آيا اينطوره که اين دوست (چيني)مان ميگه ؟!منطقي قضاوت کردن از اخلاقيات يک ايراني اصيله
به گزارش راديو بين المللي چين (CRI)، اين متن انتقادي که نويسنده آن ناشناس است، اشاره داشته که مردم ايران مانند زامبيها هيچ هدف و آرزويي ندارند و تنها صبح و شبهاي خود را به هم پيوند ميزنند. يادداشت «مردم ايران زامبي شدهاند»، تاکنون هزاران مرتبه در ايميل و شبکههاي اجتماعي به اشتراک گذاشته شده و بسياري از کاربران آن را مورد توجه قرار دادهاند. نگارنده همچنين ابعاد مختلف زندگي امروز گروه بزرگي از ايرانيان را هدف انتقاد تند خود قرار داده است . متن کامل اين يادداشت بدين شرح است: يک چراغ جادو را مقابل مردم دنيا بگيريد و به آنها بگوييد که غول داخل آن يک آرزويشان را برآورده مي کند. هر فردي از هر کشوري آرزوي متفاوت خواهد داشت. يکي بوگاتي مي خواهد و ديگري کشتي تفريحي دو ست دارد، يکي ميگويد هواپيماي شخصي و يکي کاخي بزرگ را طلب ميکند و يکي هم مي خواهد صاحب يک سايت مانند فيسبوک باشد و شايد کسي هم ميخواهد نخستين فضانوردي باشد که قدم روي مريخ گذاشته است . حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ايران بگير. نفر نخست پول زياد ميخواهد، آن يکي پول فراوان ميخواهد، يکي ديگر پول هنگفت ميخواهد، آن يکي 3000 ميليارد طلب ميکند و يکي ديگر مي گويد ميخواهد بين فاميل پولدارترين باشد و هرگز ثروت کسي از او بالاتر نرود. بيشتر مردم ايران، آرزويي ندارند. آنها مي خواهند هر مشکلي را با پول حل کنند و هر چيزي را با سرمايهگذاري مستقيم مالي به دست بياورند. آنها حتي اگر سلامتي يکي از اعضاي خانواده شان را مي خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالي مي کنند: «اگر شفا پيدا کند، 500 تومن ميگذارم کنار…». تعريف خيلي از آنها از «نذر کردن»، ارائه پيشنهاد مالي به آسمان است. کسي نذر نمي کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جايي که ميتواند دروغگويي يا غيبت کردن را کنار بگذارد. آنها براي اداي نذر خود گوسفند مي کشند و گوشت آن را ميان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسيم مي کنند و کله پاچهاش را هم صبح نخستين روز تعطيل با خوشحالي و سنگک تازه ميل مي کنند. اگر ميخواهند بقيه دوست شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه ميدهند و اتومبيل هاي مدل بالا سوار مي شوند تا ديگران عاشق شان شوند. وقتي توي ميهماني مينشينند، درباره قيمت جديد خودروها ميپرسند و ميگويند که قصد دارند يکي بخرند، اما اين در حالي است که هرگز پولي براي اين کار ندارند. آنها چنان در پي چشم وهم چشمي هستند که يک کارگر ساده کارخانه ، خانه پدري خود را مي فروشد و به اجاره نشيني روي مي آورد تا همسرش بتواند به فاميل خود بگويد که سانتافه سوار مي شوند. بيشتر مردم ايران تاجران خانگي هستند. آنها طلاي اندوخته دارند، دلار و يورو خريدهاند يا در پي افزايش سود حساب بانکي خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قيمت ارز و سکه را پيگيري ميکنند و با شنيدن آن سوت ميکشند و نچنچ ميکنند، چون نگران سرمايه خود هستند. مردم ايران آرامش ندارند. آنها به اين اعتقاد ندارند که هر کسي بايد هماهنگ با درآمد خود زندگي کند. آنها ابتدا يخچال سايدباي سايد را نمادي از ثروت مي دانستند و سپس به تلويزيونهاي تخت روي آوردند . بسياري از مردم ايران ماهانه قسط خانه و اتومبيل و وسايل الکترونيکي را مي پردازند که به آن نيازي ندارند. آنها پارکينگ ندارند، اما اتومبيل گران قيمت مي خرند و نيمهشب با شنيدن صداي آژير دزدگير از خواب ميپرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره ميرسانند و پايين را نگاه ميکنند. مردم ايران، ثروتمندترين ملت جهان هستند، اما هميشه ناله ميکنند که پول ندارند. آن ها خودروهاي مدرن را به دو برابر قيمت آن در جهان ميخرند و جديدترين گوشيهاي موبايل و تبلت ها را به دست مي گيرند. در عسلويه، گوشيهاي کارگران از موبايل مهندسان جديدتر و گرانتر است. مردم ايران مانند زامبيها زندگي مي کنند. زامبي، انساني است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب مي رساند و شب خود را به صبح روز بعد پيوند ميزند. زامبي، معناي عشق و دوست داشتن را نميفهمد. همان زامبي ها پشت ميز مي نشينند تا براي ديگران تصميم بگيرند. چيزي که مردم ايران آن را «زندگي» معني کردهاند، زندگي نيست. آنها يکديگر را دوست ندارد. بيشتر آنها زامبي هستند. زامبي ها، پول پرست هايي هستند که روي هر چيزي قيمت مي گذارند و زندگي را فقط از زير گلو تا سر زانوهايشان ميبينند. فقط زامبي ها هستند که وقتي پشت فرمان اتومبيل مي نشينند وحشي مي شوند و با خوي حيواني خود رانندگي مي کنند. تنها زامبي ها هستند که کارخانه تاسيس ميکنند و آب کاه را داخل بطري شيشهاي ميريزند و به جاي آبليمو روانه بازار ميکنند. زامبيها، کودکان را نمي بينند و نمي خواهند به اين اهميت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان شان چطور رشد خواهد کرد !!!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 12:6 توسط فرزانه سادات معصومیان
|
فرزانه سادات معصوميان گوينده بخش خبر راديو.