با مغزي که قفل کرده چه کنيم !؟(1)ده راهکار

آیا تا به حال شده که ندانيد مي خواهيد چه کار بکنيد؟اگه پاسخ شما مثبت است ، مغز شما احتمالاً هنگ کرده است ! ولی چرا ؟!
چون احتمالاً برنامه اي ندارد ... ولي ما که آدم هاي منظم و برنامه ريزي هستيم ... پس مشکل از کجاست؟
1. شايد منظم و با برنامه نيستيم و خودمان خبر نداريم !
بعضي وقت ها وقت گذراني ما پشت کامپيوتر و يا ميز کارمان به منزله کار کردن قلمداد مي شود . و جالب اينجاست که خودمان هم باور مي کنيم که واقعاً کاري انجام داده ايم . حتي در آخر وقت انقدر خسته مي شويم که .... !!
ولي بياييم کمي صادق تر باشيم ... واقعاً کار مفيدي انجام داده ايم ؟ پاسخ نامه مهمي را داده ايم ؟ براي قسمتي از کار که معطل ما مانده است ، تصميمي گرفته ايم ؟
2. ترس از تصميم گيري
بعضي وقت ها کاري را براي خودمان تعريف کرده ايم و الان بايد تصميمي بگيريم که بقيه کار به آن وابسته است ، ولي جرات گرفتن اين تصميم را نداريم .
چرا ؟ چون ممکن است تصميم بدي باشد ، چون ممکن است عده اي از دست ما ناراحت نشوند ، چون ممکن است اين تصميم کار را خراب کند و .....
اگر تصميم نگيريم چه مي شود ؟ حداقل به ظاهر خودمان و ديگران را ناراحت نکرده ايم ! در عوض هيچ کار مفيدي هم نکرده ايم . و چه بسا همين تصميم نگرفتن ، باعث متوقف شدن کار و سردرگمي همکارانمان شده باشد .
3. ترس از شروع خيلي ها را ديده ام که مي گويند من منتظرم يکي من را هول بدهد تا حرکت کنم !
اگر قرار بود اين عامل باعث شروع کار مي شد ، الان احتمالاً توي غار ها زندگي مي کرديم و هيچ اختراعي توسط هيچ دانشمندي انجام نمي شد !!
وقتي مي ترسيم که شروع کنيم ، بيشتر از وقتي که شروع کرده ايم ، دچار استرس هستيم و انرژي مان را هدر مي دهيم .
4. ترس از شکست اگر شروع نکنيم و نرويم ، مسلماً شکستي هم نخواهيم خورد . پس چه بهتر که متوقف شويم و شکست هم نخوريم !!
شايد منطق ما اين حرف را قبول نکند ، ولي ذهن ما که به شدت هم از شکست مي ترسد ، ترجيح مي دهد کاري نکند تا شکست هم نخورد .
شايد بد نباشد به خودمان اين نکته را يادآوري کنيم که اگر کاري نکنيم ، شايد الان شکست نخوريم ، ولي در کل بازنده هستيم . و نکته ديگر اينکه اگر اقدام کنيم ، ممکن است شکست بخوريم ، و به همان اندازه هم ممکن است پيروز شويم .
راستي ، اگر شما يک فرد متخصص هستيد و به توانايي هايتان ايمان داريد ، پس شروع کنيد .
بعضي کارها آنقدر بزرگ و يا نوآورانه هستند که نمي دانيم بايد از کجا شروع کنيم .
ولي راهکارش ساده است ... کمي فکر کردن .. اگر نشد ، کمي پرس و جو و تحقيق ، مشورت کردن با ديگران .
و در آخر اگر نشد ، بهتر است کار را از جايي که فکر مي کنيم درست است ، شروع کنيم ؛ پس از شروع کار ، هنوز مي توان مسير را کم کم اصلاح کرد . ادامه دارد...
فرزانه سادات معصوميان گوينده بخش خبر راديو.