ادامه بحث (صدا) و اهميت آن ...و حالا ويژگي هاي يک صداي مناسب !
در ادامه بحث اهميت صدا و اثر آن بر مخاطب حال به ويژگي هاي صدا مي پردازيم:
1- حجم صدا (Volume) از يک نگاه صداي پرقدرت براي گوينده شايد همه چيز باشد. البته امروزه دستگاه هاي الکترونيکي هر نوع صدايي را پرقدرت مي کند. اما بسياري از عوامل و موانع وجود دارد که شما لازم است با آگاهي از آنها، صدايتان را تناسب ببخشيد. کميت و کيفيت حضور افراد در محيط، صداي خارج از محيط، وضع انعکاس صدا در فضا و موارد ديگر. اگر شما در جايي زياد بلند صحبت کنيد، مخاطبان ممکن است شما را بي ادب تلقي کنند. اگر خيلي ملايم صحبت کنيد، ممکن است مطالب شما تفهيم نشود. يادتان باشد که هميشه صدايتان براي خودتان بلندتر از آن است که به شنونده مي رسد.
2- زير و بمي صدا ارتفاع ( Pitch) ارتفاع صدا ، حالت زير و بمي صداي فرد است . هر اندازه امواج صدا بيشتر و تندتر مرتعش شوند ، حالت زير بودن آن بيشتر است و هر چه کمتر ارتعاش داشته باشد ، حالت بم تري دارد. دانگ يا زير و بمي صدا را مي توان از صدايي که بين کليد اول و آخر پيانو توليد مي شود ، مشخص کرد. هنگام گويندگي ، زير و بمي صدا بر معاني کلمات و صدا اثر مي گذارد. تغيير در زير و بمي صدا را «آهنگ صدا» نيز مي نامند. تغيير ارتفاع به صداي شما درخشش ، گرمي و شور و نشاط مي بخشد. اين آهنگ صداي شماست که مشخص مي کند آيا شما جمله اي را به صورت سوالي مطرح مي کنيد يا خبري ، آهنگ صدايتان همچنين غم و شادي و رضايت و عصبانيت و سرزندگي و بي حالي و نگراني و آرامش شما را آشکار مي کند. در گفتگوهاي روزمره ، به طور غريزي آهنگ صدايمان را براي بروز احساس و منظورمان به کار مي گيريم . افرادي که اين چنين نيستند و يکنواخت صحبت مي کنند، تنها مي توانند براي افراد کم خواب موثر باشند!
3- سرعت و ميزان گفتار (Rate) سرعت به معناي تعداد کلماتي است که در واحد زمان به کار مي بريم . مردم امريکا معمولا در يک دقيقه 120تا 150کلمه را به کار مي برند. اما ميزان توصيه شده براي گويندگي خبر ، توان خواندن 110کلمه در دقيقه است که البته اين مهارت نبايد با تند و بد خواندن و سريع و نامفهوم ادا کردن اشتباه شود. دانيل وبستر در يک دقيقه به سختي 90کلمه سخن مي گفت ؛ فرانکلين روزولت 110کلمه و جان کندي 180کلمه ، به کار مي برد. مارتين لوترکينگ با 92کلمه آغاز مي کرد و با 145کلمه به پايان مي برد. بهترين ميزان و سرعت گويندگي به چند عامل وابسته است ، ويژگي هاي صوتي و آوايي گوينده حالت و احساسي است که با آن تلاش مي کند مفهومي را بازگو کند.
4- مکث (pause) آموختن و دانستن چگونگي مکث بجا براي گويندگان روشي اساسي و مشکل است . لحظه اي سکوت گاهي معنايي در حد يک قرن دارد! هر چه تسلط و آمادگي شما در سخن گفتن بيشتر شود، اهميت و کاربرد مکث و سکوت را بيشتر درمي يابيد. مکث و سکوت مناسب ، گاهي پايان تفکر و نظري را اعلام مي کند و گاهي فکر جديدي را براي بررسي خلق مي کند و شايد تاثيري عاطفي به عبارت و جمله اي القا کند. مارک تواين (Mark Twain) ، نويسنده باذوق و شوخ طبع و بذله گوي مشهور امريکايي مي گويد: «کلمه و واژه مناسب و درست ممکن است نافذ و موثر باشد، اما هيچ کلمه و واژه اي موثرتر از يک لحظه سکوت ، مناسب و بجا نيست.» او معتقد است که مکث بيجا ممکن است موجب خنده و تمسخر شود.
فرزانه سادات معصوميان گوينده بخش خبر راديو.