شما مذاکره کننده ي حرفه اي هستيد يا آماتور ؟....


چند جمله کلیدی که مذاکره کنندگان حرفه ای فراوان به کار میبرند و مذاکره کنندگان آماتور، یا آنها را نمیدانند یا از بکار بردن آنها وحشت دارند

اگر اشتباه میکنم حرفم را اصلاح کنید
چرا فکر میکنید پیشنهاد شما منطقی است؟
خواسته شما را کاملاً میفهمم. اما نمیفهمم «چرا» چنین خواسته ای دارید
تعریف شما از «منصفانه» چیست؟
میشود منافع ما و شما را در این طرحی که مطرح کرده اید، بیان کنید؟
امکان دارد به زبان ساده تری پیشنهاد خودتان را مطرح کنید؟
اگر من این خواسته شما را نپذیرم، چه تبعاتی برای من دارد؟
اعتماد، بحث دیگری است... اینجا صحبت از اصول است

اگر به هنر فن بیان و گویندگی علاقه دارید و یا میخواهید بدانید با استعدادی که دارید چقدر در این راه موفق خواهید شد، اینجا کلیک کنید.

دانلود کتاب  (افکار  معجزه گر )


دانلود کتاب انسان اشرف مخلوقات



دانلود کتاب افکار معجزه گر
عنوان : کتاب افکار معجزه گر
نویسنده : نصرت اله جاوید
نوع : روانشناسی
زبان : فارسی
نوع فایل : PDF
تعداد صفحات : 89
حجم : 379 کیلوبایت

درباره کتاب :
انسان ذاتا موجودی لذت طلب ، شاد و مثبت اندیش است ولی غبار شخصیت که بر ذاتش نشسته این امکان را از او سلب مینماید.
متاسفانه انسان بیشتر به شخصیت خود چسبیده است تا به ذات خود . برای تغییر اندیشه ها و افکار و اصولا هر نوع دگرگونی در زندگی نخست باید گفتگو های درونیمان را درباره آن تغییر دهیم . اندیشه و ورد های درونی بسیار قدرتمندند . تغییرات اساسی فقط با تغییر افکار و با بمباران دائمی ذهن با کلمات و جملات تاکیدی مثبت امکان پذیر میگردد.
در این کتاب مفید اثرات عبارت های تاکیدی N.L.P ان ال پی بر ذهن توضیح داده شده.

از زبان نویسنده :
اینجانب پس از سال ها مطالعه و تحقیق در زمینه های سلامتی، روانشناسی و انسان شناسی، اکنون فرصتی یافته ام تا آموخته هایم را در قالب چند کتاب به رشته ی تحریر درآورم. از آنجا که هدف من هرگز انگیزه های مالی نبوده، لذا بسیار علاقمندم که برخی از کتاب های من به صورت کاملاً رایگان در اینترنت منتشر شوند تا بدین شکل شاید توانسته باشم خدمتی به هموطنان و همنوعان عزیز کرده باشم...

دانلود کتاب  ( قدرت  درون  ماست )

کتاب قدرت در درون ماست

کتاب قدرت در درون ماست
عنوان : کتاب قدرت در درون ماست
موضوع : روانشناسی
نویسنده : لوئیس ال هی
زبان : فارسی
نوع مطلب : EBook
نوع فایل : PDF
حجم : 1.37 مگابایت
تعداد صفحات : 271

توضیحات کتاب :
انسان همان موجودی است که میلیارد ها رمز و راز وجودش از آغاز تاریخ تا کنون ذهن اندیشمندان و عالمان را به خود مشغول داشته و خواهد داشت. دانشمندان و متفکران در این سالیان دراز هر کدام به نوبه ی خود به عجایب این خلقت پیچیده و شگفت انگیز پی برده اند اما این نظرات گوناگون هر کدام به فراخور موضوع خود و دانش مطرح کننده اش نکات مثبت و منفی منحصر بفردی دارند. البته در طول تاریخ همواره این بخش های مثبت نظرات بوده اند که زمینه بلوغ و رشد فزاینده تر را نوید میدادند.
بر همین اساس ، کتاب قدرت در درون ماست بیان کننده نظرات و پیشنهادات شخصی است که با کند و کاو خویش و عمل به یافته های این تلاش توانسته است پاره ای از مشکلات خود را رفع نماید.

دانلود کتاب در ادامه مطلب

اگر قصد ارائه ي مطلبي را در يک جمع داريد  به اين 10 نکته توجه بفرماييد.

شاید برای شما هم پیش آمده که در محل كار يا دانشگاه یا هنگام تدريس و ...، قرار باشد مطلبی را ارائه دهید. از شیوه ی ارائه، پاورپوینت و خود محتوا که بگذریم، می رسیم به نبایدهای ماجرا، یعنی به طور ساده یعنی حرف هایی که اگر موقع ارائه به زبان نیایند، وجهه شما بهتر حفظ می شود
-1هرگز نگویید: امروز خیلی خسته ام!
خیلی از مواقع جملاتی نظیر "همین دیروز به من خبر دادند"، "تازه از سفر برگشتم و خیلی خسته ام" یا جملات مشابه را در کنفرانس ها یا جلسات ارائه شنیده اید. نکته این جا است که برای مخاطبین اصلا مهم نیست که شما خسته اید یا نه، آنها آمده اند بهترین شما را ببینند. اگر واقعا آمادگی ندارید خیلی راحت جلسه را لغو کنید، یا قرصی، قهوه ای، چیزی میل کرده و سپس به جلسه ی ارائه بروید.
 
2-هرگز نگویید: بعدا به این موضوع بر می گردیم!
اگر مخاطبین شما مشتاقانه خواهان تعامل با شما هستند، و از شما سوالی می پرسند، یا خواهان توضیح در مورد مطلب خاصی هستند، از این موقعیت استثنایی استفاده کنید. هرگز نگویید "در اسلاید بعدی به سوال شما جواب می دهم"، بلکه همان لحظه از موقعیت استفاده کنید، به اسلاید بعدی بروید و مخاطبین خود را هشیار نگه دارید، و آن ها را به تعامل بیشتر تشویق کنید.
 
3-هرگز نگویید: صدای مرا می شنوید؟ یک دو سه... یک دو سه!
خیلی از مردم این گونه صحبت شان را شروع می کنند. تق تق روی میکروفون می زنند تا چک کنند صدا درست است یا خیر. اساسا این چک کردن صدا وظیفه ی شما نیست. شما کار خودتان را بکنید. اگر صدا مناسب نبود، آرامش خود را حفظ کرده، با خودتان تا سه بشمارید، دوباره شروع کنید. در اغلب موارد مشکل در همین مرحله حل می شود. اگر مشکل همچنان وجود داشت، به آرامی به کنار صحنه بروید و از مسئول صدا پیگیری کنید. برگردید، به مخاطبین تان لبخند بزنید و با اعتماد به نفس تمام منتظر حل مشکل بمانید.
 
4-هرگز نگویید: من شما را نمی بینم، نور خیلی شدید است!
بله، خیلی مواقع از شدت نور سالن شما مخاطبین خود را درست نمی بینید. اما این مسئله ربطی به مخاطبین تان ندارد، و اساسا برای شان مهم نیست که شما می بینیدشان یا نه. پس به همان تاریکی خیره شوید، لبخند بزنید و کارتان را انجام دهید، و یا اگر دوست داشتید قدم زنان به سمت مخاطب حرکت کنید تا بهتر او را ببینید. اگر شدت نور خیلی آزاردهنده است، دستان خود را از جلوی چشمان تان بردارید و محترمانه از مسئولین سالن بخواهید به موضوع رسیدگی کنند.
 
5-هرگز نگویید: از آنجا اسلایدها خوانا هست؟!
طبق یک قانون نانوشته، بهتر است فونتی که استفاده می کنید، دو برابر سن مخاطبین تان باشد! به طور مثال اگر اکثر آن ها 30 سال دارند، فونت 60 ایده آل است.
 
6-هرگز نگویید: بگذارید این قسمت را بلند برای تان بخوانم!
قرار دادن متن زیاد بر روی یک اسلاید، به طوری که مخاطبین تان برای خواندن آن وقت زیادی صرف کنند، به خودی خود کار بسیار اشتباهی است. حال تصور کنید که شما برای آنها بلند از روی اسلاید بخوانید! این حتی از اولی هم بدتر است. سعی کنید متن هر یک اسلاید هایتان از چند کلمه تجاوز نکند، و بقیه مطالب را حفظ کنید، زیرا در غیر اینصورت مخاطبین تان شروع به خواندن از روی اسلاید می کنند و به شما گوش نمی دهند.
 
7-هرگز نگویید: تلفن ها/تبلت ها/ لپ تاپ ها را خاموش کنید!
دیگر زمان آن گذشته است که به مخاطبی بگویید دستگاه های خود را خاموش کند. شاید تا چند سال پیش هم اشکال نداشت، ولی الان در دوران دیگری زندگی می کنیم.
 
شاید آنها بخواهند بر روی تبلت های شان یادداشت برداری کنند، آنچه در سالن می گذرد را توئیت کنند، صدای تان را ضبط کنند، یا فیسبوک شان را چک کرده، کمی هم بازی کنند! تنها از آنها بخواهید که دستگاه های شان را روی حالت بی صدا قرار داده و شما هم با تمرکز بالا به بهترین شکل ممکن کار خود را انجام دهید.
 
-8هرگز نگویید: لازم نیست چیزی یادداشت کنید یا از اسلایدها عکس یگیرید، کل اسلاید ها را در سایت می گذارم!
خیلی خوب است که شما کل مطالب ارائه داده شده تان را بر روی سایت قرار می دهید یا ایمیل می کنید، اما بهتر است اجازه دهید هر کس هر کاری دوست دارد انجام دهد! یادداشت برداری به بسیاری از افراد در به خاطر سپردن مطالب کمک می کند. در ضمن، قرار بر این است که اسلاید های شما حداقل کلمات و جمله ها را شامل شود. پس اصولا ممکن است به درد مخاطب نخورد.
 
9-هرگز نگویید: جواب سوال تان ساده است، الآن خواهم گفت
کار خیلی خوبی می کنید که به سوالات مخاطب در همان لحظه پاسخ می دهید. اما یک نکته مهم نمی بایست فراموش شود، سوال مطرح شده شاید برای شما و فرد سوال کننده واضح باشد، اما برای بقیه حاضرین در جلسه چطور؟ پس بهتر است سوال را تکرار کرده و اندکی پیش زمینه ارائه دهید، و سپس پاسخ سوال را ارائه کنید. در ضمن این کار به شما وقت اضافی برای فکر کردن به پاسخ را خواهد داد.
 
10-هرگز نگویید: سعی می کنم صحبتم کوتاه باشد
بسیاری از افراد این عبارت را می گویند، و جالب اینکه تقریبا هیچ کدام به آن عمل نمی کنند. لازم به ذکر است که برای مخاطب اصلا مهم نیست شما صحبتتان را طول می دهید یا خیر (مگر این که از پیش بدانند چیز بی خودی در انتظار آنها است!) آنچه برای شان مهم است، استفاده ای است که می توانند از صحبت های تان داشته باشند.
 
نکته ی اضافی: هرگز نگویید: واقعا؟ وقتم تموم شد؟ هنوز 25 تا اسلاید باقی مونده!
قبل از جلسه ی ارائه، حتما چندین بار تمرین کنید تا بتوانید مطالب خود را در زمان تعیین شده به پایان برسانید. حتی بهتر است وقت تان را طوری تنظیم کنید که ۵دقیقه اضافه بیاورید و به سوالات مخاطبین تان بپردازیدهمواره سعی کنید پیش از ارائه به طور کامل خود را آماده کنید. خودتان باشید، و مهمتر از آن این که حرفه ای باشید
اگر به هنر فن بیان و گویندگی علاقه دارید و یا میخواهید بدانید با استعدادی که دارید چقدر در این راه موفق خواهید شد، اینجا کلیک کنید.

هر يک از  يک  برند  داريم....شما را با چه برندي مي شناسند؟!

هرکدام از ما در حال حاضر یک برند داریم و با ویژگی‌هایی شناخته می‌شویم. این برند معمولا با دو عامل تخصص و ویژگی‌های رفتاری شکل می‌گیرد. این‌که شما در کاری میزان مشخصی تخصص داشته باشید ( در سطح ضعیف، متوسط یا عالی باشید) باعث می‌شود تا تعریفی از شما در ذهن اطرافیان شکل بگیرد. اما صرفا تخصص نیست که برند شما را می‌سازد. نوع رفتار شما نیز برند شما را می‌سازد. پرسنال برندینگ با نتیجه فعالیت‌های ما شکل می‌گیرد اما باید دقت کرد “با نتیجه‌ی فعالیت‌ها” و این یعنی، فعالیت‌ها از درون ما نشات می‌گیرند و به اطراف ما منتقل می‌شوند. احتمالا شنیده‌اید که می‌گویند طرف آدم متخصصی است اما بداخلاق است. یا بسیار آدم حرفه‌ای و خوش اخلاقی است. این‌ها جمله‌های معروفی هستند که هرکدام از ما ممکن است هر روز بشنویم.

برای شکل‌گیری موثر برند شخصی‌مان در محیط کار چه به‌عنوان مدیر، کارشناس یا کارآفرین می‌توانید از مدل زیر استفاده کنید:

در قدم اول، ایجاد برند شخصی (پرسنال برندینگ) یعنی خود شناسی. شما نیاز دارید تا شناخت بسیار خوبی از توانایی‌ها، ضعف‌ها و رفتارهای خود داشته باشید. برای ساخت یک برند شخصی موفق مشخصا بایدهوش اجتماعی خود را افزایش دهید و احساسات و هیجانات خود را مدیریت نمایید. باید تاثیر کارها و رفتارهای خود را بر محیط اطراف خود بیشتر درک کنید و همواره در مسیر بهبود و اصلاح حرکت کنید.

قدم دوم تمرکز برتخصص و دانش است. این‌که شما قرار هست با چه‌عنوانی شناخته شوید. دقت‌داشته باشید دانشگاه به‌شما عنوان شغلی نمی‌دهد. عنوان شغلی چیزی جدای از مدرک تحصیلی شماست. عنوان شغلی را خود شما به‌خودتان می‌دهید. این شما هستید که انتخاب می‌کنید در چه زمینه‌هایی کار کنید و در چه زمینه‌هایی بیشتر تمرکز کنید. برای ساخت برند خود براساس تخصص باید بیشتر در زمینه مورد علاقه‌تان مطالعه کنید، با افراد مرتبط در ارتباط باشید، محتوای مرتبط منتشر کنید و در نهایت در آن زمینه دستاورد داشته باشید، هرچند دستاوردهای کوچک. یک برند موثر و پایدار با قدم‌های کوچک ساخته می‌شود.

در نهایت شما باید از برندی که شکل داده‌اید پشتیبانی کنید. پشتیبانی از برند یعنی همواره یک‌پارچگی خود را در عملکرد خود حفظ کنید. رفتار و عمل شما باید همسان و همسو باشد. برند پایدار در طول زمان شکل می‌گیرد. برای ایجاد یک برند شخصی موفق شما حداقل به دوسال زمان نیاز دارید تا به‌شکل مداوم در مسیرانتخابی خود فعالیت کنید.

و به‌خاطر بسپارید در دنیای شلوغ این روزها کسی صدای شما را نمی‌شنود، کسی شما را کشف نمی‌کند مگر خود شما صدایتان را به‌گوش دیگران برسانید و خودتان را معرفی کنید.

اگر به هنر فن بیان و گویندگی علاقه دارید و یا میخواهید بدانید با استعدادی که دارید چقدر در این راه موفق خواهید شد، اینجا کلیک کنید.

http://www.tarannom.org

هفت عادت کارمندان کارآمد در شروع کار !

هفت عادت کارکنان کارآمد در سازمان‌ها نوپا


موضوع جذب و پرورش نیروی انسانی در سازمان‌های تازه تاسیس و شرکت‌های نوپا، ساز و کار و رویکردی متفاوت نسبت به تشکیل تیم‌های کاری در سازمان‌های بزرگ می‌طلبد. بنابراین منابع انسانی کارآمد در این قبیل سازمان‌ها باید واجد شرایطی خاص و ویژه باشند، چرا که کار کردن در یک استارتاپ مقوله‌ای کاملا متفاوت از کار در شرکتی پا گرفته است. گاه حتی ممکن است آن چه در سازمان‌های بزرگ و قدیمی دارای ارزش و اهمیت است، در سازمان‌ها نوپا موجب خسارت و تضعیف فرهنگ سازمانی باشد. به همین دلیل کارکنان یک کسب وکار نوپا باید دارای ویژگی‌های متفاوتی باشند که در ادامه به گوشه‌ای از آنها اشاره می‌شود:


1- مادی نگر نیستند
کسب وکارهای بزرگ عموماٌ نیازمند صرف سرمایه‌های کلان و قابل توجهی هستند. اما اغلب کسب و کارها به ویژه بنگاه‌های کوچک و متوسط برای آغاز کار، سرمایه کمتری را می‌طلبند. جالب آنکه عمده‌ی شرکت‌های برتر معرفی شده در فهرست موسسه Inc.5000 ، در میان شرکت‌های خود-راه‌انداز قرار دارند و با سرمایه‌ای ناچیز شروع به کار کرده‌اند. در واقع رابطه چندانی میان حجم سرمایه‌گذاری صورت گرفته با میزان موفقیت بلند مدت کسب و کارهای کوچک و نوپا متصور نیست.کارمندان مناسب برای استارتاپ‌ها، توجه چندانی به دکوراسیون دفتر و یا وجود تجهیزات اداری کامل و موارد سطحی از این دست ندارند، بلکه دغدغه آنها کار با حداقل امکانات درمیان موجی از مشکلات است. بنابراین پول و مادیات از اولویت‌های آنها به شمار نمی‌رود.


2- اجرایی هستند نه ذهنی، ضمن آنکه مجهز به فناوری فکر هستند.
یک برنامه‌ریزی با جزئیات کامل، توصیه مناسبی برای بنگاه‌های کوچک و متوسط نیست. شرایط و فضای کسب و کار به شدت متلاطم است ، و نمی‌توان با استناد به برنامه‌های بلند مدت به اداره‌ی یک بنگاه اقتصادی امیداور بود . در واقع، هیچ کارآفرین موفقی را سراغ نداریم که نتیجه‌ی امروزش کاملا منطبق با طرح کسب وکار دیروز او بوده باشد.
یک کارمند شایسته در بخش کسب و کارهای نوپا، زمان اندکی را صرف برنامه‌ریزی کرده و بیشتر به عمل می‌پردازد و تفکر اجرایی دارد. افراد دارای تفکر اجرایی ، عمل‌گرا ، پیرو کار تیمی ، تمام کننده کار و هماهنگ هستند. البته برنامه‌ریزی از ملزومات مدیریت منسجم است و موجب وسعت یافتن دید و پیوند خوردن گذشته و حال و آینده می‌گردد و به منزله‌ی پلی در زمان است ، اما اجرا، کلید موفقیت به شمار می‌رود. انسان‌های اجرایی به مراتب  به پیشرفت‌های بیشتری به نسبت متفکران و نوابغ ذهنی دست می‌بایند . کارکنان کارآمد مجهز به تکنولوژی فکر هستند و قادرند ضمن برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه خود، به باورهایی درست دست یافته و با در پیش گرفتن تفکر اجرایی به خلق دستاوردهایی موفقیت آمیز در زندگی شخصی وحرفه‌ای خود اقدام کنند.


3-به دیدگاه مشتری اهمیت می‌دهند
در شرایط رقابتی کنونی، شرکت‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند ارزش‌های بیشتری را به مشتریان ارائه کنند تا آنها را به خرید بیشتر و ایجاد روابط بلند مدت با شرکت ترغیب سازند.
کارمندان شایسته به طور ذاتی درک می‌کنند که تنها باید روی مواردی هزینه صرف شود که تفاوتی واقعی برای مشتری بوجود آید و برای او تولید ازرش شود. آنها موفقیت را در گرو سودآوری بیشتر و تولید ارزش بالاتر برای مشتری و سازمان می‌دانند.


4- نگاه فرصت یاب دارند
هیچ انسانی وجود ندارد که دو بار پا به دنیای خاکی بگذارد، تا اینگونه بتواند تجربه‌ای دیگر کسب کند، بلکه عمر فرصتی کوتاه و محدود است که باید آن را غنیمت شمرد و از لحظه لحظه آن غافل نبود.   فرصت‌ها هم چون ابرهای بهاری به سرعت در حال گذرند، از این رو نگاه فرصت‌یاب، بزرگ‌ترین هنر انسان در زندگی است. کارکنان شایسته واقف به اهمیت شکار فرصت‌ها هستند. آنها از هر موقعیتی برای جذب مشتری بهره می‌برند و سر بزنگاه، بازاریابی می‌کنند. آنها سعی دارند تا پایگاهی گسترده از مشتریان ایجاد کنند و بعد با بهره‌گیری از آموخته‌ها و تجارب خود از رقابت، اهدافی بزرگتر را نشانه روند. لذا اهداف کوچک آنها در خدمت اهداف بزرگ‌ترشان است.


5- کار را برای موفقیت و نه رفع تکلیف انجام می‌دهند
به عنوان یک کارآفرین ، فارغ از آنکه چقدر سخت کوشیم، باید به این امر واقف باشیم که هیچ کس ناچار به خرید از ما نیست. از این رو عدالت در چگونگی رفتار ما با مشتریان و دیگر ذی‌نفعان و تامین‌کنندگان تبلور می‌یابد.‌ لذا عدالت به معنای استحقاق ما برای شکست یا توفیق نمی‌باشد.
این موضوع در مورد نظام مدیریت منابع انسانی نیز نمود دارد، به این معنا که عدالت این است که پرداخت براساس عملکرد بهره‌ور باشد. کارکنان شایسته و جاه‌طلب، کار می‌کنند تا به تحقق اهداف خانواده سازمانی خود کمک و برای خود درآمد بیشتر کسب کنند، آنها کار برای حفظ شغل خود و رفع تکلیف کاری را انجام نمی‌دهند. عشق‌ورزی به کار از خصیصه‌های کارکنان شایسته در کسب و کارهای نوپا است. آنها ارزش کار خود را وابسته به عشق و علاقه خویش به انجام آن کار و نیز میزان مسئولیت‌پذیری خود می‌دانند.


6- آراستگی کاری را در امور حرفه‌ای خویش لحاظ می‌کنند
کارمندان خوب به همکاران خود کمک می‌کنند، امانت‌دار هستند، تابع نظم و آراستگی هستند، وقت را به بطالت نمی‌گذرانند، اعتماد ساز هستند، منصف و مبادی آداب هستند، در کار گروهی فعالند، وقت‌شناس هستند، عاشق کار خود هستند و انگیزه بالایی برای کار دارند، به چشم‌انداز سازمان احترام می‌گذارند، به وظایف محوله اکتفا نمی‌کنند و فراتر از آنها عمل می‌کنند، به کار خود احاطه دارند، به ارباب رجوع ارج می‌نهند و مشتری را ولی‌نعمت خود می‌دانند ، از شایعات دوری می‌جویند ، پرتلاش و خیراندیش هستند ، انتقادات سازنده را می‌پذیرند و همواره امیدوار و مثبت اندیش‌اند. شخصیتی استوار و محبوب دارند، از شهامت و صداقت کافی برخور دارند، می‌توانند تیم را رهبری کنند و کفایت و شایستگی لازم را دارند و یا تلاش می‌کنند بدست آورند.


7- نتیجه گرا هستند
نتیجه‌گرایی از ضروریات پایداری و پویایی سازمان‌ها در عصر رقابت است و سازمان‌ها را به سوی بهره وری و ارزش افزوده بیشتر هدایت می‌کند. نتیجه‌گرایی از نیمه تمام ماندن و یا تاخیر در انجام کارها جلوگیری می‌کند وتصویری مطلوب از ما در ذهن مخاطب می‌سازد.
کارکنان شایسته به ویژه در سازمانهای نوپا تلاش میکنند، تا حداکثر تمرکز خود را جلب فعالیت‌هایی کنند که بیشترین ثروت را برای سازمان تولید میکند. آنها همچنین تلاش میکنند تا به هر طریق ممکن از هزینه‌های زائد بکاهند. آنها در مذاکرات و چانه زنی های خود با تامین کنندگان سازمان، به نوعی عمل می‌کنند که گویی قصد خرید کالایی برای خود را دارند. لذا دغدغه سازمان و چشم‌انداز آن در ذهن این عده بسیار پر رنگ و قابل توجه است.


نقل از وب سایت  آقای درگی 


5 خصوصیت موفق ترین مدیران...موفق ترین مدیران به طور یقیین بهترین ارتباط ها را هم برقرار میکنند.

پنج مشخصه‌ بزرگ‌ترین مدیران جهان

اغلب اوقات کارفرمایان در ارتباطات خود با کارمندان‌شان دقت نمی‌کنند، آنها باید توجه داشته باشند که دقیقا همان چیزی را از کارمندانشان دریافت می‌کنند که به ایشان می‌دهند. وقتی کارمندان شما می‌دانند که شما به آرای ایشان و به زندگی‌های‌شان توجه دارید، آنگاه احساس ارزشمندی بیشتری می‌کنند. آنها به نوبه خود، این توجه شما را به فرم یک کارمند اختصاصی جبران می‌کنند و به شما احترام می‌گذارند. یک صاحب کسب و کار چه چیزی بیشتر از این می‌خواهد؟ اکنون، مساله تنها بر سر اطمینان حاصل کردن از این امر است که شما مشخصه‌ توجه و تمرکز مورد نیاز برای هدایت کارمندان را کسب کرده‌اید.

در اینجا  پنج مشخصه بزرگ‌ترین مدیران کسب و کار امروز را ذکر می‌کنیم.


مردمي باشيد
به طور معمول، مردم به نحوی باطنی یا قلبی با مدیران همانندسازی می‌کنند. گفته می‌شود این امر به آن خاطر است که چنین مردمی باور دارند نوعی احساس ویژه در آنها شکوفا می‌شود که این پیام را می‌دهد: «مرا انتخاب کن». وقتی به عنوان بخشی از یک جمعیت هدایت می‌شوید، بسیار بیشتر پذیرفته‌شده خواهید بود. آن افرادی که «مافوق جمعیت» هستند به منزله‌ اقلیت نخبه‌گرا دیده می‌شوند و ارتباط گرفتن  با این دسته از افراد دشوار است.

 فروتن باشيد
مدیران بزرگ می‌دانند که هیچ کس، از جمله خود آنها، بهتر یا بدتر از سایرین نیست. هر کس ارزش خاص خودش را دارد و مهارت‌ها به طور جمعی در آنها حاضر است.
مدیران بزرگ طوری مرتبه و موضع خودشان را تعیین می‌کنند که اگر روزی گروه را ترک کنند، گروه همچون سابق قدرتمند بر جا بماند. مدیران بزرگ مقاومت و نیرومندی را در گروه افزایش می‌دهند و افراد را از وابستگی به یک فرد خاص می‌رهانند.

ساده و بی‌تکلف باشید
برای اینکه یک مدیر بزرگ شوید از ارتباط‌گرفتن به نحوی که از حد درک و استنباط طرف مقابلتان بسیار فراتر باشد، پرهیز کنید و در عوض، در همان سطحی ارتباط را پیش ببرید که سطح فرد مقابل است. این رویکرد تا حدی، شما را به هریک از افراد تیم نزدیک می‌کند. ارتباط خوب با کارمندان‌تان می‌تواند مولفه‌ای کلیدی در یاری‌رساندن به رشد کسب و کارتان باشد. وانگهی، وقتی با افراد صحبت می‌کنید به جای آنکه به آنها امر کنید، به نحوی دارید احترام خود را به ایشان نشان می‌دهید. این کار به نوبه خود، احترام آنها را نسبت به شما جلب می‌کند.

از افرادتان حمایت کنید
مدیران بزرگ از تیم‌شان دفاع می‌کنند، از افرادشان پشتیبانی می‌کنند و به ایشان یاری می‌رسانند. آنها به خوبی می‌دانند که مهم‌ترین کارشان این است که  با حمایت از افراد، کار بقیه اعضای تیم را راحت‌تر کنند. آنها با خوشحالی، بی‌ارزش‌ترین کارها را هم انجام می‌دهند، وقتی این کار به پیشرفت و موفقیت اهداف تیمی کمک می‌کند. وقتی نشان می‌دهید که می‌خواهید حتی وارد کارهای ساده هم شوید، دارید نشان می‌دهید که فروتن هستید، و به این معنا، یکی از آنها هستید.

به افراد تیم باور داشته باشید
تلاش برای اینکه اعضای تیم به شما باور داشته باشند را فراموش کنید. در عوض، کاری کنید افراد تیم به خودشان باور داشته باشند. اجازه دهید بدانند شما باور دارید که آنها می‌توانند کارشان را به درستی انجام دهند، و می‌توانند به موفقیت شرکت یاری برسانند، و آن کاری را که درست است انجام خواهند داد. این است آنچه مدیران بزرگ انجام می‌دهند، و وقتی بتوانید از پس این کار برآیید، آنها خودبه‌خود به شما باور می‌آورند.

رویکرد متقابل
اغلب اوقات، کارفرماها متوجه این امر نیستند که وقتی صحبت از کارآیی کارمندان باشد، اغلب همان چیزی را دریافت خواهند کرد که سابقا به ایشان داده‌اند. تردیدی ندارید که این اصل مسلم را شنیده‌اید که برای کسب احترام باید احترام بگذارید؛ این اصل مسلم همچون یک جادو یا شعبده در جهان کسب و کار عمل می‌کند. 
با کارمندان‌تان طوری رفتار کنید که مایل هستید با شما رفتار شود. خصوصا وقتی نوبت آن فرامی‌رسد که بخشی از گروه‌شان باشید، به آنها احترام بگذارید و به ایشان باور داشته باشید. موقعی که این‌طور عمل می‌کنید، هم کار خودتان و هم کار آنها را راه خواهید انداخت.
نویسنده: مایک میکالوویچ 
مترجم: سیمین راد

اگر به هنر فن بیان و گویندگی علاقه دارید و یا میخواهید بدانید با استعدادی که دارید چقدر در این راه موفق خواهید شد، اینجا کلیک کنید.

قضاوت نکنيم... و اگر قضاوت کرديم شناخت بهتري از افراد داشته باشيم !

چگونه شناخت بهتری از افراد داشته باشیم

 منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

مترجم: رویا مرسلی   
چه در کسب و کار و چه در زندگی، مهم‌ترین انتخاب‌های ما به انسان‌ها ارتباط پیدا می‌کند.
اما با این وجود، قضاوت درباره افراد کار آسانی نیست. چگونه می‌توانیم قضاوت اولیه خود را درباره افراد بهبود بخشیم و از استخدام افراد نامناسب پیشگیری کنیم و درعین حال فرصت رشد بهتری را برای افراد لایق فراهم کنیم آسان‌ترین راه این است که به ویژگی‌های  اکتسابی افراد توجه کنیم، مثل تحصیلات دانشگاهی، سرمایه شخصی، موقعیت اجتماعی یا عناوین شغلی. در عین حال، شبکه‌های اجتماعی نیز ابعاد بیشتری از شخصیت فرد را برای ما روشن می‌کننداما این عوامل و نشانه‌های خارجی تنها بخش کوچکی از شخصیت فرد را روشن می‌کنند، البته داشتن این شناخت لازم است اما کافی نیست. برای شناخت افراد لازم است جزئیات بیشتری را درباره آنها بدانیم که ابعاد شخصیت آنها را برای ما روشن‌تر کند. مهارت با آموزش به دست می‌آید، اما شخصیت و رفتار ومنش، به طور کامل با آموزش قابل حصول نیست
قضاوت درباره ابعاد خارجی و مهارت افراد اغلب هدفمند است و روش خاص خود را دارد. اما ارزیابی ویژگی‌های جزئی‌تر افراد مانند نیات یا رفتار و منش آنها بسیار بسیار مشکل‌تر است و نیاز به ارتباط تک به تک، گوش دادن فعال و مشاهده دقیق دارد. به همین خاطر، بهتر است یک مصاحبه کاری را بیشتر یک ارزیابی رفتاری در نظر بگیریم تا یک جلسه پرسش و پاسخ درباره مهارت‌ها.من طی سال‌ها به گردآوری پرسش‌هایی مشغول بوده‌ام که به بهبود قضاوت افراد کمک کند، به خصوص در زمینه شخصیت و رفتار. در اینجا ده سوال مطرح می‌شود که به شما کمک می‌کند برای استخدام افراد در پست‌های کلیدی به «چرا»ها و «چگونگی»‌هایی که در پس ذهن افراد نهفته است پی ببرید:1- نسبت حرف زدن به گوش دادن چقدر است؟ شما نیاز به افرادی دارید که دارای اعتماد به نفس هستند و از بیان نظراتشان واهمه‌ای ندارند، اما اگر نسبت حرف زدن به گوش دادن بیش از 60 درصد باشد باید از خودتان بپرسید چرا. آیا به این خاطر است که این شخص خود- محور بوده و علاقه به یادگیری از دیگران ندارد یا تنها به این علت است که تحت فشار بوده و این امر ناشی از اضطراب او است.2- آیا این شخص انرژی می‌دهد یا انرژی می‌گیرد؟ افراد خاصی وجود دارند که هر کجا باشند از خود انرژی منفی منتشر می‌کنند. حتما تاکنون به این گونه افراد بر خورده اید. برعکس، افرادی هم هستند که همواره با انرژی مثبت و خوش بینی به زندگی نگاه می‌کنند. یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید بهترین راه گرفتن انرژی، دادن آن است. افرادی که انرژی می‌دهند، افراد غمخوار، دلسوز و بخشنده هستند و از نوع انسان‌هایی هستند که دوست دارید با آنها وقت بگذرانید.3- آیا احتمال دارد این شخص نسبت به کاری «عمل» یا «عکس‌العمل» خاصی داشته باشد؟ بعضی از افراد وقتی کار جدیدی به آنها محول می‌شود، فورا موضع دفاعی یا انتقادی به خود می‌گیرند، اما افراد دیگری هم هستند که سریع موضع عملگرایی و حل مشکل را از خود نشان می‌دهند. برای بیشتر مشاغل، نوع دوم گزینه مطلوب‌تر است4- آیا این شخص حس اعتماد را بر می‌انگیزد یا تملق؟ در مواردی که اشتباهی رخ داده است، هیچ دلیلی برای چاپلوسی وجود ندارد. افراد قابل اعتماد هیچگاه احساس نمی‌کنند که نیاز به چنین ابزارهایی برای جلب اعتماد دارند. کار کردن با افرادی که واقعا خودشان هستند به مراتب جذاب‌تر است.5- شریک زندگی این شخص چگونه انسانی است؟ یکی از شرکای کاری من یک بار توصیه بسیار مهمی به من در رابطه با استخدام‌های مهم کرد- درباره همسر، شریک زندگی یا نزدیک‌ترین دوست او اطلاعات کسب کن. معمولا همسران تاثیرعمیقی بر یکدیگر دارند.6- این شخص با افرادی که نمی‌شناسد چگونه برخورد می‌کند؟ خوب است درباره رفتار این شخص با افرادی که زیاد نمی‌شناسد اطلاع کسب کنید. من نام این آزمایش را «تست راننده تاکسی یا پیشخدمت» گذاشته ام. آیا رفتار این شخص مثلا با پیشخدمت یک رستوران با ادب ونزاکت و مهربانانه است یا مثلا با راننده تاکسی چگونه رفتار می‌کند؟ آیا آنها را نادیده می‌گیرد و با آنها با گستاخی رفتار می‌کند؟7- آیا عوامل چالش انگیز در گذشته این فرد وجود دارد؟ گذشته افراد مهم است. من و همکار نویسنده‌ام در تحقیق خود در کتاب «قلب، هوش، جسارت و خوش شانسی» (مجله بازرگانی هاروارد سال 2012) دریافتیم تقریبا دو سوم از افرادی که جزو افراد جسور شناخته می‌شدند (یعنی آنهایی که خود کار جدیدی را آغاز می‌کنند و توانایی ادامه مهم‌ترین فعالیت‌های کارآفرینی را دارند) در گذشته خود با مشکلات مالی یا چالش‌های سخت دست و پنجه نرم کرده اند. شکست‌ها و سختی‌هایی که افراد در گذشته متحمل شده‌اند شخصیت آنها را شکل می‌دهد و نقشه راه موفقیت را برای آنها فراهم می‌کند.8- زمینه مطالعه این شخص چیست؟ مطالعه به انسان عمق می‌دهد، به او کمک می‌کند گذشته دیگران را درک کند، ایده می‌سازد، اندیشه ایجاد می‌کند و امکان نگرش دقیق‌تر به وضعیت موجود را فراهم می‌کند و الهام بخش حل مشکلات فعلی است. هر چند آنچه بیان می‌کنم ممکن است کلی‌گویی باشد، اما جذاب‌ترین افرادی که تاکنون دیده‌ام علاقه وافری به مطالعه داشته‌اند- علاقه به مطالعه نشانه کنجکاوی هوشمندانه افراد است.9- آیا مایل هستید یک سفر طولانی را با این فرد بگذرانید؟ این یکی از مولفه‌های «تست فرودگاه» است. سال‌ها پیش در اولین تجربه کاری‌ام از من سوال شد اگر در موقعیتی قرار گیرم که در یک فرودگاه با یکی از کاندیداها ناچار به سفر شوم، واقعا چه احساسی خواهم داشت. به همین ترتیب، با خود فکر کنید که آیا این شخص کسی است که بتوانید تصور سفر با او را داشته باشید؟10- آیا معتقدید که این شخص دارای خود آگاهی است؟ من و همکارانم معتقدیم اولین پیش نیاز برای تبدیل شدن به یک رهبر بزرگ داشتن خودآگاهی است. آیا این شخص درباره خودش و نقاط ضعف و قوتش دارای صداقت فکری است؟ آیا این شخص دارای میل به یادگیری و انجام کارهای درست بر مبنای آگاهی از خود است؟ این پرسشی است که پاسخ به آن از سایر پرسش‌ها مشکل‌تر است. اما لازم است به فروتنی افراد توجه داشته باشید و اینکه آیا میان آنچه او فکر می‌کند، می‌گوید و انجام می‌دهد تناسب وجود دارد؟این ده سوال را درباره افراد از خود بپرسید و البته شاید سوالات دیگری نیز در ذهن شما نقش بندد. در هر حال، با این کار در مسیر شناخت بهتر افراد قرار خواهيد گرفت

اگر به هنر فن بیان و گویندگی علاقه دارید و یا میخواهید بدانید با استعدادی که دارید چقدر در این راه موفق خواهید شد، اینجا کلیک کنید.

http://www.tarannom.org