آموزش فن بيان و گويندگي/مهارتهاي ارتباطي
صدای شما به اندازه ی چشم هایتان اثرگذار است...به ثروت بيان بيانديشيد 
لینک های مفید

بر اساس رده بندي سالانه مجله فوربس که روز دوشنبه منتشر شد بيل گيتس از بنيانگذاران مايکروسافت به عنوان ثروتمندترين فرد جهان باقي ماند.
دارايي بيل گيتس به 79 ميليارد و 200 ميليون دلار رسيد که در مقايسه با سال گذشته سه ميليارد و 200 ميليون دلار افزايش يافت.
کارلوس اسليم مکزيکي که در بخش مخابرات فعال است با 77 ميليارد و 100 ميليون دلار ( افزايش پنج ميليارد و 100 ميليون دلاري ) در رده دوم ثروتمندان جهان قرار دارد.
وارن بافِت، تاجر آمريکايي با 72 ميليارد و 700 ميليون دلار (‌ افزايش 14.5 ميليارد دلاري در يک سال ) رده سوم را به خود اختصاص داد.
او جاي آماسيو اورتگا اسپانيايي موسس مارک پوشاک زارا را گرفت که با 64.5 ميليارد دلار (‌ افزايش 500 ميليون دلاري ) چهارمين ميلياردر جهان شد.
اين تنها تغيير در پنج رده نخست در مقايسه با سال قبل بود.
لاري اليسون، موسس اوراسل با 54 ميليارد و 300 ميليون دلار رده پنجم را حفظ کرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از نيويورک، ليلان بتانکور فرانسوي مالک اورئال نخستين زن در اين فهرست است. او با 40 ميليارد و 100 ميليون دلار ( افزايش 5 ميليارد و 600 ميليون دلار ) در رده دهم ثروتمندان جهان قرار گرفت.
مارک زوکربرگ 30 ساله موسس فيسبوک با 33 ميليارد و 400 ميليون دلار ( 28 ميليارد و 500 ميليون دلار در سال گذشته ) به رده شانزدهم صعود کرد.
شمار ميلياردرهاي جهان نيز به رقم بي سابقه 1826 نفر رسيد در حالي سال گذشته 1645 نفر بودند.
46 نفر از آنها کمتر از 40 سال دارند.

زندگي نامه  بيل گيتس.....

ويليام هنري گيتس سوم مشهور به بيل گيتس (Bill Gates) رئيس و موسس شرکت مايکروسافت

 در حال حاضر مايکروسافت با بيش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهانيکي از موفقترين شرکتهاي ايالات متحده امريکا و يکي از راهبران صنعت کامپيوتر بوده است.

 بيل گيتس در 28 اکتبر سال 1955 در يک خانواده متوسط در شهر سياتل امريکا متولد شد.پدر بيل , ويليام هنري گيتس دوم وکيل دادگستري و يکي از سرشنايان شهر سياتل است و مادر او آموزگار مدرسه و يکي از اعضا هيئت مديره United Way International بود که در امور خيريه نيز فعاليت داشت. بيل گيتس در اين خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گيتس در کودکي بيشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثير بسيار گرفت. او از همان دوران کودکي خود روحيه رقابت طلبي خود را نشان داد و سعي مي کرد تا در هر زمينه اي از دوستان خود پيش باشد.

 گيتس تحصيلات ابتداي خود را در مدرسه عمومي Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپيوتر آشنا شد.در آغاز يکي سالهاي تحصيلي مسئولان مدرسه Lakeside تصميم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان, يک ترمينال کامپيوتر اجاره کنند و در اختيار دانش آموزان قرار بدهند. در اين هنگام بيل گيتس با کامپيوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سيزده سالگي اولين نرم فزار خود را که يک بازي ساده بود نوشت. گيتس به همراه دوست خود پل آلن (Paul Allen ) که دو سال از گيتس بزرگتر بود و در زمينه سخت افزار کامپيوتر هم مهارت داشت , بيشتر وقت خود را به برنامه نويسي در اطاق کامپيوتر Lakeside ميگذراند.

 گيتس در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استيو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئيس قسمت اداري مايکروسافت است آشنا شد. گيتس زماني که در هاروارد بود يک نسخه از زبان BASIC را براي کامپيوتر MITS Altair طراحي کرد.

 بيل گيتس در سال 1975 به همراه دوست دوران کودکي خود پل آلن شرکت کوچکي بنام Microsoft با شعار "در هر خانه يک کامپيوتر" ايجاد کرد.مايکروسافت انواع زبانهاي برنامه سازي را براي کامپيوترهاي مختلف توليد ميکرد. در آن زمان مايکروسافت فقط 40 کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار ميکردند و کل فروش آن فقط 2.4 ميليون دلار در سال بود.

 در سال 1980 شرکت IBM براي اينکه از بازار کامپيوترهاي شخصي عقب نماند تصميم گرفت تا کامپيوتر خود را که PC نام گرفت و کامپيوترهاي امروزي نيز مبتني بر آن هستند , بسازد و وارد بازار کند. IBM تصميم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت ديگري بگذارد. اين بود که شاهين خوشبختي بر دوش مايکروسافت نشست و IBM قراردي با شرکت کوچک مايکروسافت بست تا نرم افزارهاي سازگار با کامپيوترهاي شخصي IBM توليد کند.کامپيوتر هاي جديد IBM از پردازنده هاي 16 بيتي 8088 شرکت اينتل استفاده ميکرد.

 بنابراين مايکروسافت براي فروش زبانهاي برنامه سازي خود به يک سيستم عامل 16 بيتي نياز داشت.در آن زمان شخصي بنام تيم پاترسون در کارگاه خانه خود يک کامپيوتر 16 بيتي کوچک ساخته بود و براي آن يک سيستم عامل ساده 16 بيتي نوشت که نام DOS 86 را براي آن انتخاب کرده بود. بيل گيتس کليه حقوق سيستم عامل DOS 86 را با قيمت 75 هزار دلار بدست آورد. بيل گيتس و پل آلن سيستم DOS 86 را متناسب با کامپيوتر هاي شخصي IBM تغيير دادند و امکانات بيشتري را به آن افزودن و از آن يک سيستم عامل قوي 16 بيتي ساختند.

 مايکروسافت اين سيستم عامل را MS-DOS ناميد. MS-DOS برروي کامپيوترهاي شخصي IBM جاي گرفتند و IBM درصدي از فروش کامپيوترهاي PC خود را براي استفاده از MS-DOS به مايکروسافت مي پرداخت. و رفته رفته امپراتوري آقاي بيل گيتس بر روي MS-DOS بنيان نهاده شد. بعدها مايکروسافت با توليد سيستم عامل گرافيکي Windows و محصولات موفق ديگر گامهاي بزرگتري بسوي موفقيت برداشت.طبق آخرين آمار بيش از 95 درصد از دارندگان کامپيوترهاي شخصي در سراسر جهان از محصولات مختلف مايکروسافت استفاده ميکنند.

 درحال حاضر بيل گيتس با بيش از 50 ميليارد دلار, ثروتمندترين مرد دنيا شناخته شده است.او اين مقام را چندين سال است که حفظ کرده. يکي از دلايل موفقيت مايکروسافت به گفته خود گيتس استخدام افراد با هوش در اين شرکت است.گيتس زماني که فقط 19 سال داشت مايکروسافت را مديريت ميکرد.او بقدري کار ميکرد که حتي گاهي چند روز محل کار خود را ترک نمي کرد و به همراه کارمندان خود بسختي برروي پروژه هاي مختلف و سفارش مشتريان کار ميکرد.

 گيتس در سال 1994 با مليندا فرنج گيتس ازدواج کرد که حاصل آن يک دختر (متولد سال 1996) و يک پسر (متولد سال 1999) بوده است.بيل گيتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندين موسسه خيره در سراسر دنيا تاسيس کرد.هم اکنون بيل گيتس همراه همسر و فرزندان خود در شهرسياتل ساکن است.

ا  

[ چهارشنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۳ ] [ 7:50 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]
پرندگان راحت طلب هوش کمتري دارند.
تحقيقات دانشمندان دانشگاه نواداي آمريکا نشان مي دهد، برخي از پرندگان که در محيط هاي سخت آب و هوايي زندگي مي کنند، در مقايسه با همتايان راحت طلب خود هوشمندانه تر زندگي مي کنند. طبق اين بررسي، پرندگان ساکن مناطق مرتفع تر که شرايط آب و هوايي سخت تري دارد، حافظه قوي تري دارند. بر اساس اين تحقيق، عملکرد پرندگان ساکن مناطق مرتفع تر در پيدا کردن مواد غذايي در مقايسه با همتايان ساکن مناطق پايين تر بهتر است.

[ سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ ] [ 14:11 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]
 

فراموشی از جمله اختلالات ذهنی است که در کلیه سطوح سنی با شدت و ضعفی متفاوت ممکن است در افراد بروز کند.
به عنوان مثال گاهی ساعات کلاسی را فراموش میکنید، روز امتحان، جزوه دوستتان و...گاهی هم با شدت بیشتری رخ می دهد و کلیه دروسی را که با زحمت فروان به خاطر سپرده اید فراموش می کنید و به اصطلاح در یک لحظه حافظه ذهنتان ریست می شود . در کمال ناباوری مجبور به قبول شرایط هستید. گاهی اوقات حتی شنیدن کلمه آلزایمر باعث فراموشی وپاک شدن حافظه می شود!!!

بر طبق بررسی های انجام شده ، محققین به این نتیجه رسیدند که به دلیل طولانی بودن سالهای عمر زنان نسبت به مردان ، فراموشی در زنان بیشتر از مردان و همچنین با شدت کمتری حادث میشود. در یک مثال حافظه انسان به یک سبد تشبیه شده است که حودادث روزانه و سایر اموری که برایمان اتفاق می افتد به این سبد انتقال می یابد. نحوه دسترسی به محتویات این سبد به دو نوع مسقتیم و غیر مستقیم می باشد.  حوادثی که به صورت اختیاری در سبد حافظه ذهن انسان جای گرفته اند از طریق دسترسی غیر مستقیم و حوادثی که به صورت اجباری به این سبد راه پیدا کرده اند به صورت غیر مستقیم قابل بازیابی می باشند. 

1-انجام برخی از تکنیک ها از جمله تکنیک های meditation در سازماندهی وضعیت حافظه و به یاد آوردن و به خاطر سپردن بسیار موثر است.قندها و گلو کز ها بهترین غذای ذهن محسوب می شوند.

2-استفاده از دانه های روغنی نظیر بادام ، گردو و فندق نیز در تقویت حافظه نقش مهمی ایفا می کنند.

3- ذهن انسان نیز مانند اعضای بدن باید دارای ورزش و تمرین باشد. راکد بودن ذهن و کم شدن فرایند های کاری باعث تنبلی در به یاد آوردن و به خاطر سپردن خواهد شد. برای ورزیده شدن ذهن بسیار مطالعه کنید و بسیار بنویسید. پازلهای ذهنی را به عنوان ورزش عضله های ذهنی خود فرض کنید. 

4-تنظيم بودن فشار خون در تنظیم قوای ذهنی وتقویت حافظه بسیار موثر است. در یک تحقیق انجام شده بر روی 200 مرد و زن ، محققین به این نتیجه رسیدند  افرادی که با فشار خون بالا و نا معتدل دست و پنجه نرم می کنند ؛ با مشکلات حافظه ای بیشتری نسبت به سایر افراد روبه رو می شوند.

5-مصرف مواد غذایی و یا قرص های حاوی ویتامین  E در تقویت حافظه و بالا بردن راندمان فرایند حافظه بسیار موثر است. 

6-تنظیم بودن سطح ترشح هرمون استروژن در خون باعث تنظیم  فرایند ها و تقویت حافظه می شود. پس از سن 50 سالگی ،  استفاده از قرص های مکمل هرمون استروژن در زنان باعث کاهش بروز ریسک آلزایمر خواهد شد.

7-تنظیم بودن سطح اکسیژن خون نیز در فعالیت و کار کرد صحیح حافظه بسیار موثر است. استعمال دخانیات و ورود نیکوتین به خون ، سطح نرمال اکسیژن خون را مورد تهدید قرار داده و عملکرد فرایند ذهنی انسان را مختل می سازد.

8-افسردگی ها و گوشه گیری های روحی و روانی در کند شدن فعالیت های حافظه تاثیر منفی خواهد داشت.مصرف برخی از داروهای ضد افسردگی که باعث افزایش ساعات خواب در شبانه روز می شود نیز در بروزاین اختلال بی تاثیر نیست.
[ سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ ] [ 8:23 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]
 

آیا تکنولوژی های هوشمند نژاد انسان ها را کند ذهن می کنند؟

زمان کودکی را به یاد دارید؟ در آن دوران خوش و خرم وقتی قرار بود در مورد تکالیف روز بعد از دوستمان سوال بپرسیم، شماره تلفن منزل او را بخاطر می سپردیم. همه ی ما هنوز هم تعدادی شماره تلفن را از زمان کودکی به خاطر داریم؛ ولی‌ امروزه فقط کافی‌ است آن را در قسمت مخاطبین گوشی خود ذخیره کنید. شما در گذشته مسیر‌ها را به خاطر می سپردید؛ امروزه فقط کافی‌ است از GPS خود استفاده کنید. آیا می دانستید اگر سیستم GPS از کار بیافتد، خیلی از انسان ها در شهر های بزرگ دنیا از پیدا کردن محل کارشان عاجز خواهند بود؟ آیا انسان‌ها به سمت کند ذهن شدن پیش می‌‌روند؟

اولین نکته این است که تعریفمان از کند ذهن چه باشد. خب به واقع امروزه دیگر نیازی به حفظ کردن شماره تلفن ها و مسیر ها نیست، و کودکان امروزی به مرور توانایی کمتری در حفظ کردن این گونه اطلاعات خواهند داشت، ولی آیا این به معنی این است که از هوش آنها کاسته شده است؟

لزوما نه. هوش به طور قطع فراتر از توانایی حفظ کردن است، اما آیا استفاده نکردن از مغز برای به خاطر سپردن، ما را به خاطر کار نکشیدن از آن کم هوش تر نمی کند؟ و این که آیا جذابیت هایی‌ که دنیای دیجیتال برای ما فراهم می کند ما را از یادگیری مطلب جدید یا تفکر بیشتر باز می دارد؟

جواب دادن به این سوال شاید امکان پذیر نباشد، ولی‌ خیلی از محققین سعی دارند تا جوابی قانع کننده برای آن بیابند. بگذارید نگاهی‌ کوتاه بر چند تا از مهم ترین دیدگاه ها در این زمینه داشته باشیم.

در ادامه ی مطلب با دیجیاتو همراه باشید.

  آیا پیامک در حال نابود کردن زبان است؟

شما وقتی‌ جوان تر بودید املای کلمات را بلد بودید، اما کودکان امروزه به واقع با نحوه نگارش پیام کوتاهشان و بیان احساساتشان در شبکه های اجتماعی، قبل از آن که شیوه ی درست نوشتن را یاد بگیرند، سال ها است که با شیوه های غلط انس گرفته اند. شاید آنها هیچ گاه نوشتن یک نامه صحیح را یاد نگیرند.

شاید هم اینطور نباشد. کمی‌ فکر کنید؛ نوجوانان هر روز با پیامک سر و کار دارند و با ارتباطات به شیوه نوشتار مواجه اند و این به این معنی است که آنها هر روز نوشتن کلمات را تمرین می کنند که باعث یاد گیری هر چه بهتر آنها می‌‌شود.

2j

نکته ی عجیب و جالب توجه این است که مطالعه دیگری نشان می دهد کودکانی که از اختصار‌های پیام کوتاه استفاده می کنند (یعنی کلمات و جملات را خلاصه و خارج از چهارچوب اصلی آن می نویسند) در امتحانات نگارش و املا نمره های بالا تری کسب می کنند. تصور کنید همه بچه ها می خواستند کل روز را بازی کنند. هر جا که می رفتند توپ همراهشان بود و مدام بالا و پایین می انداختند به سمت درختان پرتاب می کردند و تقریبا همه وقتشان را به بازی اختصاص می دادند.

پس قبل از این که بخواهید پیامک را بخاطر رعایت نکردن قواعد مقصر اعلام کنید، کمی‌ به این موضوع فکر کنید: یک تحقیق در سال ۲۰۱۰ نشان داد که استفاده زیاد از اختصار‌های پیام کوتاه باعث افزایش در “توانایی خواندن ، دایره لغات، توانایی تشخیص تعداد واج ها” می‌‌شود.

ارتباط به سبک پیام کوتاه ممکن است از بیرون زیاد شناخته شده نباشد ولی‌ پیرو ساختار‌ها و قوانین خاص خود است. همین قوانین خود ساخته می تواند به ما کمک کند قواعد زبان مادر را بهتر یاد بگیریم. همانند این است که چگونه صحبت کردن به زبان فرانسوی می تواند در قواعد زبان انگلیسی‌ به ما کمک کند.

بدون شک پاسخ به این سوال بسیار مشکل خواهد بود. در سال های آتی قطعا این مسئله بیشتر مورد تحقیق و تفحص قرار خواهد گرفت. اما یادمان باشد که راه های متفاوتی در چگونگی نگاه به یک سوال وجود دارد.

 آیا Google ما را کند ذهن بار می‌‌آورد؟

خیلی از ما معتقدیم که یکی از جنبه های مهم هوش توانایی تفکر است (اینطور نیست) تفکر در یک نگاه یعنی قدرت تجزیه و تحلیل مسائل و توانایی جذب ایده های جدید و بزرگ. نویسنده معروف Nicholas Carr در سال ۲۰۰۸ این سوال را مطرح کرد که آیا اینترنت ما را کند ذهن می کند؟ او مقاله ای در این مورد نوشت که امروز هم ارزش خواندن دارد Carr با توصیف تاثیرات اینترنت بر روی خودش این گونه شروع می کند:

3

آنچه شبکه به نظر می رسد انجام می دهد، از بین بردن ظرفیت تمرکز و تفکر من است.

 وی ادامه می دهد: “ذهن من امروز انتظار دارد که اطلاعات طوری که شبکه ها آنها را دسته بندی کرده اند به او برسد: با جریانی سریع از داده ها. زمانی‌ من در دریای کلمات غواصی می کردم، ولی‌ امروز همچون فردی بر روی جت اسکی از روی آن‌ها با سرعت عبور می کنم.”

Carr مواظب بود تا اشاره‌ای به افرادی در تاریخ که پیش بینی‌‌های مشابهی کرده بودند نکند و بیش از اندازه موضوع را تشریح نکند. به طور مثل سقراط نوشتار را بد می دانست و معتقد بود خواندن مطالب نوشته شده، ذهن را از خلاقیت باز می دارد. شاید سقراط کمی زیاده روی کرده باشد. اما مسئله ای که امروزه با آن در ارتباط هستیم، خواندن مقاله ها و مطالب سطحی و کوتاه، به جای مطالب بلند و عمیق است. این مسئله ارزش تامل دارد.

 این اولین بار نیست

بدون تردید، همه با ادعای Carr موافق نیستند. Steven Pinker استاد بخش روانشناسی‌ دانشگاه هاروارد، مقاله ای در روزنامه New York Times منتشر کرده مبنی بر این که هیچ مدرکی‌ دال بر کند ذهن شدن انسان ها به وسیله ی تکنولوژی موجود نیست:

گونه های جدید رسانه همیشه هراس هایی‌ اخلاقی‌ به دنبال داشته اند: چاپ مطبوعات، روزنامه‌ها و تلویزیون، همه زمانی‌ خطری برای ذهن و اخلاق به حساب می‌‌آمدند.

4

کاملا صحیح است: مردم مطبوعات را باعث کند ذهنی‌ می دانستند، همان گونه که امروز گوشی های هوشمند را اینگونه تلقی‌ می کنند. تکنولوژی های جدید همیشه واکنش های تندی به دنبال داشته است و این که انسان به خاطر تکنولوژی به سمت کند ذهنی‌ پیش می رود، همیشه جزئی از این باور‌ها بوده است.

Pinker عقیده دارد، هر چه که هست، انسان بیش از پیش به سمت پیشرفت حرکت می‌‌کند. به طور مثال، نتایج تحقیقات علمی‌ بسیار سریع تر از گذشته حاصل می شود. آنچه باعث تحقق‌ این مهم شده است دسترسی هر چه بهتر و سریع تر به اطلاعات طبقه بندی شده است.

بنا به گفته او “دانش با سیری توانی‌ رو به گسترش است. خوشبختانه اینترنت و تکنولوژی های اطلاع رسانی کمک می کنند تا اطلاعات و قدرت تفکر ما در مقیاس های کاملا متفاوت –اعم از مقاله های علمی، شبکه های اجتماعی، اخبار روز جهان و دانشنامه ها- رشد کند.”

کاملا بر عکس کند ذهن کردن، این تکنولوژی ها مواردی هستند که ما را باهوش نگاه می دارند.

بدون شک، دسترسی‌ به تمام این اطلاعات می تواند در بعضی مواقع باعث تشویش ذهنی شود، اما Pinker بر این باور است که این موضوع جدیدی نیست و راهکار خود را دارد.

چاره این نیست که افسوس بخوریم، بلکه این است که روش هایی‌ برای کنترل خود بیابیم، همان گونه که در مورد وسوسه های دیگر راهکارهایی را اندیشیده ایم. شبکه های اجتماعی یا ایمیل خود را در اوقات کاری خاموش کنیم، گپ زدن با دوستان را به وقت شام نگذاریم و یا از همسر خود بخواهیم که در ساعات معین شده تماس بگیرد.

 ما مدت ها است که در مسیر باهوش تر شدن هستیم

رادیو، تلویزیون، اینترنت و دیگر ابزار های اطلاع رسانی اخیر منابعی بودند که رشد چشمگیری در ۱۰۰ سال گذشته داشتند. آیا داده ای مبنی بر تاثیر آن‌ها بر کند ذهنی‌ ما وجود دارد؟ در مقابل، طرفداران اثر Flynn اعتقاد دیگری دارند. لابد می پرسید اثر Flynn چیست؟ این اثر به افتخار فیلسوف James Flynn نام گذاری شده است و به افزایش هوش بشر طی‌ ۱۰۰ سال گذشته اشاره دارد.

Flynn پی‌ برد که چگونه تست های IQ به مرور زمان سخت تر می‌‌شوند. یافته‌های او به افزایش هوش طی‌ قرن بیستم اشاره دارد.

تست های IQ تغییرات زیادی کرده اند. در حال حاضر بخش زیادی از جامعه می توانند به تست های IQ مربوط به ۱۰۰ سال قبل به طور کامل پاسخ دهند. آیا این یعنی همه ی آنها نابغه هستند؟ تست های IQ نه تنها در طی ۱۰۰ سال گذشته گسترش یافته، بلکه سخت تر هم شده است.

کم توضیح بیشتر؟ Flynn می‌‌گوید یک فرد نرمال با توجه به معیار‌های ۱۰۰ سال پیش فردی با استعداد تلقی‌ می‌‌شود، در حالی‌ که افراد نرمال گذشته، امروزه در حوزه ی کند ذهنان قرار می گیرد. تفاوت از نظر وی توانایی در تفکر مطلق است

 

[ دوشنبه ۱۱ اسفند۱۳۹۳ ] [ 9:45 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]

172-7.JPG

مطالعات جدید نشان می‌دهد، درحالیکه نمرات بهره هوشی (IQ) انسان روند رو به رشدی را نشان می دهد، پتانسیل ژنتیکی برای هوشمند شدن انسان در حال کاهش است.

 دنیا پر از شواهدی است که نشان می دهد، انسان مدرن بسیار هوشمندتر از اجداد خود است: شناخت میکروب بعنوان عامل ایجاد بیماری، پیوند قلب و توسعه تلفن همراه هوشمند از جمله دستاوردهای انسان هوشمند مدرن محسوب می شود.

 فراتر از پیشرفت های فناوری بشر، نشانه دیگری موسوم به اثر فلین (Flynn effect) هوشمندتر شدن انسان مدرن را نشان می دهد؛ آزمون سنجش هوش به نام «جیمز فلین» پژوهشگر برجسته دانشگاه اوتاگو نیوزیلند نامگذاری شده است.

 «فلین» دریافته بود، نسل های جدید در سراسر جهان نمرات بالاتری را در تست های قدیمی در مقایسه با آزمون اصلی کسب می کنند.

 آزمون های سنجش بهره هوشی (IQ) طی یک قرن گذشته چندین بار مورد تجدید نظر قرار گرفته و استانداردسازی شده‌اند تا اثر فلین را مورد بررسی قرار دهند.

 «فلین» و بسیاری از محققان معتقدند، افزایش نمرات IQ منعکس کننده بهبود محیط مدرن است؛ بهره هوشی نیمی ارثی و نیمی دیگر تحت تأثیر محیط است، در این حالت تقویت و غنی سازی محیط اطراف کودک با فرصت های دیگری باعث افزایش ضریب هوشی در مراحل بعدی زندگی می‌شود.

 تغذیه بهتر، امکان تحصیل بیشتر و افزایش تحریک می‌توانند اثر فلین را توضیح دهند.

 «مایکل وودلی» از روانشناسان دانشگاه اومئا سوئد تأکید می کند: اگر شما در قرن 19 در خصوص تفاوت بین سگ و خرگوش صحرایی از مردم سوال می کردید، افراد برای پاسخ دادن به این سوال از تجربه واقعی زندگی خود می‌گفتند؛ مثلا می گفتند که سگ خرگوش را شکار می کند، اما انسان مدرن در پاسخ به این سوال تفکر انتزاعی تری دارد و جوابی مانند هر دو حیوان پستاندار هستند را بیان می کند.

 به گفته «وودلی»، همین ابتکارات و عادات تفکر بشر در نحوه پاسخگویی، باعث افزایش نمرات IQ شده است.

 انسان رو به کند ذهنی می‌رود

 باوجود بالا رفتن نمرات بهره هوشی (IQ) انسان مدرن، برخی محققان بر این باورند که انسان نه تنها روند هوشمندتر شدن را در پیش نگرفته است، بلکه هر روز بسمت کند ذهنی پیش می‌رود!

 در نوامبر 2012 میلادی «جرالد کرابتری» از محققان مدرسه پزشکی دانشگاه استنفورد با انتشار دو مقاله در مجله Trends in Genetics عنوان کرد که هوش بشر بین دو تا شش هزار سال قبل به نقطه اوج خود رسیده است.

 این ادعا بر پایه مطالعات ژنتیکی استوار است که نشان می دهد، حدود دو تا پنج هزار ژن کنترل هوش انسان را برعهده دارند.

 محاسبات «کرابتری» نشان می دهد که طی سه هزار سال اخیر دست کم دو نوع جهش ژنتیکی مضر، این ژن های کنترل کننده هوش را تحت تأثیر قرار داده اند.

 بعلاوه هوش برای انسان مدرن یک مسأله تکاملی محسوب نمی شود؛ هزاران سال قبل و پیش از مطرح شدن علم ایرودینامیک، انسان شکارچی آموخت که در صورت پرتاب نکردن درست نیزه بسمت شیر، قطعا به غذای این حیوان درنده تبدیل خواهد شد، اما انسان مدرن به ندرت با شرایط مانند مرگ یا زندگی مواجه است.

 نظریه دیگری عنوان می کند که ظرفیت ژنتیکی بشر در بخش هوش رو به کاهش است و این مسأله ناشی از پدیده ای موسوم به جفت گیری مضر ژنتیکی (dysgenic mating) است.

 از اواسط 1800 میلادی همبستگی منفی بین ضریب هوشی و نرخ زاد و ولد مطرح شد که نشان می داد، افراد باهوش تر، تعداد کمتری فرزند دارند؛ از آنجا که بخشی از هوش، ژنتیکی است، پس ضریب هوشی نیز باید با کاهش روبرو می‌شد که این مسأله تضادی با نظریه جفت گیری مضر ژنتیکی ایجاد می کرد.

 درک تناقض هوش

 «وودلی» معتقد است که موفق به حل این تناقض شده است؛ برای بررسی هوش تاریخی انسان، محققان از زمان واکنش ساده (مدت زمان پاسخ به یک محرک) استفاده کردند که با ضریب هوشی (IQ) در ارتباط است.

 زمان واکنش نشان دهنده توانایی فرد برای پردازش شناختی در مسائل بسیار ابتدایی و پایه است.

 «سر فرانسیس گالتون» محقق انگلیسی در اواسط 1880 میلادی زمان واکنش را بر روی دو هزار و 522 مرد و 888 زن جوان در طیف گسترده ای از وضعیت اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قرار داد؛ بر اساس این آزمایش زمان واکنش مردان به یک محرک 183 میلی ثانیه و در زنان 187 میلی ثانیه بود.

 پس از 1941 میلادی دوازده آزمایش مشابه آزمون «گالتون» انجام شد که نشان می داد، سرعت واکنش مردان به 250 و زنان به 277 میلی ثانیه افزایش یافته است؛ نتایج این یافته ها سال 2010 میلادی در مجله Psychology آمریکا منتشر شد.

 «وودلی» تأکید می کند: کند شدن سرعت واکنش انسان در گذر زمان با این ایده سازگار است که زندگی با ثبات تر و فرهنگ متعادل تر در زندگی مدرن باعث کاهش ظرفیت هوش انسان می شود؛ یعنی با وجود افزایش ضریب بهره هوشی (IQ) با استفاده از امکانات آموزشی و بهداشتی، ظرفیت انسان برای هوشمندتر شدن رو به نزول است، اما هنوز دلایل مشخصی برای این مسأله پیدا نشده است.

 

 

[ دوشنبه ۱۱ اسفند۱۳۹۳ ] [ 9:42 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]
هنگام فرياد زدن، فعاليت مغز متوقف مي‌شود.
محققان دانشگاه کاليفرنيا در تحقيقات خود دريافتند، فعاليت ناحيه تکلم در مغز، هنگامي که فرد با صداي بلند صحبت مي‌کند متوقف مي‌شود. ناحيه تکلم مغز هنگامي که فرد بطور عادي صحبت مي‌کند براي کلمات و جملات بعدي برنامه‌ريزي مي‌کند. تحقيقات جديد نشان مي‌دهد صبحت کردن با صداي بلند، موجب مي‌شود فرد نتواند واژه‌ها و جملات را به خوبي کنار هم بچيند و دچار اختلال تمرکز و ناهماهنگي در گفتار مي‌شود.
محققان مي‌گويند از نتايج اين تحقيق در تشخيص و درمان عوارض گفتاري و اختلالات تکلمي ناشي از سکته مغزي نيز استفاده خواهند کرد.

[ دوشنبه ۱۱ اسفند۱۳۹۳ ] [ 9:28 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]

عموم ما در انتخاب غذاها و نوشیدنی‌ها، به شدت دقت می‌کنیم تا از مواد خوراکی ناسالم دوری کنیم. برای عموم ما، تنفس در هوای آلوده‌ی شهرهای بزرگ، یک نگرانی و دغدغه‌ی دائمی است و همیشه احساس می‌کنیم که شاید با هر دم و بازدم، بیش از آنکه نیاز بدن خود به اکسیژن را تامین کنیم، سرب و آلاینده های دیگر را جذب می‌کنیم.

عموم ما سیگاری نیستیم و دوست نداریم که دوستانمان هم سیگار بکشند و در هر فرصتی، می‌کوشیم آنها را به ترک دخانیات تشویق کنیم

اما فراموش می‌کنیم که خطرناک‌ترین سمومی که وارد مغز و بدن ما می‌شوند، نه آلاینده‌های هوا هستند و نه دود سیگار. نه افزودنی‌های کارخانجات مواد غذایی و نه محصولات غیربهداشتی. گاهی اوقات، اطرافیان ما، فضایی برای زندگی و تنفس ما می سازند که از هر سمی بدتر است و..... گاه خودمان، انسانی مسموم کننده برای محیط دوستان و خانواده و محل کار خود هستیم. انسان‌هایی که آلاینده‌ی محیط زندگی ما هستند، خطرناک‌ترین آلاینده‌های طبیعی هستند و گاهی ما، خود مهم‌ترین آلاینده‌ی ارگانیک در بین دوستان و همکاران خود محسوب می‌شویم.

 کسانی که اهل مقایسه بی ربط هستند: شاید چنین افرادی را در اطراف خود زیاد دیده باشید. آنها درس خوانده‌اند و مثلاً مهندس شده‌اند. وقتی با جایی تماس می‌گیرند خودشان را مهندس فلانی معرفی می‌کنند. اگر کسی آنها را بدون این مدرک تحصیلی‌شان صدا کند دلخور می‌شوند. اما هر روز، درآمد خود را با ساندویچی سر کوچه‌ی خودشان هم مقایسه می‌کنند و ناراحت هستند که یک مهندس مملکت، چرا به اندازه‌ی یک ساندویچی مملکت درآمد ندارد! آنها به شکلی برخورد می‌کنند که انگار در دفترچه‌ی انتخاب رشته‌ی دانشگاه، در مورد اینکه درآمد یک مهندس از چه مشاغلی بیشتر و از چه مشاغلی کمتر است، تعهدی وجود داشته است. ویژگی اینگونه افراد در این است که حاضر نیستند هزینه‌ی انتخاب‌های خود را بپردازند. آنها می‌خواهند انتخاب مطلوب خودشان را انجام دهند اما همه‌ی دستاوردهای مطلوب دیگران را هم داشته باشند.

این نگرش نه تنها برای خود آنها مسموم است، بلکه آنها را به یک سم مهلک برای اطرافیان تبدیل می‌کند. آنها هر روز به معلم همسایه یادآوری می‌کنند که درآمدش از فلان کارمندی که در فلان سازمان رشوه می‌گیرد کمتر است. به پلیسی که در خیابان نظم و امنیت را به شهر باز می‌گرداند یادآوری می‌کنند که درآمدش از دزدی که از همان چهارراه عبور می‌کند کمتر است. به فرزندی که حاصل کار روزانه‌ی خود را پس از تحصیل به خانه می‌آورد تا خرج خانواده را بدهد یادآوری می‌کنند که شغل پسر یا دختر دیگری داشتن پدر ثروتمند است و به این شکل، یا فساد را ترویج می‌کنند و یا نا‌امیدی را.

آنها که از هر نوع موفقیت یا رشد یا بزرگی در دیگران احساس بد پیدا می‌کنند. به آنها بگویید که یکی از بستگان، یک شرکت جدید تاسیس کرده و موفق است. می‌گوید: اولش همین است. اما اینها شرکت‌داری بلد نیستند. سال بعد گرسنه می‌مانند. به آنها بگویید مطلبی نوشتم و در فلان مجله منتشر شد. می‌گویند: آشغال منتشر می‌کنند. نگاه کن ببین دو صفحه قبل از تو، مقاله‌ی چه آدم بیسوادی را منتشر کرده‌اند! به آنها بگو که در سازمان ما، این ماه من را به عنوان کارمند نمونه انتخاب کردند. می‌گوید: همه رای دادند؟ یا دو سه نفر دوستانت شرکت کردند؟ شاید هم خودت رای گیری را برگزار کردی! به آنها بگو درآمدم امسال دو برابر سال قبل است و خوشحاليم. می‌گویند: چه فایده که چهار برابر سال قبل کار می‌کنی.

جالب اینجاست که حسادت در این افراد، چیزی فراتر از رقابت است. اگر خودش بهترین حقوقدان شهر باشد، باز هم تحمل اینکه تو بهترین حسابدار شهر باشی را هم ندارد.

 آنها که قربانی هستند. حقشان خورده شده. اگر پدر و مادرشان مهربان بود. اگر پدر و مادرشان ثروتمند بود. اگر الان در گوگل بودند. اگر الان در کشور دیگری بودند. اگر اقتصاد این نبود. اگر جنگ نشده بود. اگر تحریم نبود. اگر پارتی بازی نبود. اگر به او هم وام می‌دادند. اگر مدیرشان همکارشان را بیشتر از آنها دوست نداشت. اگر فلانی در شرکت فامیل مدیرمان نبود. اگر در این مقطع تاریخ نبودیم. اگر در این نقطه از جغرافیا نبودیم. اگر در این سن نبودند. اگر زن نبودند. اگر مرد نبودند. اگر انتخاب رشته را درست انجام داده بودند. اگر آن سال سهمیه‌های کنکور زیاد نبود. اگر معلم ریاضی در کودکی اخم نمی‌کرد و آنها از ریاضی دلزده نمی‌شدند. اگر اولین رابطه‌ی عاشقانه آنها موفقیت آمیز بود. اگر ازدواج نکرده بودند. اگر ازدواج کرده بودند. اگر جدا نشده بودند. اگر…

آنها با هزار اما و اگر شکست خود را توجیه می‌کنند و به شما هم می‌باورانند که اگر دستاوردی داشته‌ای، ناشی از تلاش و توانمندی نبوده. بلکه ابر و باد و مه و خودشید و فلک در کار بوده‌اند که تو نانی به کف آری و امروز شکمت سیر باشد!

آنها که به بیماری دروغگویی مزمن گرفتار هستند. تا نسل انسان از روی این کره خاکی منقرض نشده، دروغ هم در ارتباطات انسانی باقی خواهد ماند. انسانها گاهی به خاطر ترس دروغ می‌گویند. گاهی به خاطر حرص. گاهی به خاطر دفاع از خودشان و گاهی به خاطر حمله به شما. شاید انتظاری محال باشد که کسی را بیابیم که هرگز دروغ نگفته باشد و نگوید. اما این حق ماست که از کسانی که در همه زمانها و در همه زمینه‌ها دروغ می‌گویند دوری کنیم. آنها تصویری غیر واقعی از خودشان و خودمان را به ما نشان می‌دهند. آنها از محیط اطراف ما و دوستانمان تصویری غیر واقعی در ذهن ما می‌سازند. حتی وقتی فکر می‌کنیم که دروغ‌های آنها را می‌دانیم و می‌فهمیم و دروغ‌های آنها هزینه‌ای برای ما ندارد، همیشه این امکان هست که ما را با دروغی جدید در شرایطی جدید غافل‌گیر کنند.

انها که از کنترل کردن دیگران لذت می‌برند. وقتی می‌گویی که رفتی و برای تولد دوستت، عطر خریدی بلافاصله می‌گوید که چند خریدی؟ اگر من بودم جایی می‌بردمت که ارزان‌تر بخری. وقتی می‌گویی با یکی از دوستانم دعوا کرده‌ام، می‌گوید که: اگر از همان اول از من پرسیده بودی می‌گفتم که به درد دوستی نمی‌خورد. اگر مسافرت بروی و به او نگفته باشی دلگیر می‌شود. اگر تفریح بروی و با او نروی و نگویی که با چه کسانی می‌روی دلگیر می‌شود. طوری با تو برخورد می‌کند که به خاطر تمام تصمیم‌هایی که بدون مشورت او گرفته‌ای و به خاطر تمام کارهایی که بدون حضور او انجام داده‌ای و به خاطر همه تماس‌هایی که با او نگرفته‌ای و به خاطر همه خبرهایی که به او نداده‌ای، پشیمان شوی. باید همه‌ی دوستان اینستاگرام تو را بشناسد. زندگی همه کسانی که شماره تلفن آنها در موبایل تو است را بداند. باید فرستنده‌ی همه‌ی هدیه‌هایی را که الان در زندگیت وجود دارد بشناسد و عجیب‌تر اینکه، نام این رفتار در نگاه او یا عشق است. یا دوست داشتن. یا حمایت. یا محبت.

آنها که انگار برای بار دوم زندگی می‌کنند! هرگز نمی‌توانی هیجان آنها را ببینی. کافی است برایشان از آخرین مسافرتت بگویی. آرام و بی‌تفاوت می‌گویند: بله. چند سال پیش به آنجا رفته بودم. کافی است برای آنها از زیبایی کتابی که خوانده‌ای بگویی. نگاه می‌کنند و با بی‌تفاوتی میگویند: بله. یک کتاب کلاسیک است. تازه با آن آشنا شده‌ای؟ کافی است یک لطیفه زیبا را برایشان تعریف کنی. در همان جمله اول میگویند: آهان! این را وقتی بچه بودیم می‌گفتند. کافی است توضیح دهی که با استعفا از آخرین شغلت، چیزهای جدیدی آموخته‌ای. آنقدر بی تفاوت تایید می‌کنند که احساس کنی آخرین نفر در جهان هستی که این مطلب را می‌دانی. کافی است غذایی خوشمزه درست کنی و خلاقیتی به خرج دهی. آرام و خونسرد توضیح می‌دهند که در فلان کشور، شهری هست و در اطراف آن شهر، روستایی که دقیقاً این غذا را به همین شکل درست می‌کنند.

زندگی برای همه ما، تجربه‌ی کوتاه و لذتبخش هیجان است. مهم نیست چیزهای کوچک ما را هیجان زده کند یا رویدادهای بزرگ. ما در اطرافمان کسانی را می‌خواهیم که لذت تجربه‌ی هیجان را با آنها به اشتراک بگذاریم. اما هستند افرادی که هیجان زده شدن را کسر شان خود می‌دانند. آنها طوری وانمود می‌کنند که انگار برای دومین بار، زندگی بر روی زمین را تجربه می‌کنند

منبع: متمم

[ یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳ ] [ 11:47 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]
سازمان بهداشت جهاني هشدار داد : بيش از يک ميليارد نوجوان و جوان در سراسر جهان به دليل قرار گرفتن در معرض صدا‌هاي بلند با خطر از دست دادن قدرت شنوايي روبرو هستند .
در بررسي اين سازمان آمده‌ است: حدود يک ميليارد و 100 ميليون نوجوان و جوان به دليل استفاده از هندزفري و ديگر وسايلِ گوش دادن به موسيقي، خود را در معرض سطح مخرب و آسيب‌زننده‌اي از صداهاي بلند قرار مي‌دهند . طبق اعلام سازمان بهداشت جهاني ، حدود 360 ميليون نفر در سراسر جهان دچار عارضه از دست دادن قدرت شنوايي به ميزان متوسط تا شديد هستند .

[ یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳ ] [ 9:14 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]

محققان علوم پزشکي در دانشگاه کمبريج اعلام کردند خواب بيشتر از هشت ساعت در شبانه روز، خطر ابتلا به سکته مغزي را بيشتر مي کند و اين خطر در افراد سالخورده، ‌دو برابر مي شود.
خوابيدن بيش از حد، مشکلاتي همچون ديابت و چاقي در پي دارد . اين مطالعه نشان مي دهد خواب بيشتر از هشت ساعت در شبانه روز، خطر بروز سکته مغزي را بالا مي برد و اين خطر به خصوص در افراد سالخورده ، مشهود است.
نتايج مطالعه اين محققان در شماره اخير نشريه ديلي ميل منتشر شده است.
سکته مغزي يک آسيب حاد مربوط به سيستم عصبي است که در آن ، جريان تامين کننده مواد مغذي و اکسيژن قسمتي از مغز قطع مي شود.
در نتيجه ، عملکرد عصبي ناحيه آسيب ديده مختل مي شود.
لازم به ذکر است قطع جريان خون معمولا در شريان ها اتفاق مي افتد ، اما مي تواند وريدها را نيز درگير کند.
عوامل خطراين بيماري شامل افزايش سن ،افزايش فشارخون ، ديابت ، کلسترول بالا و سيگار کشيدن است .
علائم اين بيماري عبارتند از کرختي يا ضعف ناگهاني خصوصا در يک طرف بدن ، تکلم مشکل يا صحبت کردن نامفهوم ، اشکال در ديد در يک يا هر دو چشم ، سرگيجه و فقدان تعادل ناگهاني ، کاهش يا از دست دادن هوشياري ، درد قفسه سينه و تنفس کوتاه که سه علامت آخر ، بيشتر در زنان ديده مي شود.
فشارخون بالا مهم ترين عامل خطر براي اين بيماري است .

[ یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳ ] [ 7:42 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]

محققان علوم پزشکي در فرانسه اعلام کردند چرت زدن در روزهايي که شب گذشته آن با کم خوابي طي شده است به افزايش کارايي دستگاه ايمني و استرس کمک مي کند.
دکتر بريس فارو و همکارانش در دانشگاه سوربون اعلام کردند پس از شب هايي که يک فرد دو ساعت خوابيده باشد، چنانچه دو بار چرت کوتاه ، هر يک به ميزان نيم ساعت انجام دهد، دستگاه ايمني و سطوح مولکول هاي سيتوکين و کاته کولامين،‌ به ميزان طبيعي خود باز مي گردد.
محققان فرانسوي در مقاله اي در شماره اخير نشريه سوخت و ساز و غدد باليني اعلام کردند شمار کساني که کمتر از شش ساعت در شب استراحت مي کنند در حال افزايش است به طور مثال اين آمار از 12 درصد در سال 1998 به 20 درصد در سال 2009 افزايش يافته است.
دانشمندان فرانسوي با مطالعه سطوح اينترلوکين شش در بزاق افراد مورد مطالعه به اين نتايج دست يافتند.

[ یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳ ] [ 7:40 ] [ فرزانه سادات معصومیان ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

فرزانه سادات معصوميان
از سال 1374 تا كنون در شبكه هاي خبري متعددي چون: رادیو جوان, ایران، پیام. فرهنگ، قرآن، سلامت و با عنوان نريتور(متن خوان) شبكه هاي مختلف تلويزيوني در برنامه هاي گزارش هفتگی، مرز های سیاست،سپهر سیاست، سینما ماورا، بررسی مطبوعات، رسانه ها شبکه خبر، نگاه دو و نيز در برنامه هاي راديويي چون: بررسی رادیوهای بیگانه، رویدادهای هفته، کندو کاو، جهان سیاست، نگاه روز و ... مشغول به كار مي باشد.
شما همراهان عزیز می توانید با مطالعه مطالب علمی و روانشناسی و همچنین آشنایی با مهارت های گفتگو و ارتباط موفق و آشنایی با فن بیان، گویندگی و اجرا و سخنرانی و سخنوری در این وبلاگ که به نوعي همچون خود آموز فن بيان نیز ميتواند به کار بيايد و همینطور شركت در كارگاه هاي يك روزه آموزش فن بيان و گويندگي به ثروت بیان هم ( بیاندبشید) و هم (ثروتمند شويد)!!!
امکانات وب