راه های نزدیک شدن به خداوند

راه های نزدیک شدن به خداوند

اگر همواره احساس نگرانی ، اضطراب و یا تنهایی دارید ، راه حل آن نزدیکی به قدرت الهی است . دوستی و نزدیکی با خداوند ، برای شما آسایش ، امنیت و خوشبینی را به همراه دارد. نگران نباشید ، هر فردی در هر موقعیت که زندگی می کند ، می تواند با نیل به خداوند ، از لحظات خوشی بهره مند شود.

بله ، در آغاز شروع به این رابطه ممکن است حس کنید که این نزدیکی و میل ، یک طرفه است اما خیلی زود متوجه یکی سری علائم ظریف، ولی عمیقی می شوید که متوجه حضور و همیاری خداوند با خود خواهید شد . وقتی با خداوند راز ونیاز می کنید ، حس شور و هیجان تمام جسم شما را در بر می گیرد و یا وقتی از او پرسشی دارید ، پاسخ خود را "ناخودآگاه" از طریقی "غیر منتظره" دریافت خواهید کرد. متوجه حمایت ها  و معجزاتی ظریف در مسیر زندگی می شوید و یا با گذشت زمان، عملا" یاری او را درک می کنید .  در این راه ، علم درک مسائلی را که قبلا" قادر به درک آن نبودید را کسب میکنید و زیبایی هایی را مشاهده می کنید که هیچگاه ندیده اید. صبحگاه با نوینی دل انگیز الهی از خواب بر می خیزید و یا شاید وی در طول روز علائمی را در اشکال مختلف برای شما نمایان کند . خداوند دارای قدرتی بی انتها و بی پایان است، وقت را تلف نکنید و با شروع آن ، لحظات  خود را با الطاف الهی نورانی کنید.

در اینجا به هفت گام جهت آغاز نیل به نزدیکی الهی اشاره کرده ایم:

1- اول برای بستن عهدی نزدیک و لذت بخش نیت کنید و تصمیم بگیرید . بصورت نوشتاری همواره آن را در جلوی دید خود در منزل یا محیط کار قرار دهید.

2- می توانید از تجربه روابط خوشایند خود در زندگی استفاده ببرید . چگونه این رابطه را گسترش می دادید ؟ چگونه بهبود می بخشید ؟ فهرستی از این موارد تهیه کنید. برای مثال ، در روابط مورد دلخواهمان  ، ما بارها و باره با یکدیگر حرف می زنیم و به سخنان هم گوش فرا می دهیم . اوقات خود را با هم سهیم می کنیم ، هیجانان و ترس هایمان را در میان می گذاریم ، تا حد امکان و بدون توقع ، به یکدیگر عشق می ورزیم ... بعد از اتمام فهرست خود ، از آنها برای چگونگی شروع و تمدید رابطه ی خود با خداوند یکتا الگو بگیرید.

3- اگر  در این رابطه روراست و بی پرده گام بردارید ، معنای قوی تری به این رابطه می بخشید. هر چه قدر هم صدمه و آسیب دیده باشید از جانب او حمایت خواهید شد. در نزدیکی به خداوند ، در بیان احساسات و بروز آن در مقابل خداوند بطور کامل بی پروا و روراست باشید و اجتناب نکنید.

4- کاملا" دقت کنید و گوش فرا دهید . برخی اوقات اینقدر غرق در تقاضا و درخواست هایمان از خداوند می شویم که دیگر به کلی از یاد می بریم که باید به دریافت علامات پاسخ ها از جانب وی نیز توجه کنیم . کاملا" تمرکز کنید ، چرا که ممکن است نشانه های الهی بطور کاملا" واضح و آن طوری که شما خواستید نباشد، بلکه در حالت و زمان و مکان دیگر ، این نشانه ها و آیات نمایان شوند.

5- همواره در مقابل خداوند احساسات خود را بیان کنید و سپاسگزار باشید. خیلی سخت نیست ، زیرا که عشق الهی برترین و والاترین عشق است .

6- ابتدا با خود مهربان باشید و به خودتان عشق بورزید . شما مخلوق خداوند یکتا هستید. اگر خودتان را قبول نداشته باشید ، در واقع قدرت الهی را قبول ندارید و برای داشتن عشق به خود ، از خداوند یاری بخواهید .

7- فرصتهای جدید را با آغوش باز بپذیرید . همیشه به یاد داشته باشید که نیروی خداوندی ، بسی عظیم تر و وسیع تر از آن تصوری است که شما در ذهن خود دارید ، بنابراین در طلب خواسته ها و خواهش های خود از وی تنها به چیزهای کوچک در زندگی اکتفاء نکنید . خداوند ، قدرتی بی انتهاست ، پس از او تا بی نهایت طلب کنید. تعجب نکنید اگر در نهایت شما به یک درون بینی و حس فطری رسیدید که این حس غیر قابل توصیف است و شما  را در انجام امور زندگی هدایت خواهد کرد .

نیل به نزدیکی و شکوفا شدن این رابطه خیلی زمان نمی برد . مادامی که این حس نزدیکی در شما ایجاد شود ، دیگر این قدرت الهی است که این رابطه را زیباتر و صمیمی تر جلوه می دهد . برای مستحکم تر شدن این رابطه ، بهتر است آرام و پیوسته پیش بروید و نخواهیم که به یکباره به بطن این قدرت الهی پی ببریم !! ( مثل این است که برای دیدن غنچه داخل یک گل سرخ زیبا ، گلبرگهای اطراف آن را جدا کنیم تا بتوانیم غنچه آن را ببنیم !! )که مسلما" شما را از مسیر خود دور می کند ، چرا که انسان گنجایش درک آن را ندارد . بدانید که خداوند یکتا ، همواره شما را دوست دارد و  بر آن است تا شما از ثمره های شگفت انگیز و زیبای این رابطه همیشه لذت ببرید.

www.mardoman.net

               masoomian.ir

۹ عادت ساده برای اینکه بیش از اندازه فکر نکنید

۹ عادت ساده برای اینکه بیش از اندازه فکر نکنید

چه چیز آدمها را از داشتن زندگی که می‌خواهند دور می‌کند؟

یک چیز بسیار متداول و مخرب این است که بیش از حد فکر می‌کنند.
 
به هر مشکل کوچک آنقدر فکر می‌کنند که بزرگتر و ترسناکتر می‌شود. به چیزهای مثبت هم آنقدر فکر می‌کنند که دیگر آنقدرها مثبت به نظر نمی‌رسند.

تحلیل بیش از اندازه مسائل باعث می‌شود شادی که از لذت بردن چیزی در همان لحظه می‌توانید به دست آورید، ناپدید شود.

البته فکر کردن درمورد مسائل بسیار خوب است اما فکر کردن بیش از اندازه باعث می‌شود زندگی‌تان دچار رکود شود و خوبی‌های زندگی‌تان را به دست خودتان نابود کنید.

در این مقاله ۹ عادتی را عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند بسیار ساده‌تر و هوشمندانه‌تر درمورد مسایل فکر کنید و زندگی شادتر و راحت‌تری داشته باشید.

۱. به همه چیز از دیدی وسیع‌تر نگاه کنید.

افتادن در دام فکر کردن وسواسی و بیش از حد بسیار ساده است. به همین دلیل وقتی می‌بینید که بیش از انداز به موضوعی فکر می‌کنید، از خودتان بپرسید:

آیا ۵ سال دیگر این موضوع اهمیتی خواهد داشت؟ یا حتی ۵ هفته دیگر؟

وسیع‌تر کردن دید با همین یک سوال ساده خیلی زود شما را از تله فکر کردن وسواسی بیرون می‌آورد و کمکتان می‌کند بگذارید موقعیت خودش جلو رود و زمان و انرژی‌تان را روی چیزهایی که واقعاً اهمیت دارد متمرکز خواهد کرد.

۲. برای تصمیم‌گیری‌هایتان، محدوده‌های زمانی کوتاه‌تر بگذارید.

اگر برای تصمیم‌گیری‌هایتان فرجه زمانی نداشته باشید، مدام در افکارتان شناور شده و از همه زوایا به صورت افراطی به مسایل نگاه می‌کنید. 

پس سعی کنید یاد بگیرید در تصمیم‌گیری‌ها بهتر عمل کنید و با گذاشتن محدوده زمانی در زندگی روزمره‌تان، وارد عمل شوید. حال چه این تصمیم بزرگ و مهم باشد و چه کوچک و جزئی.

این روش‌ها می‌تواند کمکتان کند:

برای تصمیمات کوچکی مثل اینکه بروید ظرف‌ها را بشویید، به ایمیلی جواب بدهید یا کار کنید، ۳۰ ثانیه به خودتان فرصت دهید تا تصمیم بگیرید.

برای تصمیمات بزرگتر که ممکن است الان هفته‌ها و ماه‌ها وقتتان را بگیرد، فرجه ۳۰ دقیقه‌ای یا تا پایان آن روز کاری بگذارید.

۳. مرد عمل باشید.

وقتی بدانید چطور می‌توانید با اقدامات مستمر هر روزتان را شروع کنید، آنوقت دست از فکر کردن بیش از اندازه و وسواسی برخواهید داشت.

گذاشتن ضرب‌العجل راهی است که کمکتان می‌کند بیشتر مرد عمل شوید. 

برداشتن قدم‌های کوچک رو به جلو و تمرکز کردن روی هر قدم در هر لحظه عادت دیگری است که برای این هدف کمکتان می‌کند.

این روش خیلی خوب عمل می‌کند چون باعث می‌شود احساس اضطراب زیادی نکنید و برداشتن فقط یک قدم آنقدر کوچک است که اسیر ترس‌تان نمی‌کند.

۴. بفهمید که کنترل همه چیز دست شما نیست.

اینکه سعی کنید ۵۰ مرتبه به موضوعی فکر کنید، راهی است که بتوانید کنترل همه چیز را به دست آورید. همه احتمالات را در نظر بگیرید که مبادا دچار اشتباه نشوید، شکست نخورید یا احمق به نظر نرسید.
اما همه اینها بخشی از زندگی هستند. همه کسانی که تحسینشان می‌کنید و زندگی داشته‌اند که الهام‌بخش شماست، در زندگی گاهی با شکست روبه‌رو شده‌اند. آنها هم اشتباه کرده‌اند.

اما در بیشتر موارد آنها به این شکست‌ها بعنوان بازخوردی ارزشمند نگاه کرده‌اند و از آنها درس گرفته‌اند. چیزهایی که ممکن است به ظاهر منفی برسد چیزهای زیادی به آنها آموخته و به رشد آنها کمک کرده است. 

پس دست از کنترل کردن همه چیز بردارید. این تلاش جواب نمی‌دهد زیرا قادر نخواهید بود همه سناریوهای ممکن را از قبل ببینید.

البته گفتن این راحت‌تر از انجام دادنش است. پس گام به گام جلو روید.

۵. در موقعیت‌هایی که می‌دانید نمی‌توانید درست فکر کنید، فکر نکنید.

گاهی اوقات وقتی گرسنه‌تان است یا روی تخت دراز کشیده‌اید که بخوابید، فکرهای منفی به سراغتان می‌آیند.

باید بتوانید این افکار را سریع دستگیر کرده و به خودتان بگویید: 

«نه، نه. قرار نیست الان به اینها فکر کنم.»

وقتی گرسنه یا خواب‌آلود هستید، ذهنتان نمی‌تواند درست و روشن فکر کند. به همین دلیل همان دیالوگ «نه، نه» را با خودتان تکرار کنید و آن فکر را برای زمانی بگذارید که بتوانید بهتر فکر کنید. 

۶. خودتان را در ترس‌های مبهم گم نکنید.

یکی دیگر از دام‌هایی که ممکن است گرفتار آن شوید این است که در ترس‌های مربوط به موقعیت زندگی‌تان گم شوید و ذهنتان سناریو‌هایی فاجعه‌بار درمورد اتفاقاتی که ممکن است بیفتد سر هم کند.

یاد بگیرید که صادقانه از خودتان سوال کنید، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟

و بعد که فهمیدید بدترین اتفاق ممکن چیست، کمی وقت برای فکر کردن به اینکه برای جلوگیری از بروز آن اتفاق چه می‌توانید بکنید، صرف کنید.
به مرور خواهید فهمید که بدترین اتفاقی که ممکن است در واقعیت بیفتد آنقدرها که فکر می‌کردید ترسناک نیست.

۷. ورزش کنید.

شاید به نظرتان کمی عحیب برسد اما ورزش کردن، مخصوصاً کار با وزنه، فشارها و نگرانی‌های درونی‌تان را خالی می‌کند.

ورزش باعث می‌شود قاطعیت بیشتری در زندگی پیدا کنید و رویکردتان را به مسائل تغییر دهید.

۸. بیشتر وقتتان را در زمان حال سپری کنید.

با بودن در زمان حال در زندگی روزمره‌تان به جای زندگی کردن در گذشته یا آینده، می توانید وقت بیشتری را که قبلاً صرف فکر کردن بیش از حد می‌کردید، از زندگی لذت ببرید.

سه راهی که کمکتان می‌کند با زمان حال ارتباط برقرار کنید:

- کمی آهسته‌تر. کاری که در حال حاضر مشغول انجامش هستید را کمی کندتر انجام دهید. مثلاً کندتر حرکت کنید، آرام‌تر حرف بزنید، آهسته‌تر رانندگی کنید. با این کار بیشتر می‌فهمید که چطور از بدنتان استفاده می‌کنید و از اتفاقات دور و برتان هم آگاه‌تر می‌شوید.

- به خودتان بگویید: خوب حالا من… من معمولاً به خودم می‌گویم: حالا من X هستم و X دندان‌هایم را مسواک می‌زند، در جنگل قدم می‌زند، یا ظرف‌ها را می‌شوید. همین یادآوری ساده به ذهنتان کمک می‌کند از پریشانی بیرون آید و تمرکزتان را به اتفاقی که در آن لحظه می‌افتد معطوف می‌کند.

- قطع کنید، دوبار وصل شوید. اگر احساس می‌کنید درگیر فکر کردن وسواسی شده‌اید، آن فکر را با داد زدن این در ذهنتان به خود قطع کنید: بسه! بعد دوباره به زمان حال وصل شوید و یک تا دو دقیقه روی اتفاقاتی که اطرافتان می‌افتد تمرکز کنید. سعی کنید همه چیز را بشنوید، حس کنید، ببویید، ببینید و روی پوستتان لمس کنید.

۹. بیشتر وقتتان را با کسانی بگذرانید که بیش از حد فکر نمی‌کنند.

محیط اجتماعی‌تان نقش مهمی دارد و نه فقط افراد و گروه‌هایی که به زندگی واقعی‌تان نزدیک هستند. چیزهایی که می‌خوانید، گوش می‌کنید یا می‌بینید هم موثر هستند. وبلاگ‌ها، کتاب‌ها، فیلم‌ها و موزیک‌های زندگی‌تان.

پس به این فکر کنید که آیا منابعی در زندگی‌تان هست، چه نزدیک چه دور، که بیش از اندزه فکر کردن را در شما ترغیب می‌کند؟ و به آدم‌ها و منابعی که تاثیری متضاد در شما دارند فکر کنید.

راه‌هایی پیدا کنید که بیشتر وقت و توجه‌تان را صرف افراد و منابعی کنید که تاثیری مثبت بر تفکرتان دارند.

 

شنيدن  از مهارتهاي  ارتباط برقرار کردن است ! مراقب  باشيد ....

 

سلامت گوش ها: سطوح مضر سروصدا

تاثیرات سروصدا بر شنوایی در افراد مختلف متفاوت است. گوش بعضی افراد به صداهای بلند حساس‌تر است، مخصوصاً در بعضی فرکانس‌های خاص (فرکانس یعنی میزان بالا بودن یک صدا). اما هر صدایی که به اندازه کافی بلند و طولانی باشد می‌تواند بر شنوایی آسیب وارد کرده و موجب از دست رفتن آن شود.

بلندی یک صدا با دسیبل (dB) اندازه‌گیری می‌شود. یک مکالمه عادی تقریباً ۶۰ دسیبل است، ماشین چمن‌زنی ۹۰ و یک کنسرت راک پرسروصدا حدود ۱۲۰ دسیبل است. به طور کلی، صداهای بالای ۸۵ دسیبل، برحسب میزان طولانی مدت بودن و اینکه چند وقت یکبار در معرض آن قرار می‌گیرید و اینکه از محافظ‌های گوش استفاده می‌کنید یا خیر، مضر هستند. 


در زیر جدول می‌توانید سطح دسیبل تعدادی از صداها را ببینید: 

 

صدا

متوسط دسیبل

خش‌خش برگ‌ها، موسیقی ملایم، زمزمه

سروصدای عادی داخل خانه

گقتگوی عادی، موسیقی پشت صحنه

سروصدای داخل محل‌کار، داخل ماشین

جاروبرقی، رادیو با صدای متوسط

ترافیک سنگین، دستگاه تهویه هوا، رستوران شلوغ، ماشین چمن‌زنی

مترو، گفتگوی بلند

ضبط‌صوت، موتورسیکلت

رقص

اتومبیل برفی، برگروب، اره برقی

ورزش، کنسرت راک، سمفونی بلند

مسابقات اتومبیل‌سواری

شلیک گلوله، آژیر

۳۰

۴۰

۶۰

۷۰

۷۵

۸۰-۸۹

 

۹۰-۹۵

۹۶-۱۰۰

۱۰۱-۱۰۵

۱۰۶-۱۱۵

۱۲۰-۱۲۹

۱۳۰

۱۴۰



با بالا رفتن بلندی صدا، میزان زمانی که می‌توانید قبل از آسیب رسیدن به گوشتان، به آن صدا گوش دهید کمتر می‌شود. محافظ‌های گوش میزان بلندی صدایی که به گوش‌هایتان می‌رسد را کاهش می‌دهند و باعث می‌شوند بتوانید به مدت طولانی‌تری به آن صداها گوش دهید.

 

جلوگیری از آسیب رسیدن به شنوایی

یک راه ساده برای آگاهی از صداهای مضر و آسیب‌رسان این است که به علایم هشدار آن توجه کنید. در موارد زیر یک صدا می‌تواند برای شنوایی‌تان مضر باشد:

۱. شنیدن صدای بقیه روی آن صدا برایتان دشوار باشد.

۲. صدا باعث اذیت شدن گوش‌هایتان شود.

۳. بعد از شنیدن آن صدا گوش‌هایتان زنگ بزند.

۴. بعد از ترک کردن مکانی که در آن صدای بلند را شنیده‌اید بقیه صداها به نظرتان بسیار خفه می‌آید.

بیشتر موارد از دست رفتن‌های شنوایی با قرارگیری مکرر در معرض سطوح متوسط صدا در طول سالیان ایجاد می‌شود نه با موارد معدود قرارگیری در معرض صدا بلند. استفاده از گوش‌گیر و محافظ‌های گوش می‌تواند به جلوگیری از این تخریب‌ها کمک کند.

اگر محل‌کارتان صداهای مضر دارد، از قبل برنامه‌ریزی کرده و با استفاده از محافظ‌های گوش از گوش‌هایتان محافظت کنید. در زیر به چند نمونه از افرادیکه بخاطر شرایط شغلی ممکن است در معرض صداهای مضر باشند، اشاره می‌کنیم:

- افرادیکه با دستگاه‌های پرسروصدا کار می‌کنند، مثل کسانیکه کار ساخت و ساز می‌کنند، کارگران کارخانه‌ها، کشاورزان، راننده‌های کامیون، مکانیک‌ها یا کارگران فرودگاه.

- پرسنل نظامی

- افسران پلیس و آتش‌نشان‌ها

- موسیقیدان‌ها