اگر   این 24 موضوع را که   زنها آرزو دارند  ! مردها میدانستند.......

 

۲۵ چیزی که زنها آرزو دارند مردها میدانستند

مردها ادعا دارند که زن‌ها بسیار پیچیده‌تر از آنها هستند اما دیگر نوبت ما زن‌هاست. خوشحال کردن یک زن کار بسیار ساده‌ای است، البته به شرط اینکه آقایون حواسشان به نشانه‌ها باشد! در زیر ۲۵ چیزی را عنوان می‌کنیم که خانم‌ها آرزو دارند که کاش مردها می‌دانستند.

 
مردها می‌توانند شوهر، نامزد یا دوستان خیلی خوبی باشند اما تصور ما این است که آنها می‌توانند خیلی بهتر از این باشند. 

عبارات آشنایی به ذهنتان می‌آید؛ «اون هیچوقت به اندازه کافی تلاش نمیکنه»، «همیشه با دوستاشه»، هیچوقت منو نمیبینه» و … ولی همانطور که خودشان می‌گویند، مردها همیشه همین هستند. به همین دلیل تصمیم گرفته‌ایم از موضع متفاوتی وارد شده و به آقایان کمک کنیم آرزوها و توقعات خانم‌ها را بهتر درک کنند.

بااینکه این نمی‌تواند درس کاملی برای روش برخورد با خانم‌ها باشد اما لیستی از توقعات و انتظارات خانم‌ها را به شما معرفی می‌کند. از‌ آنها هوشمندانه استفاده کنید.

۱. چیزهای کوچک مهم‌اند.

بعضی مردها فکر می‌کنند اگر یکبار همسرشان را سورپرایز کنند، دیگر برای باقی عمرشان بس است. اما چرا نباید در راه برگشت به خانه شیرینی موردعلاقه‌مان را برایمان بخرید یا کتاب جدیدی که درموردش صحبت می‌کردیم را برایمان بگیرید؟ مطمئن باشید که از شما قدردانی خواهیم کرد.

۲. زحمت بکشید.

تلاش همیشه رمز کار است.  زنگ بزنید تا ببینید روزمان را چطور می‌گذرانیم،  یا یک کار واقعاً خاص برای سالگردمان انجام دهید. مطمئن باشید که ارزش وقت‌گذاشتنتان را داریم.

۳. اعتمادبه‌نفس جذاب است اما غرور نه.

هر دختری از مردی که اعتمادبه‌نفس دارد خوشش می‌آید. این باعث می‌شود احساس امنیت و آسودگی کنیم و هیچ‌چیز جذاب‌تر از این نیست. اما غرور؟ به هیچ عنوان برایمان قابل تحمل نیست.

۴. مردانگی نمرده است.

هرازگاهی مثل مردهای قدیم رفتار کنید. در را برایمان نگه دارید، میز شام را حساب کنید، و بگذارید جلوتر از شما وارد شویم. 

۵. بچه نباشید.

درست است، ما پرستارهای خوبی هستیم. زن‌ها عاشق مراقبت کردن از مردهایشان هستند اما به محض اینکه به حالت مادر بودن برویم می‌خواهیم از آن رابطه بیرون بیاییم. بیشتر مردها قلباً مثل بچه‌ها هستند اما اگر قرار باشد کمی بیشتر انجام دهیم (غذایتان را هم برایتان تکه‌تکه کنیم تا بخورید) مطمئناً مشکل بزرگی خواهد بود.

۶. گوش کنید و علاقه نشان دهید.

بعد از یک روز پرمشغله تنها چیزی که می‌خواهیم این است که مردمان به حرف‌هایمان گوش کند. زن‌ها عاشق حرف زدن‌اند و احساساتشان را بیرون می‌ریزند. ما به شما تکیه می‌کنیم چون اعتماد داریم که می‌توانید حالمان را بهتر کنید. پس خواهش می‌کنیم که صدای تلویزیون را قطع کنید، لیوانتان را بگذارید زمین و به ما گوش کنید.

۷. صادق باشید.

کاملاً درست است که می‌گویند صداقت بهترین سیاست است. گفتن یک دروغ کوچک شاید الان کارتان را راه بیندازد اما مطمئن شوید که زن‌ها می‌فهمند و آنوقت دیگر پشیمانی سودی ندارد. از اینها مهمتر، خیانت نکنید و درموردش دروغ نگویید. این بزدلی است.

۸. به ما اولویت دهید.

زن‌ها دوست دارند احساس کنند که از Xbox به شما نزدیک‌تر هستند. البته مردها لازم دارند که زمانی را با دوستانشان بگذارانند اما اینکه در اولویت سوم یک مرد قرار بگیری اصلاً برای ما جالب نیست. اگر طرفتان احساس نکند که اولویت اول زندگی شماست، مطمئن باشید که اتفاق‌های جالبی نخواهد افتاد.

۹. به مسائل جزئی توجه کنید.

همه دوست دارند مورد توجه طرف‌مقابلشان باشند. مدل موی جدید؟ لباس نو؟ چیزی بگویید تا نشانمان دهید که متوجه تغییر شده‌اید.

 
 
۱۱. بی‌میلی به رابطه‌ دلیل وجود مشکل نیست.

خیلی وقت‌ها بی میلی ما به داشتن رابطه‌بخاطر شما نیست. همه ما گاهی اوقات خسته‌ایم، استرس داریم یا نگرانیم. اتفاق می‌افتد دیگر، نگران نباشید و به خودتان نگیرید.

۱۲. کمکمان کنید.

هیچ‌چیز آزاردهنده‌تر از یک مرد تنبل نیست. کمی در کارهای خانه، کارهای دانشگاه و کارهای روزمره کمکمان کنید. این کارها همانقدر که وظیفه ماست، وظیفه شما هم هست!

۱۳. گاهی‌اوقات دوست داریم تنها باشیم.

بیشتر وقت‌ها شاید نتوانید جلو حرف زدنمان را بگیرید اما بعضی وقت‌ها هم دوست داریم تنها باشیم. اگر همسرتان به نظر آرام می‌آید و چیزی نمی‌گوید، مشکلی نیست، فقط دوست دارد کمی در خودش باشد.

۱۴. عذرخواهی کردن را یاد بگیرید.

اینقدر خودخواه و خودرای نباشید. اگر تقصیر از شماست باید عذرخواهی کنید. مطمئن باشید این کارتان رابطه را تا حد زیادی جلوتر خواهد برد.

۱۵. بعضی وقت‌ها واقعاً حس و حال بدی داریم.

مردها فکر می‌کنند زن‌ها همیشه به دنبال جلب توجه هستند اما گاهی واقعاً حس و حال خوبی نداریم. خواهش می‌کنیم، علائم قبل از عادت‌ماهیانه را فراموش نکنید. کنار آمدن با عادت ماهیانه کار چندان آسانی نیست.

۱۶. به تعادل شوخ‌طبعی کنید.

بااینکه شوخ بودن بعضی وقت‌ها خیلی خوب و مفرح است اما بعضی وقت‌ها اصلاً علاقه‌ای به بذله‌گویی‌هایتان نداریم. 

۱۷. مراقب بهداشتتان باشید.

دندان‌هایتان را مسواک کرده‌اید؟ به خودتان عطر زده‌اید؟ اگر نکرده‌اید همین الان این کارها را انجام دهید.

۱۸. خودتان را بشناسید.

اگر مردی بداند که چه می‌خواهد و از خودش مطمئن باشد، کمتر در کارهای بی‌ارزشی مثل هوس‌بازی کردن وقت می‌گذارد. 

۱۹. سالگرد یا روز تولدمان را فراموش نکنید.

سال ۳۶۵ روز دارد و فقط باید دو روز آن را به خاطر نگه دارید. حداقل روی گوشی همراهتان یادآور بگذارید یا در تقویمتان یادداشت کنید یا حتی اگر لازم شد از مادرتان بخواهید که به شما یادآوری کند. هر کاری که می‌کنید، این دو روز را به هیچ عنوان فراموش نکنید.

۲۰. به ما احترام بگذارید.

بعضی مردها آنقدرها که باید به طرف مقابلشان ارزش نمی‌گذارند. طوری باید او را دوست داشته باشید که انگار آخرین روزی است که او را می‌بینید، برای آنچه که هست تحسینش کنید و برای هر کاری که می‌کند از او قدردانی کنید. کمی به آن فکر کنید.

۲۱. عشقتان را ابراز کنید

انتظار نداشته باشید که ما علم غیب داشته باشیم و از احساسات شما باخبر شویم. اگر واقعا ما را دوست دارید لطفا به زبان بیاورید و آنرا در عمل نشان دهید.

۲۲. ما تشنه عشق و عاشقی هستیم.

هیچوقت از دختری سوال نکنید که گل می‌خواهد یا نه. مطمئناً جواب او مثبت است. معلوم است که ما گل دوست داریم، مخصوصاً اگر رز باشد به همراه شمع و شام و نوشیدنی.

۲۳. برایمان شام درست کنید.

هیچ‌چیز جذاب‌تر از مردی نیست که بلد باشد در آشپزخانه چه بکند.

۲۴. چیزی که از قلبتان بیرون می‌آید برایمان مهم است.

اگر تابحال به درست کردن یک هدیه جالب مثل یک کارت دست‌ساز، یک CD از منتخب آهنگ‌هایی که دوست دارید و امثال این فکر کرده‌اید ولی تصور کرده‌اید که ممکن است کار مسخره‌ای باشد، اشتباه می‌کنید! این کارها بهترین راه برای بیان احساسات قلبی‌تان است مخصوصاً اینکه مردها معمولاً مهارت چندانی برای ابراز آن ندارند. مطمئن باشید که ما عاشقش می‌شویم.

24. شما نمی‌توانید بدون ما زندگی کنید.

خیلی وقت‌ها مردها زن‌ها را نادیده می‌گیرند اما در واقعیت شما بدون ما نمیتوانید زندگی کنید . چه کسی مراقبتان خواهد بود؟ چه کسی باعث می‌شود که مرد بهتری باشید؟ لطفاً جور  دیگر بنگرید!
سایت مردمان

شما به اندازه کافی خوبید و لایق بهترین ها هستید

 شما به اندازه کافی خوبید و لایق بهترین ها هستید

«اینکه بقیه درمورد من چه فکر می‌کنند، اصلاً به من مربوط نیست.» -- واینه دایر (Wayne Dyer)

بعضی وقت‌ها برای اینکه چرا لایق بهترین‌ها نیستیم، بهانه می‌آوریم.
 
می‌گوییم رابطه‌مان با همسرمان به اندازه کافی خوب است و بقیه آدم‌ها روابط به مراتب بدتری دارند. سعی نمی‌کنیم برای رسیدن به آرزوهایمان دستمان را دراز کنیم چون باعث می‌شود احساس خودخواهی کنیم.

آیا دیگر زمانش نرسیده که به ترس اجازه ندهید به زندگی‌تان حکمرانی کند؟ که دیگر دست از بهانه آوردن بردارید که چرا اوضاع زندگی‌تان بهتر از این نیست؟

ترس کلمه زشتی است. ما را از خوشبختی واقعی دور نگه می‌دارد زیرا از ریسک کردن ما جلوگیری می‌کند. ما از هر چیزی که کمی دردناک باشد دوری می‌کنیم حتی اگر ماندن در وضعیت کنونی به مراتب دردناک‌تر باشد.

( این  داستان واقعی  را بخوانید !)
جوان‌تر که بودم از اینکه خودم باشم واهمه داشتم. برای اینکه مورد پذیرش دیگران قرار بگیرم مدام با آنها موافقت می‌کردم. 

می‌خواستم خودم هم خودم را دوست داشته باشم اما هیچوقت نمی‌گذاشتم که دیگران خود واقعی‌ام را ببینند.

یاد گرفتم که اگر خود واقعی‌تان را نشان دهید، همه خوششان نخواهد آمد و این هیچ اشکالی ندارد. کسانیکه ارزش وقت شما را داشته باشند، شما را برای آنچه که هستید تحسین می‌کنند. و خواهید توانست روابطی عمیق‌تر و معنادارتر بسازید.

نمی‌توانستم برای خودم فکر کنم، در تصمیم‌گیری‌هایم مطمئن نبودم و اجازه می‌دادم دیگران با توجه به اعتقادات خودشان برای من تصمیم بگیرند. حس یک قایق اسباب‌بازی را داشتم که آن را در اقیانوس اینطرف و آنطرف می‌فرستادند.

در دبیرستان به ما یاد نمی‌دهند که روابط سالم چه شکلی هستند و چه چیزهایی قابل قبول است و چه چیزهایی نیست. ما برای رفتارهای دیگران بهانه می‌آوریم، حتی اگر برایمان دردناک باشد. امید داریم که تغییر کنند و فکر می‌کنیم می‌توانیم آنها را انسان‌های بهتری تبدیل کنیم.

من در اولین رابطه‌ام، خودم را به طور کل برای طرفم تغییر دادم. ناامیدانه می‌خواستم کسی دوستم داشته باشد، به همین دلیل از دختری لجوج و سرسخت به دختری رام و مهربان تبدیل شدم. اما در درونم احساس خلاء می‌کردم چون داشتم نقش بازی می‌کردم.

در عمق وجودم از طرد شدن می‌ترسیدم. با خودم استدلال می‌کردم که او هم تغییر خواهد کرد و شاید من بتوانم کمکش کنم که آدم بهتری باشد. اما هیچ‌چیز تغییر نکرد. حتی بدتر شد.

به او اجازه دادم روی من کنترل داشته باشد و در آخر به فردی افسرده و پر از ترس تبدیل شدم.

قرار نیست عشق ترسناک باشد. عشق یعنی پذیرفتن یک فرد، به همراه اشتباهاتش و همه چیزهای دیگر. اما باید توام با احترام متقابل هم باشد. عشق یعنی بدون اینکه قصد تغییر کسی را داشته باشید، برای آنچه که هست تحسینش کنید. عشق یعنی اراده.

در دانشگاه  تعدادی از دوستانم مرا به خاطر جدایی از همسرم ترک کردند
از طرف دیگر، دوستان واقعی‌ام، بدون هیچ قید و شرطی دوستم داشتند. این درست همان کاری است که آدمها وقتی شما را همانطور که هستید قبول می‌کنند و دوست دارند، انجام می‌دهند. 

به کمک والدینم دانشگاه را تمام کردم و الان مشغول گذراندن دوران فوق‌لیسانس هستم. 

خیلی‌ها تصور می‌کردند که دانشگاه را ترک خواهم کرد اما من به خودم ایمان داشتم. برای اولین بار به خودم احساس اعتماد کردم، چه دیگران دوستم داشته باشند و چه نداشته باشند.

همینطور که به زن قوی‌تری تبدیل می‌شدم، فهمیدم که اینی که هستم فوق‌العاده است و هیچکس قرار نیست من را جور دیگری متقاعد کند یا تغییرم دهد. تصمیم گرفتم دیگر به این فکر نکنم که بتوانم انسان‌ها را به آدم‌های بهتری تبدیل کنم.

سعی می‌کردم همه چیز را قدم به قدم جلو ببرم چون وقتی که به زندگی‌ام از بالا نگاه می‌کردم به نظر ترسناک می‌رسید. می‌دانستم که یک روز وقتی زمانش برسد، با کسی آشنا می‌شوم که من را بخاطر همان چیزی که هستم دوست خواهد داشت و من هم او را بخاطر همان چیزی که بود.

داشتن یک بچه به من کمک کرد بتوانم قدر زمان حال و زیبایی‌های اطرافم را بدانم. این بچه هیچوقت نگران گذشته و ‌آینده نبود، هیچوقت نگران این نبود که دیگران درموردش چه فکر می‌کنند.

خیلی ساده دور تا دور اتاق نشیمن می‌رقصد، با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند و بدون نگرانی و استرس می‌خندد. از دیدن گل‌ها و نور خورشید لذت می‌برد. نگاه کردن به او به من یادآور می‌شود که دوست دارم چطور زندگی کنم.

زمان حال تنها چیزی است که داریم و شایسته این هستیم که از آن لذت ببریم.

نگران بودن خسته‌کننده است. جسم و فکرتان را فرسوده می‌کند. و در آخر، هیچ کاری جلو نخواهد رفت.

پس چرا باید اینکار را بکنیم؟ چون فکر می‌کنیم اگر نگران باشیم، قدمی مثبت برخواهیم داشت. فکر می‌کنیم اینکار شرایط را تغییر خواهد داد، درصورتیکه در واقعیت اینطور نیست.

یک روز در دوران بارداری در مغازه‌ای بودم. احساس می‌کردن پیرزنی به من بد نگاه می‌کند. به انگشت بدون حلقه دستم خیره شده بود. مطمئن بودم که چه فکر می‌کند.

احتمالاً در فکرش می‌گفت، «به این دختر حامله بدون شوهر نگاه کن. اون یک گناهکاره و جامعه رو به انحراف میکشونه.» متوجه شدم که شدیداً عصبی شده‌ام و دلم می‌خواهد زودتر از آن جا بیرون بروم. وقتی می‌خواستم از در بیرون بروم، متوجه شدم که شیرم را در فروشگاه جا گذاشته‌ام.

آنجا بود که فهمیدم چقدر مسخره است. اصلاً اگر آن پیرزن قضاوتم می‌کرد چه می‌شد؟ چرا باید اجازه می‌دادم کسی دیگر اعصابم را خراب کند؟
الان می‌فهمم که باید فقط به استقبال خوبی‌ها بروم و دست از فکر کردن درمورد تصورات دیگران درمورد خودم بردارم. باید بفهمم که به اندازه کافی خوب هستم.

همه ما به اندازه کافی خوب هستیم و لایق بهترین‌هاییم. فقط باید به آن ایمان داشته باشیم.
سایت :مردمان
                                            masoomian.ir

زبان بدن در تجارت: دست دادن، ارتباط چشمی، طرز نشستن و ایستادن و لبخند

زبان بدن در تجارت: دست دادن، ارتباط چشمی، طرز نشستن و ایستادن و لبخند

زبان بدن شما تاثیر مهمی در موفقیتتان دارد. خیلی مهم است که بدانید وقتی وارد یک کنفرانس، جلسه یا همایش می‌شوید چطور رفتار کنید تا بتوانید بالاترین تاثیر و کارایی را داشته باشید و کسانی که می‌خواهید با آنها کار کنید را به خود جذب کرده و وارد شبکه روابط اجتماعی‌تان کنید.

 
موفقیت یک آشنایی از لحظه‌ای آغاز می‌شود که فردمقابل چشمش به شما می‌افتد. یکی از اولین چیزهایی که درمورد شما می‌فهمند هاله دورتان است، یعنی آن اتمسفر خاص که شما را در بر گرفته است. شما آن را می‌سازید و شما مسئول این هستید که این هاله درموردتان چه می‌گوید و چه کسانی را به سمتتان جذب می‌کند. از وقتی وارد می‌شوید، هاله دورتان با شما وارد می‌شود و قبل از اینکه دهانتان را باز کنید شروع به صحبت می‌کند. ازآنجا که زبان بدن بیش از نیمی از پیام را در ارتباطات از نزدیک می‌رساند، اینکه چطور رفتار کنید اهمیت بسیار زیادی دارد.

۱) وضعیت نشستن و ایستادن

یکی از اولین نکات کلیدی که افراد به آن توجه می‌کنند این است که چطور خودتان را ارائه می‌دهید. آیا با اعتمادبه‌نفس همانطور که مادرتان یادتان داده می‌ایستید و راه می‌روید؟

- شکمتان را داخل بکشید.
- سینه‌تان را بیرون دهید.
- شانه‌ها را عقب بکشید.
- سرتان را بالا نگه دارید.

یا اینکه قوز می‌کنید، شانه‌هایتان افتاده و شکمان شل و ول بیرون است؟ آیا با طرز نشستن و ایستادنتان به دیگران می‌گویید که از خودتان مطمئن نیستید و آن کسی نیستید که به درد آنها بخورد؟ با این روش حتی بدون اینکه خودتان متوجه شوید، دیگران را از خودتان دور می‌کنید.

با صاف ایستادن دیگران را مجبور می‌کنید به شما احترام بگذارند. موقع ایستادن پاهایتان را حدود بیست سانتی‌متر از هم باز و یکی را جلوتر از دیگری نگه دارید. این نشان خواهد داد فردی بااصالت، محکم و متعادل هستید، بهترین راه برای شروع هر آشنایی!

با وضع قرارگیری‌تان همچنین به دیگران می‌گویید دوست دارید دیگران به شما نزدیک شوند یا نه. بعنوان مثال، اگر موقع صحبت کردن با کسی با هم یک مستطیل تشکیل داده‌اید به دیگران نشان می‌دهید که نمی‌خواهید کسی وارد صحبتتان شود. اگر شک دارید بروید و کنار دو نفر که در چنین حالتی مشغول حرف زدن با هم هستند بایستید و ببینید که چطور مدت زیادی توجهی به شما نمی‌شود و تازه بعد از اینکه صحبت‌های خودشان را تمام کردند متوجه شما می‌شوند. اما اگر دو نفر با پاهایی که نوک آن به سمت بیرون است، مثل دو گوشه یک مثلث ناتمام،ایستده باشید، یعنی از دیگران دعوت می‌کنید که وارد بحثتان شوند. 

۲) دست دادن

یکی دیگر از مولفه‌های مهمی که باید در هر ملاقات رعایت کنید، دست دادن محکم است. همان چند لحظه که دست می‌دهید می‌تواند رابطه شما را قوی‌تر یا ضعیف‌تر کند. دست دادن مردها معمولاً قوی و محکم است و دلیل آن هم قوی‌تر بودن مچ و گیرش دستشان است.

آشنا شدن با مدل‌های مختلف دست دادن کمک بسیار زیادی در فعالیت‌های شما برای ساختن روابطتان می‌کند:

کنترل‌گر: فرد مقابل دستش را به سمتتان دراز می‌کند و به محض اینکه دستتان به هم رسید، او عمداً دستش را روی دستتان می‌آورد. منظورش از این کار این است که می‌خواهد رییس باشد. این را در ادامه گفتگو به خاطر داشته باشید.

ساندویچ: اینکار را فقط با کسانیکه می‌شناسید انجام دهید. وقتی دست طرف‌مقابل را به طور کامل در دو دستتان بگیرید به حریم شخصی او تجاوز کرده‌اید. اینکار را فقط باید زمانی انجام دهید که طرف‌مقابل از شما برای اینکار دعوت کرده باشد. این مدل دست دادن به دست دادن سیاست‌مدارها هم معروف است، همین کافی است که همه از آن دوری کنند!

ماهی مرده: تصور کنید که می‌خواهید یک ماهی مرده پولک‌دار را در دستانتان بمالید. تصویر دستتان آمد؟ دستانتان به دو دلیل مرطوب می‌شود: اضطراب دارید یا اینکه یک نوشیدنی خنک را در دست راستتان گرفته‌اید و قبل از اینکه دست بدهید، آن را به دست چپتان داده باشید. در هر دو صورت، برای فردمقابل بسیار ناخوشایند است. اگر دچار اضطراب هستید، دست‌هایتان را با دستمال یا لباستان پاک کنید.

انگشت لنگ: خانم‌ها بسیار بیشتر از آقایان  به جای اینکه کل دست فرد مقابل را در دستانشان بگیرند، فقط از انگشت‌هایشان استفاده می‌کنند. البته برای طرف‌مقابل که مجبور می‌شود انگشتانش را دراز کند ممکن است سخت شود، مخصوصاً اگر طرف‌مقابل مردی باشد که گیرش دستش قوی باشد. مردها می‌گویند در برخورد با چنین دست دادن‌هایی آنها هم سعی می‌کنند شل‌تر دست بدهند. زن‌های حرفه‌ای  هم می‌گویند دوست دارند همانطور با آنها رفتار شود. یک راه برای مقابله با این سندرم این است که همیشه دستتان را به صورت افقی کامل دراز کنید، حتی اگر گیرشی ضعیف دارید.

خصوصیات دست دادن خوب:

- سفت گرفتن دست فرد مقابل در دست‌هایتان
- سه مرتبه تکان دادن آن
- حفظ ارتباط چشمی
- منعکس کردن هاله مثبت

۳) ارتباط چشمی

ارتباط چشمی را ایجاد کرده و حفظ کنید. ایجاد ارتباط چشمی نه تنها اعتمادبه‌نفس شما را نشان می‌دهد بلکه کمکتان می‌کند بهتر بفهمید طرف‌مقابل واقعاً چه می‌گوید.

«وقتی چشم‌ها یک چیز می‌گویند و زبان یک چیز دیگر، فرد باهوش به اولی اعتماد می‌کند.» -- رالف والدو امرسون

وقتی موقع حرف زدن به چشم‌های کسی که با او ملاقات دارید نگاه کنید نشان می‌دهد که به او توجه دارید. گوش دادن مهمترین مهارت ارتباط انسانی است و نقش بسیار مهمی در نشان دادن علاقه‌تان به دیگران بازی می‌کند.

کی نگاه کنید: به محض اینکه با کسی وارد گفتگو می‌شوید، ارتباط چشمی را ایجاد کنید. اما  اگر تصمیم دارید توجه فرد مقابل را به خود جلب کنید، شاید بد نباشد که اینکار را از قبل‌تر شروع کنید. در طول گفتگو این ارتباط چشمی را حفظ کنید. مطمئن شوید که تا زمان خداحافظی ارتباط چشمی مستقیم را حفظ کنید. اینکار باعث می‌شود تاثیری قوی و مثبت از خود بر جای بگذارید.

به کجا نگاه کنید: یک مثلث برعکس را روی صورتتان تصور کنید که ضلع بالای آن درست بالای چشمانتان است. دو ضلع دیگر پایین آمده و به جایی بین بینی و لب‌هایتان ختم می‌شود. این همان جایی است که باید در طول مکالمات کاری در صورت طرف‌مقابل به آن نگاه کنید. وقتی کسی بالا و پایین صورتتان را نگاه می‌کند، ارتباط چشمی از حالت کاری بیرون آمده و بیشتر حالت دوستانه پیدا می‌کند.

چه مدت نگاه کنید: توصیه ما ۸۰ تا ۹۰ درصد زمان‌هاست. کمتر از آن حس ناراحتی، کمبود اعتمادبه‌نفس یا بی‌حوصلگی را در شما نشان می‌دهد. اگر برای مدت طولانی‌تری به طرف‌مقابل خیره شوید، ممکن است حمل بر سلطه‌گری، رک بودن بیش از حد یا زورگویی شود و به طرف‌مقابل احساس معذب بودن دهد. اشکالی ندارد که هرازگاهی نگاهتان را برداشته و جایی دیگر را نگاه کنید به شرط اینکه دوباره نگاهتان را به صورت فردمقابل برگردانید. از نگاه کردن به پشت سر طرف‌مقابل انگار که به دنبال فرد جذاب‌تری برای حرف زدن هستید، خودداری کنید.

۴) لبخند

لبخند یک حالت مهم در صورت است. نشاندهنده علاقه، هیجان، همدلی و نگرانی است و محیطی مثبت ایجاد می‌کند. اما ممکن است بیش از اندازه مورد استفاده قرار گیرد. مردها معمولاً وقتی از چیزی خوششان می‌آید لبخند می‌زنند و زن‌ها برای اینکه کسی خوشش بیاید. حتماً می‌دانید که کدام قوی‌تر است.

برای به دست آوردن و بالا بردن احترام اول باید حضورتان در اتاق را مشخص کرده و بعد لبخند بزنید. این خیلی حرفه‌ای‌تر از این است که با خنده یا لبخند پهن وارد اتاق شوید.
                          masoomian.ir

شنونده بهتری باشیم !

شنونده بهتری باشید !

اگر یاد بگیرید که چطور به صورت موثر شنونده باشید، سود زیادی می کنید و در ضمن خرجی هم برایتان ندارد ! همه ی شنونده های حرفه ای، این قوانین را رعایت می کنند.

اول : چند کار را به صورت همزمان انجام ندهید. کلاً انجام همزمان کارها خوب نیست. این گونه توجه شما به چند چیز مختلف پرت می شود. اگر کسی مشغول حرف زدن با شماست و شما مشغول این هستید که ایمیل‌ها یا پیامک‌هایتان را چک میکنید، برای آن شخص مثل این می ماند که انگار شما اصلاً آنجا نیستید. قانون درست این است که هرچه دستتان هست بگذارید زمین و همه حواستان را به کسی که مشغول صحبت با او هستید بدهید. کاملاً به او توجه کنید و حواستان را پرت نکنید.

قانون بعدی این است که از زبان بدنتان به خوبی استفاده کنید که شامل نگاه مستقیم به صورت طرف مقابل، تماس چشمی، نشان دادن علاقه با تکان دادن سر و همینطور تکان دادن اجزای صورتتان می شود و اینکه از دستها و بازوهایتان بعنوان یه حالت خشک و دفاعی استفاده نکنید. همه این ها در کنار هم به طرف مقابل نشان می دهد که شما به او گوش سپرده اید.

همچنین سعی کنید به چیزی که می گویند، بدون قضاوت سریع و بیان نظری که در ذهن دارید، فکر کنید. ما معمولاً اینطور برداشت می کنیم که می دانیم دیگران چی می خواهند بگویند، بنابر این شروع میکنیم به فکر کردن و قضاوت کردن در مورد چیزی که آن ها می خواهند بگویند.

به جای اینکه دائماً با چیزایی که در ذهنمان میگذرد بخواهیم پیش پیش جواب طرف مقابل را بدهیم، بهتر است بیشتر به حرکات و تغییرات ظریف صدا و لحن صحبتها و کلماتی که طرف مقابل استفاده می کند توجه کنیم.

نکته مهم بعدی یادداشت برداری است. نوشتن سری کلمات کلیدی ساده در اینباره کافی است. با این کار هم جلوی فراموشی را می گیریم و هم به طرف مقابل این پیام مهم را میدهیم که با دقت و فعالانه به حرفهایش گوش می دهیم.

و نکته آخر اینکه، وقتی صحبت طرف مقابلتان تمام شد، خلاصه ای از حرفهایش را مرور کنید. بعد یک سری سوال از او بپرسید و خلاصه حرفهایش را تکرار کنید که مشخص شود کاملاً منظورش رو متوجه شده اید.

بعضی وقت‌‌ها باید بگویید اوهوم ، اگر درست متوجه شده باشم، شما دارید می گویید این، این و این. درست است ؟ بعد اگر لازم باشد،گوینده می تواند برداشت شما را از حرفهایش اصلاح کند یا خیلی ساده تایید کند که بله. هنر ارتباطات به این است که چطور از کلمات به خوبی استفاده شود اما این هم هست که چطور کلمات دیگران شنیده شود. این نکات یادتان باشد تا این بار که با اطرافیانتان به صحبت نشستید، آن ها ببینند که حرف هایشان به خوبی شنیده می شود.

منبع :مدیران ایران

                                                           masoomian.ir

هنر رفتار با افراد   سخت  و دشوار!

هنر رفتار با افراد دشوار

متاسفانه جامعه به ما یاد داده است که بهترین روش رفتار با افراد مسئله سازی که ما را آزار می دهند، نادیده گرفتن آنهاست. به همین علت از کودکی آموخته ایم با چنین افرادی معاشرت نکنیم. اما نادیده گرفتن این موقعیتها به ضرر ماست چرا که نحوه برخورد ما با شخصیت دشوار درونی و دیگر افراد بدقلق هنری است که هر فردی از آن اطلاعی ندارد. برخورد مناسب با این افراد باعث می شود از فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای ناشایست دیگران بکاهیم و کار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهیم.
افراد دشوار( افراد بدقلق یا افراد مسئله ساز) در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند، ولی خصوصیات مشترک همه آنها این است که رفتار و برخورد آنها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل می کند. هنگام برخورد با افراد دشوار باید علائمی را که از خود بروز می دهند بشناسیم و ماهیت آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب می توانیم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترین حد برسانیم. این یک واقعیت مسلم است که هنگامی می توانیم در دیگران نفوذ کنیم که آنها را همانطور که هستند ببینیم نه آنگونه که آنها می خواهند یا خودمان میل داریم.

 

ما باید حضور افراد دشوار را در زندگی‌مان بپذیریم. الهام گرفتن از تعالیم دینی و آموزه های مذهبی در این مورد به ما کمک می کند. تمامی انبیا الهی و افراد صالح در جریان انجام رسالت خود همواره با چنین افرادی برخورد داشته اند. رفتار دوستانه و به دور از خشونت آنها، الگوی مناسبی برای برخورد ما با افراد دشوار است. یادگیری کنترل احساسات و واکنشهای شخصی نیز هنگام برخورد با افراد دشوار اهمیت بسیاری دارد. باید از خود بپرسیم چرا این افراد برای ما مسئله ساز هستند و سعی کنیم نگرش منفی نسبت به این اشخاص را در خود از بین ببریم، زیرا گاهی اوقات علت رفتارهای دشوار دیگران، رفتارهای غیر اصولی خود ماست. وقتی با یک فرد دشوار برخورد می کنیم باید به این موضوع توجه کنیم که چه چیز باعث می شود یک نفر چنین گفتار و رفتاری داشته باشد، در این صورت در موقعیتی قرار می گیریم که نه تنها می توانیم شرایط دشوار را کنترل کنیم، بلکه طرف مقابل را نیز یاری می دهیم مشکل خود را حل کند.

انواع اشخاص مسئله ساز و روش برخورد با آنها

شما همیشه نمی توانید از افراد مسئله ساز دوری کنید. شناسایی انواع رفتارهای مسئله ساز به شما کمک می کند تا به نحو مطلوب موقعیتهای دشوار را بخصوص در سازمان اداره کنید. طبقه بندیهای مختلفی از انواع رفتارهای دشوار در مقالات و نوشته های گوناگون انجام شده است. در این مقاله سعی شده است تا با بهره گیری از منابع مختلف، انواع عمده افراد دشوار وبدقلق و روش برخورد با آنها مورد بررسی قرار گیرد. به طور کلی می توان انواع اصلی افراد دشوار را به صورت زیر طبقه بندی کرد:

۱- زورگو و متخاصم

این شخصیت عصبانی و متخاصم است و عصبانیت خود را با اعمال زور نشان می دهد. خصومت، کینه توزی، استفاده از کلمات نیشدار، امتناع از کارهای گروهی وخودپسندی و تکبر از جمله ویژگیهای این افراد است. آنها دلشان می خواهد همیشه غالب و مسلط باشند و سعی می کنند با توسل به هر شیوه و روشی به خواسته های خود برسند.

راه حل: درمقابل آنها بایستید، اما سعی نکنید با آنها بجنگید. هرگز رفتار آنها را تحمل نکنید بلکه در مقابل آنها قاطع، محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشید.

۲- همیشه شاکی

از نظر این افراد تنها چیزی که زندگی به آنها عطا کرده، بدشانسی است. آنها به جای پیدا کردن راه حل برای مسائل و مشکلات، عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهای این افراد مسموم و متاسفانه بیماری آنها واگیر است.این افراد بندرت سعی می کنند شرایط ناخواسته را تغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل بچه ای که به او اجازه کاری داده نمی شود رفتار می کنند. اجازه ندادن باعث منفی بافی او می شود. جمله معروف آنها این است: « هیچ کس مرا دوست ندارد».

راه حل: به این افراد نشان دهید که مسائل آنها را می بینید و می شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتی و تشویق احتیاج دارند. همچنین باید سطح فشار و استرس را برای این افراد پایین آورد. علاوه بر این به آنها اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زمانی که راه حلی برای مشکل پیش آمده داشته باشند.

۳- وسواسی و کمال گرا

این افراد دلشان می خواهد کارها به بهترین نحو ممکن انجام گیرد. چنین افرادی درعین حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما دارای مهارتهای تجزیه و تحلیلی اند که مستلزم توجه زیاد به جزئیات است. استانداردهای عملکرد این افراد در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در برخی مواقع کار خوبی که توسط دیگران مورد تمجید واقع می شود از نظر این افراد قابل قبول نیست. جمله معروف آنها این است:« این کار می توانست بهتر انجام شود».

راه حل: در صورتی که در برخورد با این افراد، واقعیتها و منطق را ارائه دهید، می توانید بهترین بهره را از آنها ببرید. در عین حال حرفهای این افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدی نگیرید. آنها معمولا نقاط ضعف خودشان را بیان می کنند نه نقاط ضعف شما را. سعی کنید با این افراد به گونه ای کار کنید تا بتوانند انتظارات واقعی برای خود و دیگران داشته باشند و مطابق انتظارات واقعی عمل کنند.

۴- افراد یخی

این افراد برای تغییر آمادگی ندارند وهر تغییری – هر چند کوچک – می تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازی برای رفتار منفی در آنها باشد. جمله معروف آنها این است:« راه قدیمی بهتر است».

راه حل: در مقابل این افراد صبور باشید، زیرا ممکن است در مسیر انجام تغییرات مانع تراشی کنند. این افراد را در تغییر درگیر کنید یا از تغییرات تدریجی برای ایجاد فرصت مناسب برای آنها استفاده کنید.

۵- افراد بسته

راههای برقراری ارتباط با این افراد مسدود است. این افراد بسیار تودار و دیرجوش هستند و تنهایی و خلوت را به بودن در میان جمع ترجیح می دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات خود صحبت نمی کنند و به همین دلیل ارتباطات محدودی دارند. « حوصله ندارم» یا « فعلا وقت ندارم» از جملاتی است که آنها برای فرار از جمع از آن استفاده می کنند.

راه حل: برای برقراری ارتباط با این افراد باید حوصله کنید. ممکن است مدتی طول بکشد تا این گونه افراد احساس راحتی بکنند و با شما راحت تر و بهتر برخورد کنند. هنگام صحبت با این افراد از سوالات باز استفاده کنید و آنها را به شرکت در بحثها تشویق کنید.

۶- کم حرف و منفعل

این افراد زیاد سخن نمی گویند. حتی اگر اصرار کنید، فریاد بکشید یا از آنها خواهش کنید، جوابی بیشتر از آری یا خیر نخواهید شنید. این افراد حتی زمانی که باید از حقوق خود دفاع کنند، ساکت می‌مانند. در نتیجه غالباً مورد ظلم قرار می گیرند. فرد منفعل همیشه احساس ناامنی می کند واعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. آنها غالباً از شرکت در تصمیم گیریها امتناع می کنند و یا نظری ارائه نمی دهند.

راه حل: این افراد شدیداً به اعتماد به نفس و حمایت احتیاج دارند و باید بطور مستقیم از آنها انجام اموری را که می توانند انجام دهند خواسته شود. تشویق نیز در ایجاد اعتماد به نفس آنها بسیار موثر است.

۷- افرادی که می گویند: «کار من نیست»

این افراد دائم از زیر بار قبول مسئولیتهای بیشتر شانه خالی کرده و منفی بودن خود را با رد کردن انجام کارهایی که باید برعهده بگیرند، ظاهر می کنند.
معمولاً دوستان و همکاران این افراد باید کارهای مربوط به آنها را انجام دهند و این در حالی است که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آنها می دانند نه وظایف خودشان_ جمله معروف آنها این است: «‌این کار جز وظایف و شرح شغلی که من باید انجام دهم نیست».

راه حل: سعی کنید شرح شغل این افراد را واضح و روشن در اختیار آنها قرار دهید، تا جایی برای توجیهات آنها باقی نماند. بازرسی و کنترل غیر محسوس نیز در برخی مواقع می تواند کارساز باشد.

  

۸- شایعه پراکن ها

این افراد از شایعه بعنوان سلاح قوی جهت کنترل روی دیگران و محیط استفاده می کنند. آنها با پخش شایعه و درگیر کردن دیگران در مسائل مربوط به آن لذت می برند و احساس مهم بودن می کنند. جمله معروف آنها این است: « اجازه بده من بگویم چه اتفاقی دارد می افتد».

راه حل: بهترین راه جلوگیری از شایعه سازی در سازمان، دادن اطلاعات و حقایق لازم و کافی به افراد است. وقتی افراد سازمان از کلیه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهی داشته باشند، به شایعه و افراد شایعه پراکن توجهی نمی کنند. در نتیجه انگیزه ای برای این افراد بمنظور ایجاد شایعه و پخش آن باقی نمی ماند.
۹- افراد منفی گرا

این افراد نگرش بدی نسبت به دنیا دارند. آنها فکر می کنند که دنیا بر سرشان خراب شده است. آنها از شیوه انجام امور ناراضی هستنــد و مهم نیست شماچقدر تلاش کنید تا کاری برایشان انجام دهید. در واقع این افراد همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و برای انجـــام یک کار بیشتر بر عواقب منفی آن تأکید دارند تا نتایج مثبت. این افراد اعضای خوبی برای کارهای گــــروهی نیستند. جمله معروف آنها این است:« من می دانـم این کار شدنی نیست».

راه حل: تغییر نگرش افراد منفی گرا کار آسانی نیست. اما شما باید آنها را مجبور به تطبیق با عادتهای مثبت کنید تا از عادتهای منفی دور شوند. ایجاد تفکرات مثبت و نشان دادن نتایج خوب کارهایی که او امیدی به انجام آنها نداشته است، می تواند به این اشخاص کمک کند.

۱۰- افراد غیر متعهد

این افراد آن‌قدر برای انجام کاری بهانه می آورند تا شخص دیگری آن را انجام دهد و یا آن‌قدر در انجام تصمیمی تعلل می کنند که ارزش آن از بین می رود. آنها کار خود را بطور جدی انجام نمی دهند، زیرا کار برای آنها اولویت ندارد. انجام امور شخصی و پرداختن به مسائل غیر کاری برای آنها مهمتر از انجام کارهای سازمانی است. جمله معروف آنها این است: « او می تواند منتظر شود».

راه حل: دلیل اصلی تأخیر و تعلل آنها را سوال کنید. این افراد معمولاً احتیاج به اهداف و استانداردهای واضح و انتظارات رسمی دارند و اینها باید به او ابلاغ شود. همچنین آنها به یک سیستم نظارتی بسته نیازمندند تا نتوانند براحتی از زیر کار شانه خالی کنند.

۱۱- افراد همیشه منتقد

این افراد همیشه با کلمات نیشدار و انتقادات بی‌مورد خود، دیگران را آزار می‌دهند.آنها درباره هر ایده ای، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ایده، خوب باشد یا بد_ هدف این افراد مخالفت با تمام چیزهایی است که گفته می‌شود. آنها هر جا می روند مشکلات را پیدا می کنند. جمله معروف این افراد این است:«ایده بدی است».

راه حل: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات تمرکز کنید. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال کنید و همیشه آنها را برای اطلاعات بیشتر تحت فشار قرار دهید. هرگز رفتارهای نامناسب چنین افرادی را تأیید نکنید.

۱۲- افراد خودخواه

افراد خودخواه، همیشه می خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر می کنند همه چیز را می دانند. در واقع این افراد می خواهند نداشتن امنیت خود را به گونه ای پنهان کنند.
راه حل: با این افراد تنها بر اساس حقایق و واقعیتها رفتار کنید. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نیاز را بدست آورید و خود را برای پاسخ به سوالات آنها آماده کنید. به یاد داشته باشید برخورد تهاجم آمیز یا تسلیم در برابر آنها کارساز نخواهد بود.

۱۳- افراد فداکار( قربانی)

این افراد قلب خونین سازمان هستند. آنها زود سرکار می آیند و دیر می روند و یار و پشتیبان همکاران و دوستانشان هستند. ازآنها هرکاری که بخواهید انجام می‌دهند، زیرا این افراد معمولاً به دلیل مسائل شخصی ترجیح می دهند بیشتر اوقات زندگی خود را در محیط سازمان بگذرانند. در صورتی که از خدمات آنها قدردانی نکنید، منفی گری آنها آغاز می شود. جمله معروف افراد فداکار این است:« من زندگی ام را وقف این شرکت کردم، ولی برای هیچ کس مهم نیست».

راه حل: به حرفهای این افراد گوش دهید و به آنها نشان دهید که وجودشان تا چه اندازه برای سازمان اهمیت دارد. از تلاشها و همکاری آنها صمیمانه قدردانی کنید و این کار را در حضور دیگر کارکنان انجام دهید.

۱۴- افراد خود سرزنش کن

این افراد همواره کمبودهایی را در عملکرد کاری و رفتاری خود می یابند و دائم خود را ملامت می کنند. آنها از هیچیک از جنبه های زندگی شخصی و کاری خود راضی نیستند. جمله معروف آنها: « من توبیخ خواهم شد. من می توانستم این کار را بهتر انجام دهم».
راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببرید و از کارهای مثبت و خوب آنها قدردانی کنید. به آنها نشان دهید آن‌طور که خودشان فکر می کنند بی دست و پا و کار خراب کن نیستند.

۱۵- افراد پرحرف

این افراد به قدری حرف می زنند که اجازه صحــــبت به افراد دیگر نمی دهند. جالب اینجاست کـه بیشتر حرفهای آنها اصلاً ربطی به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفید است.

راه حل: برخورد با این افراد این است که به آنها تنها چند دقیقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتی که باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هیچ وجه رفتار آنها را تحمل نکنید. به آنها بگویید، باید بروید و فرصتی برای گوش دادن به حرفهای آنها ندارید.

۱۶- افراد نامنظم

این افراد در انجام وظایف و شرکت در جلسات، نظم و ترتیب را رعایت نمی کنند ونوعی آشفتگی در رفتار و کردار آنها دیده می شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود می‌گردند و همیشه در جلسات تأخیر دارند.

راه حل: برای برخورد با این افراد نظم و انضباط را عامل مهمی در ارزیابی عملکردشان اعلام کنید و آنها را به مرتب بودن تشویق کنید.

۱۷- افراد بی مسئولیت

این افراد تحمل قبول مسئولیت یا توبیخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زیر بار مسائل شانه خالی می کنند و انگشت اتهام خود را همیشه به سمت دیگران نشانه می روند. جمله معروف آنها این است: « من این کار را نکردم، فلانی آن کار را انجام داد».

راه حل: با آنها قاطع برخورد کنید و بطور مستقیم اشتباهشان را با دلیل برایشان توضیح دهید تا نتوانند اشتباه را به دیگری منتقل کنند.

۱۸- افراد پوست تخم مرغی

این افراد بسیار حساس هستند و بی‌اهمیت ترین مسائل آنها را ناراحت می‌کند. روحیه حساس آنها باعث می شود دیگران در برخورد با آنها بسیار محتاط باشند و از برقراری ارتباط با آنها احساس راحتی نکنند.
راه حل: بازخورد، به این افراد باید سریع و مستقیم نباشد، بلکه به آرامی و با توجه به شخصیت آنها باشد. در برقراری ارتباط با آنها شخصیت حساسشان را در نظر بگیرید.

۱۹- افراد ریزنگر

این افراد همواره می گویند:« من احتیاج به چک کردن مجدد کار دارم، شاید چیزی از زیر دستم رد شده باشد.» آنها به جزئی‌ترین و ریزترین موارد یک مسئله توجه می کنند و گاهی به خاطر یک مسئله کوچک اوقات دیگران را تلخ می کنند.

راه حل: آنها را عادت دهید در کنار توجه به جزئیات به مسائل کلی و اصلی توجه کنند. آنها باید یاد بگیرند کلیات و جزئیات را با هم در نظر بگیرند و به دلیل مسائل جزئی کل پروژه را به تأخیر و خطر نیاندازند.

۲۰- افراد خیلی خوب

این افراد به نظر می رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاری را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهید، مسئله ساز می شوند.

راه حل: این افراد به تأیید بسیار نیاز دارند. به آنها نشان دهید، دوستشان دارید و برایشان ارزش قائلید.

نکاتی  در برخورد با افراد دشوار

همه افراد در برخی شرایط غیر قابل پیش بینی و تحریک پذیر می شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زیر را همواره به خاطر داشته باشید:

۱- تفاوتهای افراد را بیشتر و بیشتر بشناسید. تفاوتها همواره منجر به اصطکاک می شود. اگر تفاوت میان انسانها را یک موهبت- نه یک مسئله- بدانید، می توانید به خوبی موقعیتهای دشوار را اداره کنید.

۲- مطمئن باشید که همه افراد سازش و هماهنگی را دوست دارند. این اندیشه که دیگران به دنبال تحقیر و صدمه زدن به ما هستند، درست نیست. مطمئن باشید همه توافق و یکدلی را دوست دارند. با اعتقاد به این مسئله شما فرصت پیدا می کنید، درهای گفتگو را برای رسیدن به توافقات دوجانبه باز کنید.
۳- باور کنید که می توانید در کنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطکاک کار کنید. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و صمیمی نباشید، اما می توانید با آنها رفتار مسالمت آمیز داشته باشید. سعی کنید به خواسته های هم احترام بگذارید.

۴- در تله افراد دشوار گرفتار نشوید. وقتی دیگران به گونه ای رفتار می کنند که شما عصبانی و خشمگین می شوید، در واقع شما را در تله خود گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههای افراد گرفتار می شویم. نباید اجازه دهیم رفتارهای افراد مسئله ساز، ما را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
۵- گوش کنید؛ گوش کنید؛ گوش کنید_ وقتی دیگران بدانند شما حرفهای آنها را می شنوید و به مسائلشان اهمیت می دهید، کمتر رفتارهای دشوار را از خود بروز می‌دهند.
۶- برای ایجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنید(نام هر فرد گرمترین آهنگی است که او می شنود و دوست دارد بشنود).

۷- افراد را سرزنش نکنید. سرزنش افراد، آنها را برای بروز رفتارهای مسئله ساز مستعد می سازد.

۸- مراقب بلندی و لحن صدا و زبان بدن خود باشید. استفاده از زبان بدن به شما کمک می کند ارتباط بهتری را با دیگران برقرار سازید. با برقراری ارتباطات عمیق و اصولی، فرصت کمتری برای نشان دادن تعارضات و رفتارهای دشوار ایجاد می‌شود.
۹- از به کار بردن کلمات زیر پرهیز کنید: باید، ولی، من می خواهم…، متاسفم، نمی‌توانی و……
۱۰- اگر طالب صداقت هستید با دیگران نیز صادقانه برخورد کنید و به تعهدات خود عمل کنید.

۱۱- استفاده از کلمات جادویی را بیاموزید. در دامنه لغات ما، کلمات زیادی وجود دارند که اثرات فوق العاده ای بر جای می گذارند. این کلمات را بیابید و از آنها استفاده کنید.
۱۲- فنون مذاکره را یاد بگیرید چرا که موفقیت در زندگی امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاکره در این راه به شما کمک می‌کند.

                                                         masoomian.ir

رک گویی در ارتباطات   

رک گویی در ارتباطات

منظور من از رک گویی این است که یک گفتگوی باز و بی‌پرده داشته باشیم. این یعنی صداقت کامل و صراحت زیاد، نه منفی‌بافی و بی‌احترامی و بی‌دلیل نیشدار حرف زدن. یعنی اینکه یک گفتگوی جدی و سخت داشته باشیم. تیم‌های برتر، اگر لازم باشد، موقع کار کردن بحثهای چالش برانگیز راه می اندازند و این دقیقاً به خاطر درست بودن فضای کاری آن هاست و برای همین بی‌پرده بودن و رک حرف زدن، نه بد برداشت می شود و نه بعداً باعث کدورت و دعوا بین بچه‌های تیم خواهد شد. اگر تیم شما دوست دارد با نزاکت و تعارف رفتار کند و از بحث های سخت فرار کند، به شما قول میدهم که عملکرد تیم شما خیلی پایین‌تر از آن چیزی است که توان و قابلیتش را دارد.

بدون رک گویی، خیلی از مشکلات مسکوت باقی می مانند و نیاز به تغییر هیچ گاه بوجود نمی آید و شرایط فعلی همینطور که هست باقی می ماند. شاید امروزه، این موضوع برایتان مسئله ایجاد نکند، اما خیلی زود همین رک نبودن و صراحت نداشتن کار دستتان خواهد داد.در سطح سازمانی مشخص یک شرکت، اگر صراحت بیان تعریف نشده باشد، مطمئن باشید که هیچ وقت رقابت سالم شکل نمیگیرد. شرایط رقابت سالم خیلی سریع‌ پیش می آید آنوقت اگر زرنگ و انعطاف پذیر نباشید از قافله عقب می مانید و این فقط در صورتی اتفاق می افتد که اعضای تیم، قدرت این را داشته باشند که بی درنگ و بدون ترس حرفشان را بزنند. این را هم قبول دارم که اگر تیم شما فضایی را برای رک گویی در نظر بگیرد، بالاخره افرادی پیدا می شوند که چندان از این موضوع خوششان نیاید.

اما این اصلاً مهم نیست. برای اینکه به خاطر تفاوت بین شخصیت ها، بعضی از آدمها رک گویی را منشاء ایجاد تنش می‌دانند. ممکن است آن ها احساس کنند که صداقت و صراحت در یک گفتگو، بیشتر شخصی است تا کاری. کار شما این است که نگاه آنان را نسبت به رک گویی عوض کنید و به آن ها بفهمانید رک گویی از ویژگی‌های یه گفتگوی موثر است. همه چیز با شما شروع می شود! اگر شما نمونه‌ای از این ارتباط بی‌پرده باشید و از آن حمایت کنید و وقتی کسی با شما رک بود، رفتارش را بپذیرید، آن وقت خیلی زود گفتگوهای صریح و موثر تبدیل به هنجار می شوند. این باعث می شود که تیم شما با حداکثر سرعت رو به جلو حرکت کند. فراموش نکنید، مثبت پنداری حیاتی و ضروری است، اما برای عملکرد بالا، به همان اندازه به صراحت بیان هم نیاز دارید.

منبع : مدیران ایران