عملکرد در اثر فشار روانی می‌تواند این مسئله را بهتر برای شما شفاف کند.

 

فن بیان و اهمیت کنترل حجم صدا

هر کس با شما در مورد فن بیان و بالا بردن قدرت بیان صحبت کند، احتمالاً در مورد حجم صدا و اهمیت آن هم صحبت خواهد کرد.

بنابراین، اجازه بدهید که ما از تکرار مکررات صرف نظر کنیم و صرفاً یک تمرین ساده اما موثر را به شما پیشنهاد کنیم:

این تمرین به عنوان یکی از ساده ترین تمرینات فن بیان، به‌تنهایی می‌تواند بخش مهمی از کیفیت سخنرانی شما را بهبود دهد.

به خاطر داشته باشید که یکی از محل‌های فرضی که انتخاب می‌کنید، کسی باشد که چند متر عقب‌تر و پشت سر شما نشسته است.

انتخاب سرعت مناسب برای بیان کلمه‌ها و جمله‌ها

این بحث‌ هم، مانند بسیاری از مباحثی که در آموزش فن بیان مطرح می‌شوند، ساده و بدیهی به نظر می‌رسد.

اما اگر کمی به سخنرانی و شیوه‌ی حرف زدن کسانی که به نظرتان قدرت بیان بالایی دارند فکر کنید، می‌بینید که به خوبی با سرعت بیان بازی می‌کنند و به تناسب بحث، آن را تغییر می‌دهند.

همه می‌دانیم که سرعت مناسب مهم است. همچنین می‌دانیم که سرعت حرف زدن ما نباید در تمام طول یک جمله یا تمام طول سخنرانی ثابت باشد.

بلکه مناسب است که بسته به موضوع، سرعت خود را تغییر دهیم.

 یا چه تمرین‌هایی می‌توانند به ما کمک کنند که سرعت حرف زدن خود را بیشتر و بهتر کنترل کنیم.

 چهار تمرین پیشنهاد می‌کنیم 

صدای خود را با سرعت‌های متفاوت ضبط کنید

این تمرینِ ساده، برای تقویت فن بیان بسیار ارزشمند است.

برخی به شما توصیه می‌کنند که آهسته‌تر حرف بزنید تا مسلط‌تر به نظر برسید.

اما بعضی از ما، اتفاقاً بسیار آهسته صحبت می‌کنیم و مناسب‌تر است که تندتر صحبت کنیم تا حس تسلط را بیشتر و بهتر القا کنیم.

کلید جستجوی پاسخ هم بسیار ساده است.

از نقش‌های ارشد استفاده کنید

ما عادت داریم که سخنرانی‌های خودمان را تمرین کنیم.

همان موضوعاتی که در حالت عادی در موردش حرف می‌زنیم یا قرار است در موردش حرف بزنیم.

اما یک تمرین فن بیان بسیار زیبا و اثرگذار این است که به جای افرادی که در موقعیت‌های ارشد هستند صحبت کنیم.

در اتاق و در خلوت خودتان، فرض کنید رییس جمهور یا وزیر هستید و در مورد یکی از مسائل مربوط به آن موقعیت‌ها صحبت کنید.

یا اینکه اگر قرار است در مراسم همکار نمونه از شما تقدیر شود، به جای اینکه سخنرانی خودتان را تمرین کنید، به جای مدیرعامل که قرار است در ابتدای مراسم صحبت کند حرف بزنید و تمرین کنید.

تمرین موقعیت‌های برتر و ارشدتر، می‌تواند کمک موثری برای فاصله گرفتن از چارچوب ذهنی و محدودیت‌های خودساخته‌ی فکر ما باشد.

از کتابهای  قصه غافل نشوید

اگر همچنان احساس می‌کنید که سرعت حرف زدن شما چندان در اختیارتان نیست، یا اینکه کلمات‌ را به خوبی و وضوح ادا نمی‌کنید، کتابهای کودکان را با صدای بلند بخوانید.

فضای این کتابها، صفحه بندی آنها، تصاویر و کلمات‌شان، ما را وادار می‌کند شمرده‌تر و دقیق‌تر و شفاف‌تر صحبت کنیم

متن های صوتی کوتاه درست کنید

متن‌های پاراگراف فارسی متمم هم می‌توانند محل خوبی برای پیدا کردن سوژه‌ی مناسب باشند.

بخش مهمی از تسلط شما بر فن بیان به شیوه تنفس‌تان مربوط می‌شود

یکی از نخستین نشانه‌هایی که دیگران می‌توانند متوجه شوند که شما گرفتار فشار و استرس شده‌اید و چندان بر خودتان مسلط نیستید، شیوه‌ی نفس کشیدن شماست.

استرس و فشار روانی، معمولاً عمق تنفس‌های ما را کمتر و تعداد آنها را افزایش می‌دهد.

به علت بحث‌های متعددی که در زمینه نقش تنفس در سخنرانی وجود دارد ما این بحث را در درسی مستقل مورد توجه قرار می‌دهیم.

رابطه زبان بدن و فن بیان را فراموش نکنید

در مورد اهمیت زبان بدن در سخنرانی‌ها، به اندازه‌ی کافی صحبت شده است.

تاکید بر این نکات در حدی است که گاه، استفاده از حرکات بدن بسیار افراطی شده و از حالت طبیعی خارج می‌شود.

شاید شما هم سخنران‌هایی را دیده باشید که حرکات دست و پای آنها آن‌قدر زیاد و افراطی و تصنعی است که خاطرات اجرای دکلمه در دوران دبستان را برای ما زنده می‌کند.

اما به هر حال،  افراط یا تفریط در به‌کارگیری زبان بدن می‌تواند اثربخشی سخنرانی ما را کاهش دهد. 

اگر قصد دارید زبان بدن را به شکلی موثرتر در سخنرانی‌ها به کار بگیرید، یکی از راهکارهای ساده، در نظر گرفتن زبان بدن به عنوان ابزار علامت‌گذاری در سخنرانی است.

وقتی قصد دارید در سخنرانی یک سوال مطرح کنید، بدن خود را چگونه با وضعیت سوالیِ پیام، همراه می‌کنید؟

با توجه به اینکه ما در مورد زبان بدن، به صورت مستقل صحبت کرده‌ایم، برای مطالعه بیشتر می‌توانید به مجموعه درس‌های زبان بدن مراجعه کنید:

 آموزش زبان بدن

اما اگر فعلاً قصد یا فرصت ندارید همه‌ی مباحث مربوط به زبان بدن را پیگیری کنید، پیشنهاد می‌کنیم حداقل کلیپ آموزشی زیر را ببینید:

 استفاده از حرکات دست هنگام سخنرانی و صحبت کردن

اهمیت ارتباط چشمی در سخنرانی و فن بیان

در مورد ارتباط چشمی و نقش آن در فن بیان، ما درس مستقلی را در متمم در نظر گرفته‌ایم:

 تکنیکهای برقراری ارتباط چشمی در سخنرانی

با این حال، اجازه بدهید که یک نکته‌ی بسیار مهم را در همین جا خدمت شما یادآوری کنیم:

نقطه‌های امن، مهم‌ترین تکیه گاه‌های شما هستند

انبوهی توصیه وجود دارد که چشم‌های خود را هنگام سخنرانی چگونه حرکت دهید.

به کجاها نگاه کنید و به کجاها نگاه نکنید.

مثلث طلایی و مربع نقره‌ای و شش ضلعی پلاتینیومی و صفحه‌ی هدف و انواع اصطلاحات، بخش مهمی از کتاب‌های فن بیان و سخنرانی را در اختیار خود گرفته‌اند.

اما یک نکته را فراموش نکنیم:

 

اگر خیلی بدشانس نباشید، حتی در یک جمع کوچک چند ده نفری هم، همیشه دو یا سه نفر انسان مثبت پیدا می‌کنید.

کسانی که حتی وقتی غلط هم صحبت کنید، به شما لبخند می‌زنند.

حتی از حرف‌های بی‌خاصیت‌ هم با دقت یادداشت برمی‌دارند.

و یا اینکه با شما احساس همدلی می‌کنند و به شدت مراقب هستند که هر بار نگاه‌شان می‌کنید لبخند بزنند تا روحیه بگیرید.

اگر چنین مخاطب‌هایی در میان مخاطبان وجود داشته باشد، این افراد را بی‌تردید می‌توانمخاطب‌های طلایی دانست.

در همان دقیقه‌های اول به سادگی می‌توانید آنها را کشف کنید.

حتماً گاه و بیگاه به آنها نگاه کنید و اجازه دهید با نگاه‌شان از شما حمایت کنند.

اگر در میان جمع دوستانی دارید که شما را می‌شناسند و دوست دارند، حتی قبل از شروع سخنرانی می‌توانید به آنها یادآوری کنید که چنین نقشی داشته باشند.

کافی است به آنها بگویید که روی لبخند حمایت آنها حساب می‌کنید.

این هم شکلی از حمایت اجتماعی است و مطمئناً دوستان‌تان هم از اینکه چنین فرصتی دارند خوشحال خواهند شد.

کاري خلاقانه از  يک معلم

معلم خلاقي که دانش آموزانش را به وجد آورد.
طيبه گوراني آموزگار پايه اول دبستان شهيد مفتح منطقه شهاب جزيره قشم در روز کودک پارچه سفيدي به دانش‌آموزانش داد و از آنها خواست که روي آن نقاشي کنند
و چند هفته بعد، از پارچه نقاشي شده، مانتو دوخت و در روز دانش‌آموز با اين مانتو به کلاس آمد و موجب شادي دانش‌آموزانش شد. رضوان حکيم زاده معاون آموزش‌ ابتدايي وزير آموزش و پرورش با تقدير از ابتکار معلم خلاق جزيره قشم نوشت اينکه شما با ذوق و قريحه خويش دانش‌آموزان کلاس اول را شگفت زده کرديد و آنها با
اين فرصت به دنياي دوستي و محبت وارد شدند، بسيار ارزشمند است، اين درس هنرمندانه به ما مي آموزد که هرآنچه آميخته با هنر و عشق شود، ماندگار خواهد شد.

امروز  روز  مهرباني است

امروز13نوامبر روز جهاني مهرباني روز/ لبخند محبت آميز/ نام گرفته است و همه سعي مي کنند در اين روز بهم لبخند محبت آميز زده و ناراحتي ها و دلخوري ها را فراموش کنند.مطالعات نشان مي‌دهند که محبت ديدن باعث افزايش قدرت سيستم ايمني بدن و افزايش توليد سروتونين در مغز واحساس آرامش و رضايت خاطر مي‌شود.
بر اساس آخرين تحقيقات انجام شده در دانشگاه هاروارد، سالمنداني که مورد لطف اطرافيان قرار مي‌گيرند، کمتر دچار استرس، دردهاي مزمن و حتي بي‌خوابي مي‌شوند. محبت کردن و محبت ديدن، دو برابر آسپيرين، قادر به محافظت از قلب در برابر بيماري‌هاي قلبي است. قدمت روز مهرباني به سال 1960 باز مي گردد که براساس آن جنبشي در ژاپن شکل گرفت تا مهرباني را ارج نهاده و رفتار محبت آميز در کارهاي روزمره را تشويق کند. اين ابتکار ژاپني به ديگر کشورهاي جهان گسترش يافت و از سال 1997 در سراسر جهان روز 13 نوامبر به عنوان روز مهرباني گرامي داشته مي شود.

چگونه دوست داشتنی باشم؟

🔵 ۱۷ عادت گفتاریِ افرادی که خیلی دوست داشتنی هستند:

۱. هرجا که می‌توانند مودب باشند، هستند
۲. قدردان محبت‌های کوچک هستند
۳. تعریف کردن‌شان از شما واقعی است و چاپلوسی نمیکنند
۴. از ته دل همدردی می‌کنند
۵. اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک می‌گذارند
۶. به دیگران پیشنهاد کمک می‌دهند
۷. با اعتماد به نفسِ به‌جا صحبت می‌کنند
۸. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده می‌کنند
۹. یادشان نمی‌رود که عضوی از تیم هستند
۱۰. دیگران را به هم معرفی می‌کنند
۱۱. نوبت‌شان را فراموش نمی‌کنند
۱۲. به دیگران می‌گویند که به آنها اعتماد دارند
۱۳. به دیگران اجازه می‌دهند برای خودشان تصمیم بگیرند
۱۴. گوش می‌دهند و می‌خواهند بیشتر بدانند
۱۵. مسئولیت‌پذیر هستند
۱۶. حمایت‌شان را اعلام می‌کنند
۱۷. همیشه می‌پرسند: «چرا نشه؟»
آدم‌ های دوست داشتنی آدم‌هایی به شدت رویاپرداز، فوق العاده مثبت‌نگرو شاد و درنهایت عمل‌گرا هستند.

دوره های جدید آموزش فن بیان و ارتباط موفق با سابقه ۲۲ سال و مجوز ارشاد

موسسه ترنم اندیشه روشن با مجوز ارشاد و ۲۲ سال سابقه ، دوره های آموزشی پاییز همچنان فعالانه ادامه دارد

محل برگزاری : آموزشگاه ترنم خیابان ولیعصر بالاتر از پارک ساعی کوچه ساعی دوم مجتمع سیمای ساعی طبقه چهارم واحد ۱۴

تلفن تماس: ۸۸۲۰۳۰۳۳

۰۹۳۰۳۱۶۳۳۲۹

یک روز در هفته در مجموع ۱۴ جلسه ۴۲ ساعت

مبلغ شهریه: ۳۵۰ هزار تومان

در پایان دوره گواهینامه معتبر زیر نظر ارشاد تقدیم میشود

دوره های تربیت مربی آموزش فن بیان نیز در همین آموزشگاه برگزار میشود.

 

ثيت نام دوره هاي آموزشي جديد آموزش فن بيان و مهارتهاي ارتباطي سال 97

آموزش  فن بیان و سخنوری – فرزانه معصومیان

 در اين دوره ها  چه خواهید آموخت؟

داشتن صدایی رسا
مدیریت ترس از سخنرانی
زبان بدن
داشتن کاریزما
هنر متقاعد کردن

روزهاي شنبه/ دوشنبه/نجشنبه و جمعه ( يک روز در هفته)

چه کسانی در این دوره شرکت می کنند؟

کسانی که در این دوره شرکت می‌کنند یا سمت مدیریتی دارند و یا افراد فوق‌العاده موفقی هستند که داشتن  فن بیان خوب و اجرای سخنرانی، فوق‌العاده برای آنها ضروری است . از همین رو مطالب این دوره به گونه‌ای است که اگر مخاطبان با دوره همراه باشند، در انتهای دوره:

  • شما ترس از صحبت در جمع را کنترل خواهید کرد
  • دقیقاً می‌دانید که چگونه یک سخنرانی را طراحی کنید؟
  • چگونه حتی بدون آمادگی قبلی سخنرانی‌های ارزشمندی انجام دهید؟
  • چگونه صدای مناسب یک سخنران را داشته باشید؟
  • چگونه صحبت خود را به صورت حرفه‌ای پیکربندی کنید و حین صحبت خود گیج نشوید
مکان برگزاری دوره هاي  فن بیان : تهران، خیابان ولی عصر، بالا تر از پارک ساعی، ساختمان سیمای ساعی طبقه چهارم واحد 14

کارگاه آموزشی فن بیان و سخنوری فرزانه معصومیان 

برای شرکت در این رویداد با شماره ۰۹۳۰۳۱۶۳۳۲۹ و 02188203032 تماس بگیرید

موسسه ترنم انديشه روشن زير نظر ارشاد

صحبت کردن خود را تصحيح  مي کنيم

درست صحبت كردن را بياموزيد

امروزه بسياري از نظريه‌پردازان و صاحب‌نظران علوم ارتباطات بر اين عقيده‌اند كه مهارت‌هاي ارتباطي نقش بسيار مهمي در موفقيت انسان چه در زندگي كاري و اداري و چه در زندگي شخصي آنان دارد. به جرات مي‌توان ادعا كرد كه يكي از مهم‌ترين دلايل شكست‌هايي كه انسان در زندگي خود با آن مواجه مي‌شود اين است


امروزه بسياري از نظريه‌پردازان و صاحب‌نظران علوم ارتباطات بر اين عقيده‌اند كه مهارت‌هاي ارتباطي نقش بسيار مهمي در موفقيت انسان چه در زندگي كاري و اداري و چه در زندگي شخصي آنان دارد.

به جرات مي‌توان ادعا كرد كه يكي از مهم‌ترين دلايل شكست‌هايي كه انسان در زندگي خود با آن مواجه مي‌شود اين است كه قبل از اتخاذ تصميم و مبادرت به انجام يك كار (انتخاب شغل، ازدواج، تربيت فرزند و امثال آن)‌ سعي نكرده است كه مهارت‌‌هاي ارتباطي و رفتاري لازم براي انجام آن كار را كسب كند.

پژوهش‌هاي انجام شده حاكي از آن است كه مهارت‌هاي لازم براي برقراري ارتباط موثر را مي‌‌توان از طريق آموزش و تمرين ياد گرفت و البته كسب اين مهارت‌ها چندان آسان به نظر نمي‌رسد، در برقراري ارتباط با ديگران چنانچه يكي از طرفين صحبت، پيام طرف مقابل را به خوبي دريافت نكند و نفهمد كه منظور طرف مقابل از اين پيام چه بوده، ارتباط برقرار شده بي‌حاصل بوده است.
ريشه بسياري از سوءتفاهمات، رنجش‌ها و اختلافات و همچنين منشأ بسياري مشاجرات، اختلافات و نزاع‌هاي خانوادگي، عدم وجود فهم متقابل در صحبت‌ها است.

درواقع مي‌توان گفت ريشه بسياري از سوءتفاهمات، رنجش‌ها و اختلافات و همچنين منشأ بسياري مشاجرات، اختلافات و نزاع‌هاي خانوادگي، عدم وجود فهم متقابل در صحبت‌ها است، چراكه يكي از طرفين گفتگو يا بدتر از همه دو طرف گفتگو حرف يكديگر را نمي‌فهمند و برداشت درستي از پيام‌هاي ارسال شده ندارند.

درست صحبت كردن و بيان متناسب يكي از مهارت‌هاي اساسي ارتباطي در برقراري يك ارتباط موفق و موثر مي‌باشد. در بيان اهميت اين مهارت ضرب‌المثل‌هاي فراواني در ادب فارسي وجود دارد. از آن جمله «تا مرد سخن نگفته باشد، عيب و هنرش نهفته باشد» يا «پسته بي‌مغز چو دهن باز كند رسوا شود.» و از همه معروف‌تر ضرب‌المثل قديمي فارسي: «زبان سرخ، سر سبز مي‌دهد بر باد.»

به راستي آيا تاكنون به چگونگي و شيوه صحبت كردن با ديگران فكر كرده‌ايد؟

در حقيقت همه ما توانايي صحبت كردن را داريم، اما گاه لازم است براي ايجاد ارتباط يا استمرار ارتباطات خود مهارت‌هاي صحبت كردن را هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي ارتقا دهيم. برخي از افراد از صحبت كردن با ديگران طفره مي‌روند يا نمي‌‌توانند به راحتي سر صحبت را با ديگران باز كنند و روابط موثري با ديگران داشته باشند.

روش‌هاي ساده‌اي وجود دارد كه به شما كمك مي‌كند تا بهتر با ديگران ارتباط برقرار كرده و مصاحبت و دوستي آنها را حفظ كنيد، مثلا اين كه به صحبت‌هاي طرف مقابل علاقه نشان دهيد، نظر مخالف و انتقاد خود را طوري بيان كنيد كه طرف شما ناراحت نشود، به نشانه‌هاي غيركلامي وي بيشتر توجه كنيد و مهم‌تر از همه اين كه سعي كنيد در صحبت كردن مودب باشيد.
صحبت کردن

چگونگي صحبت با افراد متفاوت

در مورد چگونگي صحبت كردن با افراد گوناگون و با ويژگي‌هاي متفاوت ابتدا بايد در نظر داشته باشيم كه طرف صحبت ما جزو كداميك از گروه‌هاي زير مي‌باشد و بعد با استفاده از رهنمودهاي ارائه شده بدانيم كه با هريك چگونه صحبت كنيم.

1 ـ تحليلگرها: معمولا تحليلگرها تمايل به كمال‌گرايي دارند، به عبارت ديگر آنها دوست دارند همه چيز را درباره يك موضوع بدانند. اطلاعات و تصميمات آنها معمولا دقيق و عاقلانه است و شايد به همين دليل آنها در تصميم‌گيري كند هستند. در ضمن آنها احساسات و عواطف خود را براي ديگران آشكار نمي‌كنند.

بنابراين در هنگام صحبت با تحليلگرها مي‌بايستي:

ـ قبل از شروع صحبت دقيقا بدانيد كه مي‌خواهيد درباره چه و چگونه صحبت كنيد.

ـ صريح باشيد و فقط درباره اصل موضوع صحبت كنيد چرا كه آنها از وقت تلف كردن بيزارند.

ـ هنگام صحبت با آنها دقيق و واقع‌بين باشيد و به آنها فرصت بدهيد تا بدانند كه شما قابل اعتماد هستيد.

ـ با آنها خودماني رفتار نكنيد، سعي كنيد رسمي باشيد و با صداي بلند نيز حرف نزنيد.

ـ آنها را تهديد نكنيد و سعي نكنيد با چرب‌زباني از آنها سوءاستفاده كنيد.

2ـ صميمي‌ها: افراد صميمي به مردم و دوستي با آنها خيلي اهميت مي‌دهند. احساسات افراد را درنظر مي‌گيرند و سعي مي‌كنند هرطور شده ديگران را ناراحت نكنند. در هنگام صحبت با اين دسته از افراد سعي كنيد:

ـ گفتگوي خود را با تعريف از آنان شروع كنيد به آنان صادقانه علاقه‌ نشان دهيد و فورا سر اصل مطلب نرويد.

ـ با آنان زياد درباره آمار و اطلاعات صحبت نكنيد چرا كه خيلي زود از شنيدن اين مسائل خسته مي‌شوند و بحث را قطع مي‌كنند.

ـ اگر با آنها مخالف هستيد، مواظب باشيد احساساتشان را جريحه‌دار نكنيد.

ـ در حين صحبت با آنها خودماني و غيررسمي باشيد.

3ـ بيانگرها: اين افراد دوست دارند اوقات خوشي داشته باشند، پرحرارت و مبتكر هستند و به سختي مي‌توانند افرادي را كه مثل خود آنها نيستند، تحمل كنند. در هنگام گفتگو و تبادل نظر با بيانگرها به ياد داشته باشيد:

ـ به آنها اجازه بدهيد كه از زمان گفتگو لذت ببرند و بخشي از زمان گفتگو را به مسائل دوستانه و آشنايي اختصاص دهيد.

ـ در مورد اهداف آنها و آنچه خوشحالشان مي‌كند، صحبت كنيد.

ـ در حين صحبت با آنان سرد و بي‌احساس نباشيد و براي آنان قانون وضع نكنيد.

ـ از آنها بخواهيد نظريات و عقايد خود را بيان كنند.

4ـ سلطه‌جوها: سلطه‌جوها افرادي قوي، قاطع و نتيجه‌گرا هستند كه گاهي اوقات نسبت به خودشان و ديگران جدي و سختگير مي‌باشند. اين افراد معمولا احساسات خود را براي ديگران آشكار نمي‌كنند و از كساني كه وقت خود را با صحبت‌هايي بي‌فايده تلف مي‌كنند نيز اصلا خوششان نمي‌آيد. در هنگام صحبت كردن با اين افراد نكات زير را در نظر داشته باشيد:

ـ فقط به اصل موضوع توجه كنيد و درباره موضوعات متفرقه صحبت نكنيد.

ـ به طور واضح و منطقي با آنان صحبت كنيد.

ـ هنگام صحبت با آنها بي‌نظم و بي‌برنامه نباشيد.

ـ سعي نكنيد به آنها دستور دهيد، چون مخالفت خواهند كرد.

ـ بعد از صحبت درباره موضوع اصلي، فورا آنها را تنها بگذاريد.

ملايم كردن صدا در بيان احساسات، هيجانات و حتي ترس نيز موثر واقع مي‌شود و اگر هميشه با نرمي و ملايمت صحبت كنيد، بهتر مي‌توانيد ديگران را متقاعد سازيد و مخاطب نيز افكارش را بر گفتار شما متمركز مي‌كند

البته تمامي نکاتي که در اين مقاله به آن اشاره مي کنيم با توجه به آموزه هاي ديني و فرهنگي ما ، در رابطه با نامحرم ،بايد بر مبناي بايد و نبايد هاي شرع و عرف مان باشد.

در ذيل به پاره‌‌اي از نكاتي كه به كارگيري آنها در صحبت كردن بسيار مهم مي‌باشد، پرداخته مي‌شود:

به آهستگي و با ملايمت صحبت كنيد. به طوري كه شنونده به تمامي گفته‌هايتان گوش دهد و معناي صحبت‌هايتان را نيز متوجه شود. اكثر افراد خيلي تند و سريع صحبت مي‌كنند و فقط در فكر اين هستند كه هم نظر و عقيده خود را مطرح كنند و هم نظر مخاطب را جلب كنند، غافل از اين كه بااين كار مخاطب نمي‌تواند جمله‌هايش را دنبال كند و نهايتا از صحبت كردن با وي خسته مي‌شود.

ملايم كردن صدا در بيان احساسات، هيجانات و حتي ترس نيز موثر واقع مي‌شود و اگر هميشه با نرمي و ملايمت صحبت كنيد، بهتر مي‌توانيد ديگران را متقاعد سازيد و مخاطب نيز افكارش را بر گفتار شما متمركز مي‌كند.هرگز آن طور كه خودتان مي‌پسنديد صحبت نكنيد، زيرا ممكن است مايل باشيد با صداي بلند صحبت كنيد، اما شنونده از صداي بلند شما بيزار باشد. بنابراين بايد بدانيد كه در چه محيطي با مخاطب صحبت مي‌كنيد و محيطي كه در آن به سر مي‌بريد ساكت است يا شلوغ، با توجه به اين مساله تن صداي خود را تنظيم كنيد.همچنين هيچ‌گاه به صورت يكنواخت و پي در پي صحبت نكنيد زيرا تن صداي شما در اين حالت براي شنونده كسل‌كننده مي‌شود. سعي كنيد با خنده، لبخند، حالت تعجب،‌ شوخي و… به آنچه كه بر زبان مي‌آوريد شكل دهيد.

نحوه صحبت كردن شما بيانگر ميزان احساساتتان از آنچه مي‌گوييد مي‌باشد به اين معنا كه وقتي شروع به صحبت مي‌كنيد،‌ هرجمله‌اي كه در صحبت‌هايتان به كار مي‌بريد، نشان‌دهنده احساسات شما از مساله مورد نظر مي‌باشد و ديگران با شنيدن صحبت‌ها و عقايد شما نسبت به آن مساله، به احساسات دروني‌تان پي مي‌برند. پس سعي كنيد هميشه از كلماتي استفاده كنيد كه مي‌دانيد در نگرش و روحيه طرف مقابل اثر مثبت مي‌گذارد و او را متقاعد مي‌سازد.تعيين حد و حدود شخصي بسيار ضروري است. برخي از افراد در حين اين كه روابط خوبي با ديگران دارند و با آنان گرم و صميمي هستند، اما اجازه نمي‌دهند كه آنان در زندگي خصوصي‌شان مداخله كنند. با توجه به اين مساله، سعي كنيد ‌هنگام گفتگو با ديگران، از مسائل خصوصي آنها كه ارتباطي به شما ندارد، صحبت نكنيد. اگر گوينده و شنونده، هر دو به اين قانون ساده احترام بگذارند و در صحبت كردن حد و حدود خود را بشناسند هميشه از بودن در كنار هم و هم‌صحبتي با يكديگر لذت خواهند برد.

توجه به اين نكته نيز ضروري است كه برقراري ارتباط با ديگران منحصر به ارتباط كلامي نمي‌شود و افراد در گفتگو با ديگران دانسته يا ندانسته پيام‌هايي را نيز به صورت غيركلامي به مخاطب ارسال مي‌كنند. عواملي چون لهجه، طنين صدا، تاكيد و تكيه‌كلام‌ها و عوامل غيركلامي چون «چشم‌ها»، «حالت چهره»، «وضعيت قرار گرفتن بدن»، «حركات و اشارات»، «تماس جسمي» و‌ «طرز لباس پوشيدن و‌ آرايش سر و صورت» در درك و فهم مخاطب از پيام‌هاي ما بسيار موثر هستند ولي متاسفانه بسياري از افراد در صحبت‌هايشان، به اين مسائل بي‌توجه هستند و تصور مي‌كنند كه درك و فهم طرف مقابل تنها از طريق پيام‌هاي كلامي حاصل مي‌شود.توجه داشته باشيد ‌هنگام صحبت كردن استفاده از برخي كلمات براي افرادي كه سطح درك پايين يا متوسطي دارند، صحيح نيست. تصور نكنيد با استفاده از اين‌گونه كلمات مي‌توانيد هوش و استعداد خود را نشان دهيد. استفاده از كلمات تزئيني و مبهم مختص افراد پرگوست، افرادي كه زياد صحبت مي‌كنند، زياد مثال مي‌آورند و از كلمات ثقيل و سنگين استفاده مي‌كنند، بتدريج، زمان و مكان صحبت را از دست مي‌دهند، مخاطب را خسته و خود نيز اصل مطلب را فراموش مي‌كنند. پس سعي كنيد تا جايي كه مي‌توانيد از جملات كوتاه، مختصر و مفيد استفاده كنيد تا هم ارزش صحبت‌تان را بالا ببريد و هم رابطه خود را با ديگران گسترش دهيد.

هيچ يك از ما با مهارت‌هاي برقراري ارتباط از مادر متولد نشده‌ايم، بر خلاف تصور اكثر افراد، مهارت‌هاي ارتباطي، كاملا آموختني است و آگاهي از اين مهارت‌ها به ما كمك مي‌كند تا در برخورد با اشخاص مختلف اعم از پدر،‌ مادر،‌ همسر، فرزند، دوست يا همكار موفق‌تر ظاهر شويد.

چگونه یک فروشنده ی بیمه ی موفق باشیم؟

 چگونه یک فروشنده ی بیمه ی موفق باشیم؟
همه می دانند که ردشدن در حرفه ی فروشندگی بیمه، یکی از واقعیت هاست. این "ترس از ردشدن" است که در وهله اول، سبب می شود افراد بسیاری شغل فروشندگی بیمه را در همان ابتدای کار، رها کنند!
همه ما می دانیم که ردشدن نامطلوب است و سبب تضعیف روحیه می شود و دلیل اصلی شکست بسیاری از فروشندگان بیمه است. بنابراین بیایید از همین ابتدا با این واقعیت روبه رو شویم. در مقام یک فروشنده بیمه، به احتمال خیلی زیاد، در شغل خود، ردشدن را بیشتر از تأییدشدن تجربه کرده اید. این یک موضوع بدیهی در زندگی شغلی ماست. پس از پذیرش این واقعیت، قدم منطقی بعدی، یافتن بهترین راه برای کنار آمدن با این "دشمن" شماره یک موفقیت در فروش است.
 
به تمامی نکات زیر توجه کنید، آنها را به خاطر بسپارید و تمرین کنید.
1. به محض اینکه از سوی مشتری رد می شوید، به عضویت گروه مقتدری از فروشندگان حرفه ای بیمه، پذیرفته خواهید شد! از زمان های قدیم، میلیون ها فروشنده بیمه، نبرد مشابهی با همین دشمن، داشته اند. تمامی فروشندگان حرفه ای بیمه، به این واقعیت پی برده اند که تا وقتی خطر شکست را نپذیری، هرگز پیروز نمی شوی. وقتی که سنّ شما بیشتر شود و به زندگی حرفه ای گذشته ی خود می اندیشید براساس اینکه برخورد شما در اوج مبارزه با ردشدن، چگونه بوده است، احساس غرور، پشیمانی یا رضایت خواهید کرد.


2. ردشدن یا سبب می شود که کارتان را رها کنید و یا اینکه شما را محکم تر می سازد. همچنین درمی یابید که از گروه فروشندگان موفق بیمه هستید یا نه. اگر رد شوید و به آن انعطاف نشان دهید، قوی تر خواهید شد؛ درست مثل درختی که بر اثر وزش باد، خم می شود. اگر نتوانید آن را تحمل کنید و مانند یک شاخه ی کوچک خشکیده بشکنید، بدانید که باید به دنبال شغل دیگری به جز فروشندگی بیمه بروید.

3. ردشدن، ذهن شما را هوشیارتر می کند، اگر هرگز آن را تجربه نکنید، نمی توانید برای مقابله با آن، حواس جمعی و قدرت مورد نیاز را به دست آورید. هرگز فکر نکنید که فروشندگی بیمه، ساده است. فراموش نکنید که اگر فروختن بیمه نامه شما آسان بود، شرکت های بیمه، بچه های دبیرستانی را با کمترین دستمزد، استخدام می کردند تا کار شما را انجام دهند. از کنار آمدن با ردشدن، به تجربه های ذهنی خواهید رسید. آن را به منزله ی دوره ی کارشناسی ارشد در رشته فروشندگی بیمه، تلقی کنید!

4. ردشدن، شما را برای موفقیت آماده می کند. بردن یا باختن خیلی مهم نیست بلکه چگونگی کنار آمدن با برد و باخت اهمیت دارد. بدترین چیزی که ممکن است برای یک فروشنده ی تازه نفس بیمه اتفاق بیفتد، این است که فروش های ساده و راحتی را تجربه کند. شما باید منتظر ردشدن باشید و اجازه بدهید شما را برای پیروزی های آینده تان آماده نماید.

5. با اندکی تأمل، درمی یابید که ردشدن، به شما اعتماد به نفس می دهد. پادوها و یا کسانی که سفارش می گیرند، هرگز هنگام کارشان، ردشدن را تجربه نمی کنند. چرا؟ زیرا شغل هایی که دستمزدهای پایین دارند، پناهگاه امنی در برابر ردشدن است. پس اگر ردشدن، قسمتی از شغل فعلی شماست، در جایگاه درستی قرار گرفته اید. شما در خط مقدم جبهه هستید و شاید هر لحظه، کسی به شما شلیک کند. اگر شکیبا و پُرطاقت باشید، می توانید از پس مبارزه برآیید و آسیبی نخواهید دید. ردشدن را سدّ میان خودتان و فروش، تلقی نکنید. بلکه آن را مانعی بدانید که سایر فروشندگان که مانند شما قوی، باهوش و جدی نیستند را از فروش، دور می کند. همواره یادتان باشد که اگر شغلی پُرزحمت نباشد، در خور استعداد شما نخواهد بود!

6. هرگز اجازه ندهید که ردشدن، وقت شما را تلف کند. فروشندگان بیمه، خیلی وقت ها، هنگام ردشدن، چنین واکنش هایی نشان می دهند: بی هدف رانندگی می کنند، گوشی موبایل شان را به دیواری پرتاب می کنند و یا حتی به خانه شان می روند و تمام روز را در خانه می مانند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، "ردشدن" برنده می شود و فروشنده، باخته است. فروشندگانی که برنده واقعی هستند، به مبارزه برمی خیزند و تلاش بسیاری می کنند. برندگان، ردشدن را در مقابل موفقیت و تعهد شخصی خود، یک اهانت تلقی می کنند.
چگونه یک فروشنده ی بیمه ی موفق باشیم؟
7. ردشدن، بعضی فروشندگان بیمه را از مسیر، منحرف می کند. گاهی به نظر آنان بهترین راه برای پرهیز از ردشدن، تغییر شیوه ی ارائه ی پیشنهادشان است. بنابراین، پیشنهادشان را به شکلی ضعیف و بسیار غیرمؤثر، بیان می کنند. البته شاید چیزی نفروشند، ولی دست کم رفتار مشتری، با آنها دوستانه است. چه فایده! پختن چنین سوپ رقیقی، به کلی هدر دادن وقت و زحمت است. سازگاری با آنچه مشتری دوست دارد بشنود، ضعف شما را به عنوان یک فروشنده بیمه نشان می دهد و هیچ کمکی به فروش نخواهد کرد. به یاد دارید که مشتری ها دوست دارند با اشخاص محترم معامله کنند. وقتی می بینند که یک فروشنده، در برابر فشار، تسلیم نمی شود، آنقدر برایش احترام قائل می شوند که برای انجام معامله به او اعتماد می کنند. فروشندگان برنده، کسانی هستند که اهل مبارزه اند، عزم خود را جزم می کنند و شیوه ی ارائه ی پیشنهادشان را قوی تر می سازند و نه ضعیف تر. از این رو فروشنده بیمه نیز قوی تر و کارآمدتر خواهد شد.

8. تنها دلیلی که سبب می شود اغلب فروشندگان بیمه، احساس بسیار بدی نسبت به ردشدن داشته باشند، این است که آن را توهین به خودشان تلقی می کنند. این موضوع، به هیچ عنوان درست نیست. شما هرگز نباید ردشدن را شخصی تلقی کنید. شما دارید فقط کارتان را به عنوان یک فروشنده بیمه انجام می دهید. مشتری احتمالی شما، دوست نزدیک یا عضوی از خانواده تان نیست و فقط این نزدیکان هستند که حق دارند بر احساسات شما تأثیر گذارند. به طور معمول مشتری به هیچ وجه، ملاحظه ی شخص فروشنده را نمی کند؛ بنابراین شما فقط یک غریبه هستید که می خواهید بیمه نامه ای را بفروشید. وقتی مشتری جواب منفی می دهد، فقط پیشنهاد شما را رد می کند نه خودِ شما را! هرگز اجازه ندهید یک مشتری که شما را نمی شناسد بر خلق وخو، ظاهر و یا حالت روحی شما، تأثیری بگذارد؛ چه سفارش گرفته و چه نگرفته باشید، وقتی از نزد مشتری می روید، لبخند بزنید و با خوش بینی به دنبال مشتری بعدی خود بروید.

9. برای ردشدن، آمادگی ذهنی داشته باشید. ماهی گیران هم گاهی خیس می شوند و روی کفش سفید گلف بازان نیز لکه های سبزی ایجاد می شود. شما هم که یک فروشنده بیمه هستید، ردشدن را تجربه خواهید کرد. اکنون که از قبل می دانید در مسیر این حرفه، ردشدن، یک واقعیت است، باید آمادگی ذهنی داشته باشید؛ این مسأله هرگز نباید باعث ناراحتی و غافلگیری شما گردد و یا تأثیر نامطلوبی بر شما بگذارد.

10. هرگز نگذارید ردشدن، سبب شود شما به گدایی بیفتید. خیلی ممکن است که بعضی از مشتری ها، برای اعمال قدرت، به فروشندگان، از موقعیت خود به عنوان منبع ثابت درآمد، استفاده کنند. آنها به دلایلی که فقط برای خودشان روشن است، این قدرت را به کار می گیرند تا دل فروشنده را خالی کنند! هرگز نباید اشتیاق شما برای فروش بیمه نامه هایتان بیشتر از تمایل مشتری به خرید باشد. تمام فروشندگان بیمه برای موفقیت در فروش، باید غرورشان را حفظ کنند و خودباوری داشته باشند. براثر چنین ویژگی هایی، هرگز احساس نمی کنند که مجبورند با مشتری های غیرمنطقی، سازش کنند. به ایجاد سرعت و بالابردن ارزش بپردازید. اگر لازم است قیمت را تعدیل کنید، اما هرگز معیارهای حرفه ای و شخصیتی خود را پایین نیاورید. هیچ وقت به دلیل پرهیز از ردشدن، شرایط فروش را تغییر ندهید.

11. هرگز نگذارید که ردشدن، از عزت نفس شما بکاهد. همواره باید افتخار کنید که سرباز پیاده ای از ارتش بزرگ فروشندگان بیمه ای هستید که با همین دشمن رو در روی شما، جنگیده اند (البته منظور این نیست که مشتری واقعاً دشمن شماست! بلکه این صرفاً تمثالی برای افزایش روحیه ی جنگندگی شما برای به فروش رساندن بیمه نامه ی پیشنهادی تان است). این واقعیت که شما یک فروشنده بیمه هستید، خودبه خود مایه ی افتخار است. هیچ حرفه ی دیگری نیست که مانند فروشندگی بیمه، سابقه، فرصت و قابلیت کمک به دیگران را دارا باشد. وقتی با ردشدن کنار می آیید، یک سنت دیرینه را دنبال می کنید که شما را در صف بانفوذترین گروهی قرار می دهد که تاریخ تابه حال به خود دیده است. این گروه، فروشندگانی هستند که قبل از شما کار می کرده اند و سُنّتی پرافتخار و میراثی شکوهمند را از خود به جا گذاشته اند. این میراث شایسته ی مباهات را دنبال کنید.

12. ایده ای را مطرح می کنیم که شاید در وهله ی اول به نظرتان عجیب بیاید. ردشدن باید سبب خوشحالی شما گردد! درست است، "خوشحال". به یاد داشته باشید که لذت برنده شدن و پاداش آن، ارتباط مستقیم با زحمتی دارد که برای برنده شدن می کشید. اگر برای رسیدن به پیروزی، مجبور به تلاش نباشیم، هیچ یک از پیروزی ها ارزشی نخواهد داشت و تجلیل از آن بی معنا خواهد بود. وقتی این مسأله را بدانید و برای رسیدن به پیروزی، میان پاداش ها و تلاش هایتان تعادل ایجاد کنید، از نفس عمل مبارزه لذت خواهید برد.


13. ردشدن، سبب می شود که مهارت ها، روش ها و واکنش های شما هوشیارانه تر گردد. ردشدن را یک مبارزه ی بی امان تلقی کنید که مهارت شما را در هنر فروشندگی بیمه، بهبود می بخشد. فروشندگان ماهر، مانند مبارزین واقعی هرچه بیشتر به چالش کشیده شوند، بیشتر پیشرفت می کنند. اگر شما فقط با لاک پشت ها مسابقه بدهید، نمی توانید رکورد سرعت را بشکنید. اگر هرگز با ردشدن مواجه نشوید و با آن مبارزه نکنید، هرگز فروشنده ای ممتاز نخواهید شد.

14. درصورتی که از تجربه تان پیرامون ردشدن، به عنوان وسیله ای برای تمرکز، مهارت و شعورتان استفاده کنید، به یقین از این کار لذت خواهید برد. برای مثال، افرادی که ماهی گیری را دوست دارند، وقتی به دنبال این تفریح می روند، می دانند و انتظار آن را دارند که خیس شوند، سردشان بشود و بو بگیرند. آنها متوجه اند که اینها بخشی از کل یک تجربه ی بسیار لذت بخش است. پس از مدتی، چنین تجربه های خاص و منفی، برای شخص، لذت بخش می شود. زیرا لحظه های خوش ماهیگیری را به او یادآوری می کند. این اصل برای فروشندگان بیمه نیز درست و به همین روش صدق می کند. وقتی کسی فروش را دوست داشته باشد، تمام تجربه های حاصل از فروش و ازجمله ردشدن را دوست خواهد داشت.

15. فراموش نکنید که در ابتدا مهارکردن ردشدن، درست مانند سایر تمرین ها و مقررات، مشکل به نظر می رسد. شاید آزرده و غمگین شوید، اما هرچه بیشتر تمرین کنید، قوی تر خواهید شد و ازنظر منطقی، فروشنده ی ماهرتری هم خواهید شد. شما با تلاش مستمرتان برای غلبه و مقاومت در برابر "نیروی منفی"، یعنی ردشدن از سوی مشتری ها، نیروی اراده ی خود را تقویت می کنید.

16. هرگز سعی نکنید با اهانت، تحقیر و سایر کارها، باعث شوید شخصی که شما را نپذیرفته است، احساس بدی پیدا کند. به جای آن، برعکس عمل کنید. کاری کنید که مشتری احساس خوبی داشته باشد. این عمل درجای خود سبب می شود که شما نیز احساس خوبی پیدا کنید. اگر به ردشدن با بدجنسی و مغرضانه واکنش نشان بدهید، بیشتر دوران زندگی حرفه ای شما همراه با احساس گناه و ناراحتی سپری خواهد شد. درضمن تمام فروش های خود را با یک مشتری احتمالی، از دست خواهید داد و بازنده ی بزرگی خواهید شد. از سوی دیگر، اگر برای نشان دادن واکنش به ردشدن، کاری کنید که مشتری دل گرم شود و یا او را تشویق و به او کمک کنید، رفتارتان درست است و فروش سالمی داشته اید.

17. شوخ طبعی، یکی از بهترین و مناسب ترین واکنش ها هنگام ردشدن است. با این کار، ناخوشایندی ردشدن را به موضوعی خوشایند تبدیل می کنید. من همیشه پس از تلاش ناموفق در فروش بیمه نامه ی عمر، دوست داشتم که برای غلبه بر ناراحتی حاصل از ردشدن، مطلب خنده داری تعریف کنم و احساس ناراحتی مشتری و فروشنده را از بین ببرم.

18. سرانجام اینکه، همواره در مقام یک فروشنده بیمه، برای کنارآمدن با ردشدن، یک راه حل نهایی در دسترس دارید. وقتی مشتری، تحمل ناپذیر و بی ادب می شود و یا توهین می کند، همان طور آنجا نایستید که آن بدرفتاری را تحمل کنید. شما مجازید که هروقت بخواهید، آنجا را ترک کنید و این آزادی، یکی از بهترین چیزهایی است که یک فروشنده در اختیار دارد. مشتری همانطور به محل کار کوچک و غبارگرفته اش می چسبد، درحالیکه شما مثل یک عقاب، آزادید هروقت که لازم است پرواز کنید و دور شوید!
چگونه یک فروشنده ی بیمه ی موفق باشیم؟
نتیجه:روشی که شما به عنوان یک فروشنده حرفه ای بیمه برای کنارآمدن با ردشدن به کار می برید، درنهایت، موفقیت یا شکست شما را تا حد زیادی، تعیین می کند. ردشدن را دوست خود بدانید و نه یک دشمن، ما به پزشکان نیاز داریم، چون وقتی بیمار می شویم، احتیاج به کمک داریم. به تعمیرکارها نیاز داریم، زیرا خودروها خراب می شوند و به تعمیر احتیاج دارند. به فروشندگان خبره نیاز داریم، چون فروشندگان عادی نمی توانند از عهده ی ردشدن، برآیند. یاد بگیرید که چگونه از پس ردشدن، با موفقیت برآیید و این موضوع، درتمام جنبه های زندگی به خصوص زمان فروش، به شما کمک خواهد کرد.

وقتی برندگان با ردشدن مواجه می شوند، سر ذوق می آیند و احساس می کنند که به مبارزه دعوت شده اند، بنابراین از آن مثل ابزاری استفاده می کنند که به آنان کمک می کند تا آمادگی شان، بیشتر، قوی تر و هوشیارتر شوند. وقتی بازندگان، ردشدن را تجربه می کنند کارشان را رها می کنند. هرکس که می خواهد فروشنده ی خبره ای بشود، باید تصمیم بگیرد که هنگام مواجهه با این واقعیت اجتناب ناپذیر در زندگی حرفه ای، چه راهی در پیش بگیرد. امیدوارم موفق شوید و فروش خوبی داشته باشید!  
همه می دانند که ردشدن در حرفه ی فروشندگی بیمه، یکی از واقعیت هاست. این "ترس از ردشدن" است که در وهله اول، سبب می شود افراد بسیاری شغل فروشندگی بیمه را در همان ابتدای کار، رها کنند! همه می دانند که ردشدن در حرفه ی فروشندگی بیمه، یکی از واقعیت هاست. این "ترس از ردشدن" است که در وهله اول، سبب می شود افراد بسیاری شغل فروشندگی بیمه را در همان ابتدای کار، رها کنند! همه ما می دانیم که ردشدن نامطلوب است و سبب تضعیف روحیه می شود و دلیل اصلی شکست بسیاری از فروشندگان بیمه است. بنابراین بیایید از همین ابتدا با این واقعیت روبه رو شویم. در مقام یک فروشنده بیمه، به احتمال خیلی زیاد، در شغل خود، ردشدن را بیشتر از تأییدشدن تجربه کرده اید. این یک موضوع بدیهی در زندگی شغلی ماست. پس از پذیرش این واقعیت، قدم منطقی بعدی، یافتن بهترین راه برای کنار آمدن با این "دشمن" شماره یک موفقیت در فروش است. 


مغز   خود را  تنبل  نکنيم !

محققان مي گويند استفاده از GPS بخشي از مغز را که وظيفه راهبري دارد، غيرفعال مي‌کند. پژوهشگران انگليسي در تحقيقات خود عملکرد مغز 24 داوطلب را هنگام استفاده از يک سامانه ناوبري در شهر لندن، بررسي کردند. هنگامي که داوطلبان بدون کمک نرم‌افزار به خيابان‌هاي جديد مي رفتند، هيپوکامپوس و غشاي جلويي مغز انها فعاليت‌هاي عصبي داشتند اما زماني که داوطلبان براي راهبري در خيابان‌ها از GPS استفاده مي‌کردند، هردو بخش مغز آن‌ها غيرفعال بود. محققان مي گويند هنگامي که شخص در حال مسيريابي در خيابان‌ها است، مغز او مجموعه‌اي از مسيرهاي قابل استفاده براي رسيدن به مقصد را به تصوير مي‌کشد.به عبارت ديگر مغز به‌ طور همزمان از يک نقشه اصلي و چند نقشه پشتيبان براي حرکت در محيط و تعامل با موقعيت‌هاي مختلف بهره مي‌برد. اما هنگامي که براي مسيريابي از فناوري‌هايي مانند GPS استفاده مي‌شود، اين بخش‌هاي مغز غيرفعال مي‌شوند.

محافظت از آسيب‌هاي مغزي ناشي از سکته با زهر نوعي عنکبوت.

محافظت از آسيب‌هاي مغزي ناشي از سکته با زهر نوعي عنکبوت.
محققان در استراليا دريافتند زهر نوعي عنکبوت مي‌تواند مغز افراد را در برابر آسيب‌هاي ناشي از سکته محافظت کند.زهر عنکبوت تارقيفي استراليايي در 15 دقيقه موجب مرگ انسان مي‌شود، اما اين ماده حاوي پروتئيني است که مي‌تواند عامل موثري در درمان عوارض سکته مغزي باشد. تزريق اين پروتئين به بدن موش در مدت دو ساعت پس از وقوع سکته مغزي، آسيب وارد شده به مغز را تا 80 درصد کاهش داد. هر دو ثانيه يک نفر در جهان دچار سکته مغزي مي شود و هر سال حدود هفت ميليون نفر بر اثر اين عارضه جان خود را ازدست مي دهند.